واسه اینه که تو بخندی

مطالبی از همه جای طبیعت

من با شما چه کنم ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/15ساعت 4:26 PM  توسط farshid moradi  | 

index.php?q=aHR0cDovL2kxMC50aW55cGljLmNvbS8ycmRkZTJmLmdpZg%3D%3Dindex.php?q=aHR0cDovL2kxMS50aW55cGljLmNvbS80ZHBmYWtrLmdpZg%3D%3D110f7o2.jpgindex.php?q=aHR0cDovL2kxMS50aW55cGljLmNvbS80ZHBmYWtrLmdpZg%3D%3D

n5gf9u.gifindex.php?q=aHR0cDovL2kxMC50aW55cGljLmNvbS80M2UxejBtLmdpZg%3D%3D40nha4k.gifindex.php?q=aHR0cDovL2kxMC50aW55cGljLmNvbS80MGFnNHVnLmdpZg%3D%3Dindex.php?q=aHR0cDovL2k5LnRpbnlwaWMuY29tLzJ5dnRxMTIuZ2lm

B00006AMUE.03.LZZZZZZZ.jpgindex.php?q=aHR0cDovL2k5LnRpbnlwaWMuY29tLzJ5dnRxMTIuZ2lm

aishvariarai9]index.php?q=aHR0cDovL2kxNS50aW55cGljLmNvbS80N2NmbW9rLmdpZg%3D%3Dindex.php?q=aHR0cDovL2kxNS50aW55cGljLmNvbS80NTNybnNvLmdpZg%3D%3D       index.php?q=aHR0cDovL2kxNS50aW55cGljLmNvbS8yaHF1aXB3LmdpZg%3D%3D           index.php?q=aHR0cDovL2kxNC50aW55cGljLmNvbS8yYWZocXhkLmdpZg%3D%3Dindex.php?q=aHR0cDovL2kxNS50aW55cGljLmNvbS80N2NmbW9rLmdpZg%3D%3D2z4bfjo.gifindex.php?q=aHR0cDovL2kxNS50aW55cGljLmNvbS80N2NmbW9rLmdpZg%3D%3D

چند واقعيت ترسناك و شيرين در باره ايدز

فروردین ۱۷م, ۱۳۸۶

رفقا لطفا اول اين عكس هاي ترسناك رو نگاه كنيد و بعد ادامه مقاله را بخوانيد !

 

 

 

خوب حالا كه كلي ترسيديد ميشه به اين پرسش پاسخ بدهيد كه “چه اندازه در مورد ايدز و راه هاي آلودگي به آن ميدانيد ؟ ” اگر كه زياد ميدانيد ، كه هيچ ولي اگر چيزي نميدانيد لطفا ۹ نكته زير را كه در مورد راه هاي قابل انتقال بيماري ايدز است را مطالعه كنيد !

 

  1. خون و فروارده هاي خوني آلوده به ويروس
  2. رابطه جنسي نا امن ( به تمامي روبط جنسي كه بدون وسايل پيشگيري كننده انجام شوند از نظر پزشكي نا امن گويند )
  3. سكس مقعدي ( به رابطه جنسي نامعقول از دبر گويند )
  4. سكس دهاني ( به رابطه جنسي از طريق مكيدن يا ليسيدن الت تناسلي گويند كه در اصطلاح عامه به ساك زدن معروف ميباشد )
  5. مادر به فرزند ( از طريق جنين در دروان بارداري )
  6. استفاده از سرنگ هاي آلوده و چند بار مصرف
  7. زخم هاي باز بدن كه در معرض تماس خون يا فراورده خوني آلوده قرار گرفته باشند
  8. خالكوبي دسته جمعي با استفاده از يك سوزن
  9. وسايل آلوده به خون مسموم شده توسط ويروس ( نظير چاقو ، قيچي ، تيغ ريش تراشي و لوازم دندان پزشكي

 

خوب ، حالا كه با راه هاي آلودگي آشنا شديد ، اگه كه كفري نميشين كه چرا اين همه سوال ميكنم ، لطفا به اين سوال من جواب بدهيد كه ” چه اندازه در مورد راه هاي پيشگيري از ابتلا به ايدز آگاهي داريد ؟ ” اگه كه مانند سوال قبلي خيلي زياد ميدانيد ، بايد بگم كه خوشبحالتون ، لطفا كليد كلوز مرورگرتون رو بزنين !!! اما اگه چيزي نميدانيد لطفا ۶ توصيه بهداشتي زير را كه در مورد راه هاي پيشگيري از ابتلا به ايدز ميباشند را مطالعه فرماييد ! 

 

  1. در سكس از كاندوم استفاده كنيد
  2. از سرنگ يك بار مصرف استفاده كنيد
  3. در موارديكه آلوده هستيد باردار نشويد و از قرص هاي و ديگر راه هاي  ضد بارداري استفاده كنيد
  4. از خون و فروارده خوني تاييد شده توسط وزارت بهداشت استفاده نماييد
  5. از وسايل استريل شده براي اصلاح و دندان پزشكي يا هر عمل ديگري كه احتمال بروز خون ريزي را در شما ايجاد ميكند ، استفاده كنيد
  6. يا خالكوبي نكنيد و يا اگر ميكنيد از سوزن يك بار مصرف استفاده كنيد

 خوب اگه تا اينجاي مقاله رو خونديد ، بايد به دليل توجهتون به سلامتي و بهداشت فردي و اجتماعيتون ازتون تشكر كنم و براتون آرزو كنم كه هميشه با رعايت نكات بهداشتي ، سالم و سرحال باشيد .

 

قربونتون ، مهدي مصطفايي (كارشناس ميكروب شناسي )

سرد كننده هاي سكسي مردان

فروردین ۱۷م, ۱۳۸۶

 

 

سر مقاله :

 

در ادامه مقلات گذشته در زمينه ، سرد كنندها و تحريك كنندگان جنسي زنان  بنا به قولي كه داده بودم ، سرد كنندگان جنسي مردان را برايتان به نگارش در مي آورم ، به اميد اينكه ذره اي از حقوق مردان كه روزانه توسط زنان ناديده گرفته ميشوند را نمايان كنم ، اين را به علت آن ميگويم كه برخلاف تصور عامه بسياري از زنان كه مي انديشند ، مردان به طور مداوم در حال تجاوز به حقوقشان هستند و آنها مظلوم ترين موجودات كره زمين اند ، نشان بدهم كه اگر قرار بر تجاوز است ، زنان نيز چيزي كم از مردان نگذاشته اند و مداوم در حال همان كاري هستند كه از انجامش توسط جنس مخالف شكايت دارند !

 

جا دارد قبل از شروع مقاله باز هم به مانند مقاله هاي گذشته تاكيد كنم كه مردان و زنان از دوجنس كاملا مخالف هستند و هيچ شباهت روحي و فيزيولوژيكي نسبت به هم ندارند مگر در كليات خلقتشان كه هر دو انسان اند ! ، متاسفانه اين روزها جو روشنفكري زدگي منجر شده تا خيلي از نويسنده ها مرد قلم بر دست بگيرند و براي مقبوليت عام ، شروع كنند به فرياد زدن كه « آي مردان و زنان شبيه هم اند ، هيچ تفاوتي با هم نداريم ، مرگ بر فلان و مرگ بر بهمان ! » و نويسنده هاي زن هم متقابلن ، با فرياد « جامعه مرد سالار ، تبعيض جنسيتي ، دورد بر فمنيست ، برابري ميخواهيم و …… » حرف هايي بزنند كه به اندازه مگسي هم با علم روانشناسي ، زيست شناسي و انسان شناسي سازگاري ندارند !

 

در اين مقاله سعي دارم تا با افتراق كامل ميان زن و مرد ، راه هايي كه مانع نزديكي و معاشقه مثبت بينشان ميشوند را فاشگو كنم ، براي اطلاعات بيشتر ادامه مقاله را مطالعه فرمايد . ( مطالعه اين مقاله به صورت آنلاين و در شرايط غير متعارفي مانند عجله و استرس و … توصيه نمي شود ، لذا ميتوانيد مقاله را بعد از قطع شدن اتصال به اينترنت به صورت آفلاين مطالعه كنيد و يا از طريق فايل پي دي اف  كه ميتوانيد از اينجا دانلودش كنيد و در كامپيوترتان ذخيره كنيد و بعدا به طور كاملا ريلكس آن را مطالعه فرماييد ! اما در صورت اصرار بر خواندن خلاصه وار ميتوانيد ، جملات قرمز رنگ را بخوانيد و مطالعه بقيه را به بعدا موكول كنيد! )

 

چرا بايد سر كنندهاي جنسي مردان را بدانيم :

 

مردان موجوداتي هستند ذاتا خشن ، دليل اين خشن بودن را ميتوان در تاريخ جستجو كرد ، وقتي كه مردان از قديم الايام وظيفه داشتند تا كارهاي سخت را انجام بدهند ، لذا نياز به روحيه و جسمي خشن داشتند تا بقا بشريت حفظ شود ، چون اگر اين نبود و مردان با زنان يكسان بودند ، ديگر هيچ خانه اي ساخته نميشد ، هيچ غذايي شكار نميشد و تا به الان نسل بشريت به احتمال زياد منقرض ميشد ! لذا ميبينيم كه اين خسيسه خشن بودن ، خسيسه مثبتي است و براي حفظ بقا و تكامل بشريت بايد در كنار روحيه آرام زنان قرار گيرد و مايه اين شود كه بعنوان يك مكمل همديگر را همپوشاني كنند .

 

مردان ، ذاتا به دليل همين روحيه شان به دنبال فرمانفرمايي هستند ، فرمان فرمايي كه به مرد در روابط خانوادگي اش احساس قدرت بدهد ، فراموش نكنيد كه قدرت به معناي ديكتاتوري نيست ! بلكه قدرت به اين معنا است كه مرد بايد در روباطش با جنس مخالف احساس كرامت و موثر بودن بكند ، براي حضم اين جملات بايد به اين مثل از يك استاد روانشناسي دانشگاه تهران اشاره كنم كه ميگفتند : « مرد بايد در خانه پادشاه و زن نخست وزير باشد » يعني اينكه با وجود اينكه مرد بايد فقط يك مقام تشريفاتي در درون خانه داشته باشد و اصل كار در دست ديگري باشد اما بايد كرامت و ابهت مرد درخانه حفظ شود تا اين خانه به يكي از گرم ترين و زيبا ترين عواطف انساني آراسته شود .

 

همان طور كه زنان براي شكوفايي احساسات و عواطفشان نياز به امنيت در روابطشان هستند ، حال چه سكسي و چه غير سكسي ، مردان نيز به فراخور طبيعتشان نيازمند ، ابهت اند تا بتوانند احساساتشان را بروز دهند و به شكوفايي مطلوبي كه ميتواند بزرگترين تضمين هاي امنيتي را به زنان بدهد ، برساند ، لذا مشاهده ميكنيم كه همواره اگر بخواهيم بهترين حالت را در روابط زناشويي داشته باشيد بايد از معادله ( دادن احساس احترام و ابهت به مردان = گرفتن احساس امنيت و تعهد ) استفاده كنيد ، سرد كنندهاي زير اين معادله را برهم ميزنند و نتيجه اش اين ميشود كه مردتان ، يا از شما زده ميشود و به شما در خفا خيانت ميكند ، يا كار را براي هميشه تمام ميكند و شما را طلاق ميدهد و يا اينكه اگر هم آدم با اخلاقي باشد در نهايت با اينكه از شما متنفر است تا آخر عمر شما را تحمل ميكند و شما را از آنچه كه نيازمندش هستيد در روابط زناشويي ، براي هميشه محروم مي سازد !

 

سر كننده هاي جنسي مردان :

 

خانمهاي عزيز از نحسي اين ۲۰ عمل بپرهيزيد ، زيرا عواقبش در نهايت گريبان گير خودتان خواهد شد !

 

  1. زنهايي كه به گونه اي رفتار ميكنند كه گويي از سكس و معاشقه خوششان نمي آيد ( خانمهايي كه با عباراتي تحقير آميز از سكس صحبت ميكنند ، در هنگام سكس خودشان را معضب نشان ميدهند ، از شوهرشان به خاطر شهوتي بودنش انتقاد ميكنند يا در سكس سعي دارند طوري وانمود كنند كه بيا و بكن تا از شرت راحت بشم ، بدونند كه منفورترين حركات را در مقابل مردان انجام ميدهند ! و اگر اين عملشان را ترك نكنند و خودشان و عواطفشان را در هنگام سكس آزاد نكنند بايد منتظر روز فاجعه باشند ! )
  2. زن هايي كه هيچ وقت شروع كننده نيستند ( “به عنوان يك مرد ميگويم ، هيچ وقت چيزي برايم لذت بخش تر از اين نيست كه همسرم به من حمله كند و مرا عاشقانه ببوسد ، اگر همسرم اين لطف را درحقم بكند و به من نشان دهد كه از نظر او هم رابطه جنسي مهم است ، حاضرم دنيا را به او بدهم ” اين جمله يكي از بزرگترين روانشناسان دنياست ، حلا خودتون قضاوت كنيد كه مجرا از چه قرار است ! )
  3. زن هايي كه نسبت به بدن مردها شناخت كافي ندارند ( خانمهاي عزيز اگر ميخواهيد نشان دهيد كه مردي را دوست نداريد و از او متنفريد ، به آلتش به چشم يك سگ وحشي نگاه كنيد ، بدون اعتماد بنفس به بدنش دست بزنيد و بدن شوهرتان را نشناسيد تا در اصرع وقت از شر اين رابطه خلاص شويد ! ولي اگر ميخواهيد در روابط جنسي تان موفق باشيد بايد با افزايش آگاهيتان از بدن مردان با تمام بدنش معاشقه كنيد ، همان جوري كه انتظار داريد او با شما اين گونه رفتار كند )
  4. زن هايي كه بار رسيدن به اوج نقطه جنسي را به مرد شان واگذار ميكنند ( نياز به توضيح ندارد ! )
  5. زن هايي كه در رخت خواب مثل پليس رفتار ميكنند ( آخ دردم گرفت ، آروم باش، لباسم رو اين طوري در آر ! ، يه ذره بيا اين طرف ، نه ، آهان الان درست شد ، تندش كن ، حالا يواش بشو ،  اه تو هيچي نو فهمي همش به فكر خودتي ! …… من خجالت ميكشم اين خودخواهي را توضيح بدهم ، خودخواهي نياز به ترجمه و تفصيل ندارد ! )
  6. زن هايي كه مثل جسد در رختخواب بي حركت و بي عكس العمل ميباشند (  به مردهايي كه همچين زن هايي دارن تسليت عرض ميكنم و توصيه ميكنم به فكر تجديد فراش باشند ! واقعا حقتونه اگه اين كار رو بكنين ، چون شما اگه حيوون هم بوديد نميتونستيد با يه جسد كه مياد مستقيم جلوتون ميخوابه زندگي كنين ! )
  7. زن هايي كه در رختخواب زياد حرف ميزنند ( خانمهاي عزيز مردان بر خلاف شما گفتاري نيستند و به دليل ساختار مغزي شان نميتوانند در آن واحد هم حرف بزنند و هم عمل كنند ، پس بهتره كه سعي كنيد با درك متقابل گه گاه از صحبت كردن زياد بپرهيزيد و به جاي آن با مردتان معاشقه كنيد اما فراموش نكنيد كه من نميگويم اصلا حرف نزنيد ولي از تعادل هم خارج نشيد ! )
  8. زنهايي كه زياد مراقب بهداشت و زيبايي خود نيستند ( موهاي زهار بلند ، پاهاي پشمالو ، دهان بد بو ، سبيل ! ، بوي عرق متعفن ، لباسهاي نامرتب ، رژيم غذايي ناسالم ، موهاي بيش از حد آرايش شده و تافت خورده ، فرج هاي بد بو ! ، پيه شكم ، پوست هاي ترك خورده ، صورتهاي ماست مالي شده و پوشيده از خروارها كرم پودر و ماتيك ! ، ناخن هاي شكسته و پوسته پوسته شده ، لاك ناخن ورق شده و …… از جمله مواردي است كه باعث ميشود در مقام يك مرد از خانمها هاي اين چنيني بپرسم كه ” آيا اگر مرد بوديد جذب چنين زني مي شديد ؟ ” )
  9. زنهايي كه خودشان از ظاهر و قيافه خود خوششان نمي آيد و مرتبا خودشان را پايين مي آورند و تحقير ميكنند ( مثلمه كه اگر خودتان را پايين بگيرد پايين هم مي آييد و اگر بالا بگيريد بالا ميرويد ، ديگر توضيحي ندارم جز اينكه به ؛ خودتان اعتماد داشته باشيد و هرگز جلوي همسرتان خودتان را پايين نياورد كه اگر بكنيد ، خودتان كرديد كه لعنت بر خودتان باد ! )
  10. زن هايي كه بيش از اندازه به ظاهر و قيافه خودشان حساس اند ( هر وقت زنهايي را ميبينم كه يك كيلو ماست روي صورتاشون چسپوندن و صد كيلو طلا و جواهر به بدنشون وصل كردن با چندشي از اعماق وجودم ميگويم ” واي چه شيطان مجسمي ! ” حالا بريد از بقيه مردها هم بپرسيد كه ؛ بين آرايش غليظ با آرايش ملايم كدومشون رو امتحان ميكنن و بين زنهاي وسواسي در پوشش و آرايش و زنهاي گرم و آرام و مرتب ، كدومشون رو ميپسندن ؟ اينا رو بپرسين بعد دوباره برگردين و اين جملات رو بخونين ! )
  11. زن هايي كه دوست ندارند معاشقه دريافت كنند ( باور كنيد كه مردها خودخواه نيستن و اتفاقا مردها بيشتر دنبال اين هستند كه شريكشون لذت ببره تا از اين مفر حس تاثيرگذار بودنشان برانگيخته بشود و لذت ببرند ، اگر دوست داريد بزنيين تويه ذوقشون اين حسو ازشون بگيرين ! واقعا اگه حالشو ندارين ، ندين ! اين بهتر از اونه كه بدين و به اين نكبتي هم بدين ! )
  12. زنهايي كه به هنگام بوسيدن زياد از زبانشون استفاده ميكنند ( مرداهايي كه تا كنون به مانند يك توله سگ ليسيده شدن ميفهمن من چي ميگم به جونه خودم راست ميگم !!! )
  13. زن هايي كه بيش از حد جدي هستند ( واقعا تا حالا فكر كرديد كه جديت يك خصوصيت مردونه هستش يا زنونه كه اين كار رو ميكنين ! اگه پيش خودتون فكر ميكنين ميتونين اين جوري بزرگ بشين ، بايد بگم كه در اشتباه باطليد مردان اگر دنبال جديت بودند ميرفتن همجسنبازي ميكردن و دنبال شما نميومدن ، مردها نياز به بذله گويي و مهربون بودن دارن ، والا به خدا راست ميگم ، اصلا من به همين خاطر يكي از نامزدهاي سابق رو ول كردم ! اما حالا جو نگيرتتون و برين دم به ساعت براي مردتون جوك تعريف كنين ، ها !!! )
  14. زن هايي كه بيش از حد به مردشان وابسطه هستند ( والا با اينكه اصلا دل خوشي از اين فمنيست ها ندارم و اونا رو سرد كننده ترين زنهاي دنيا ميدونم ، فقط و فقط از همين يه خصوصيتشون كه به هيشكي متكي نيستن و روي پاي خودشون هستن خيلي خوشم مياد و براي همين بهشون احترام ميگزارم ، چون معتقدم زندگي دو پايه داره يك پايه رو دوشه مرده و بعدي روي دوش زنه ، اگه كه يك پايه ضعيف باشه و بار رو به دوش پايه ديگه بي اندازه ، مطمئنن اين سقف خيلي دوام نخواهد آورد و حتما فروخواهد ريخت  )
  15. زن هاي احمق و سطحي ( بگذاريد يك اعتراف شخصي بكنم وقتي كه دانشجو بودم تا از يك دختر جذاب و خوشگلي خوشم ميومد و باهاش حرف ميزدم و ميفهميدم كه تويه ذهنش يه مشت آشغال در مورد ؛ مد ، خواننده فلان شو ماهواره اي هستش و مدام صحبتاش محدود به يك سري حرف هاي خاله زنكيه ، به شدت ازش بدم ميومد و با خودم فكر ميكردم كه چطور مردهاي ديگه حاضر ميشن با اين احمق هاي خل وزن كه از همه دنيا بيخبرن و يه ذره سياست نميدونن رابطه برقرار كنن ! ، بعدها وقتي مطالعاتم رو تكميل كردم ديدم اين من نبودم كه اين چنين حسي داشتم بلكه هيچ مردي اين جوري نيست و همه مردها دوست دارن ، تا به زنشون افتخار كنن ، پس به خانم هاي عزيز توصيه ميكنم كه با افزايش سطح ديد و دانششان هم بر وجه خودشان بيافزايند و هم بار دانششان را سنگين تر كنند )
  16. زن هايي كه فقط به وضع مالي و اقتصادي مرد اهميت ميدهند ( شايد بگين تو پچيه فقيري هستي و براي همين حس كمبود داري !!! كه اين حرف رو ميزني !   ولي ميدونم كه عمرن نميتونم به زني كه منو به خاطر پولم و بابام ميخواد نه به خاطر خودم ، اعتماد كنم ، اين جور زنها رو بايد مثله يك فاحشه استفاده كرد و بعد از تموم شدن تاريخ مصرفشون دور انداخت تا بفهمند كه اگر قرار باشه مارو به چشم يك انسان نگاه نكنند و محسنات و فضايل اخلاقي مارو ناديده بگيرند و ما هم مثل خودشون اين چنين حيوون بشيم ، دنيا چه مزه اي ميده ! )
  17. زنهايي كه با استفاده از بدن و جنسيت خود مردها را بازي ميدهند ( فقط همينو بگم كه اين زنان پست ترين ، ضعيف ترين و فرومايه ترين زنان عالمند كه به خاطر اين ضعفشان ميخواهند توسط عشوه گري به احترام برسند و بر خلاف احترام هيچ چيزي جز تجاوز و توهين دريافت نميكنند ، چون حتي هوس باز ترين مردان دنيا هم به اين زنان فقط به عنوان يك فاحشه و حيوان زيبا نگاه ميكنند و هيچ احترامي براي اين زنان قائل نيستند ، من اين فتوا را  در مورد اين موجودات رذيل با قدرت ميدم كه ” مرداهي عزيز هرچي خواستيد به سر اين زنها بدين و به حقوقشون تجاوز كنين ، چون كسي كه جنسيتش ابزارشه ، تاريخ مصرفي داره هر وقت تموم شد بايد انداختش دور و فقط اين انسانيته كه جاودانه ميمونه و بس ! ” )
  18. زن هايي كه مدام از نامزد يا همسر قبلي شان صحبت ميكنند (خانم هاي عزيز بهتون توصيه ميكنم  كه هرگز و باز هم ميگويم هرگز اين اشتباه فاحش را نكنيد و براي راحت كردن خودتون و همچنين خلاص شدن از شر عقده هاي نفرت انگيز نسبت به مرد يا نامزد قبليتون دچار اين عمل نشيد كه اگر شديد بدانيد باعث ميشويد تا مردتان از بودن با شما راحت نباشد چون ديگر شما براي او تحريك كننده و جذاب نيستيد ، بلكه يك موجود مصرف شده و عقده اي محسوب ميشود ! براي همينه كه هميشه تاكيد دارم تا دختران جوان بكارتشون رو حفظ كنن و در روابطشون دچار خطا نشن چون بعدا كه گير يك مرد بهتري افتادن فوري ميخوان براي بالا بردن اون از بلاهايي كه سر مرد قبلي اوردن صحبت كنند و نتيجه برعكس ميگيرن ! )
  19. زن هايي كه به لحاظ جنسي خود انگيخته نيستند ( زنهايي كه قبل از سكس ۳ ساعت تويه حموم ميمونن ، خيلي مواظبن آرايششون به هم نخوره و حتما بايد موقعه سكس موزيك مناسبشون پخش بشه و شمع ها تويه اتاق خواب روشن باشه و …… بدونن كه خيلي زياد حوصله بر و سرد كننده هستند چون ديگر رمقي براي مرد بيچاره شان نميگذارند ! )
  20. زن هايي كه لباس زير كهنه زشت ميپوشند ( خانمها واقعا توجه كنيد مردها از لباس هاي زير كهنه و وارفته ، لباس زيرهايي كه اونها رو ياد مادرشون بي اندازه و لباس زيرهاي پر از سوزن و قفل و آهن يا خيلي تنگ و يا خيلي گشاد و وارفته ، چندششون ميشه ، تورو به خدا يك بار خودتون رو جاي مردتتون بزارين ببينين وقتي پيراهنتون رو در مياره و اين صحنه مشمئز كننده رو ميبينه چه حالي بهش دست ميده ! پس لطفا سعي كنيد حتي اگر امكانات مالي درستي هم ندارين لباس زير هاي مناسب و خوبي را تهيه ببينيد چون محاله كه كسي مرد باشه و لباس زير خوشگلو و ترو تميز رو ببينه و تحريك نشه ! )

 

 

جمع بندي و نتيجه گيري :

 

اول ، بايد از همتون به خاطر طولاني شدن مقاله عذر خواهي كنم ! والا به جوونه همتون من هركار با خودم كردم كه خلاصه تر از اين بنويسم ديدم باعث ميشه كه مسئله رو بد بفهميد واسه همين تصميم گرفتم كامل و خلاصه بنويسم ، مطمئن باشيد هر جمله از اين مقاله نياز به يك مقاله جدا براي تفسير داره ، اما چون ميدونم از حوصلتون خارجه واسه همين اونا رو حذف كردم و چون اصلا دوست ندارم براي خود نمايي مقاله رو تقسيم كنم و تيكه تيكه بهتون بدم ، يك جا نوشتمش ، پس براي خوندن بهتره بود كه آفلاين ميخوندين ، در ضمن من براي راحت كردن كار شما اين مقاله رو پي دي اف كردم ، ميتونيد از اينجا دانلود و در اسرع وقت دوباره بخونينش .

 

دوم ، بايد در مورد فتوا هاي تهاجمي كه در اين مقاله درج شده اند توضيح بدهم كه هدف من تجاوز به حقوق انساني جامعه زنان نبوده و نميباشد و هدف از اين حرف ها اين بود كه به زنان اين چنيني كه به مانند حيوان با مردها برخورد ميكنند و بعد هم آخ و اوخشون به هوا ميره كه حقمون رو ضايع ميكنين و جامعه مرد سالار و برابري حق مسلم ماست ….. نشون بدم كه اگه واقعا قرار بود اخلاق از بين برود و اين گونه فتوا ها در قبال رفتارهاي شما جامعه عمل پيدا كنند  ، ديگر هيچ حاشيه امنيتي براتون باقي نميموند و انسانيت نابود ميشد !  براي همين در جاي جاي اين مقاله از جملات معترضه استفاده كردم (كه هيچ گونه ارزشي غير از نشان دادن اعتراض نويسنده نسبت به اين گونه رفتارها ندارد ) ، پس با احترام به همه خانمهاي عزيز خواهشمندم تا با درك متقابل از جنس مخالفتون سعي كنيد حقوق خودتان را مطالبه كنيد و محبوب همسرتان باشيد تا بهتون خيانت نكنه ، تا پنهونكي نره توي خيابون و چشم چروني كنه ، تا بهتون افتخار كنه ، تا فكر نكنه چون شما باهاش مثله يه حيوون رفتار ميكنبين اون هم بايد حيون بشه و پنهونكي و آشكارا حقوقتون رو نقض كنه ! و پر رو بشه !!!

 

سوم ، بايد اين را خاطر نشان كنم كه همه اين مواردي كه ذكر كردم در چهار چوب همان قالب و مدل ابتدايي كه مطرح كردم ، باعث ميشوند كه مردي از همسرش سرد شود ، مدلي كه بر طبق اون مرد بايد در زندگي زناشويي اش احساس قدرت و موثر بودن بكند تا ضمن لذت بردن از رابطه بتواند لوازم تامين اميت و آسايش خاطر همسرش را فراهم كند ، حال اين سوال پيش مي آيد كه: « اگر زني به قوانين اين مدل احترام نگذاشت و خواست كه ساختارش را برهم بزند ، اگر طلاق داده بشود ، اگر طرد شود ، اگر به مانند يك وسيله استفاده شود و بيرون انداخته شود و هزار اگر ديگر كه ممكن است برايش اتفاق بي افتد ، آيا كسي جز خودش مقصر نيست ؟ و آيا اگر درك درستي از همسرش داشت نميتوانست زندگي بهتري را داشته باشد ؟ » اين سوالي است كه اكثر خانمها از خودشان نميكنند و متاسفانه جنبش هاي از پايه غلطي مثل فمنيست هم مانع ميشوند كه زنها اين پرسشها را از خودشان مطرح كنند ! پرسش هايي كه اگر اندكي بر وجه علمي و انسان شناسي شان توجه شود ، ميتواند راه حل هاي بسيار كارايي را براي احقاق حقوق جامعه زنان در بر داشته باشد ، اين نظر من است ، حالا برويد فردا بگيد و بنويسيد مصطفايي ضد زنه ، ضد فمنيسته و احمقه !

 

چهارم ، با توجه به اين سخنان ، ديگر جنبش فمنيست ، از بيخ و بن ميره زير سوال ! پس از همين الان من جسورانه و شجاعانه اعلام ميكنم كه اين بساط هاي مرد ستيزي را از وبلاگستان و حيطه وب پارسي ، جمع كنين و بيايين با دركي و احترامي متقابل در كنار هم باشيم ، هر كس نداند من ميدونم كه حاصل كار چندين ساله فمنيست در ايران چيزي نبوده جز ، بيمقدار كردن و ابزار كردن زنان در دست مردان خودكامه ! و همچنين از بين بردن حرمت زنانه خودشان ! من با افتخار اعلام ميكنم كه از همين امروز شمشيرم را براي دو دسته از نويسنده ها از رو ميبندم و اين دوسته از اين به بعد از گزند قلم آتشين من در امان نخواهند ماند : نويسنده هاي مرد سالار خودكامه اي كه قايل به هيچ حرمتي براي جامعه زنان نيستند و نويسنده هاي مرد ستيزي مانند اكثر فمنيست هاي بلاگستان ( نه همه شان ، چون رگه هايي از فمنيزم ناب از اين تهمت مبرا اند )  ، كه نتها هيچ حرمتي براي خودشان قاييل نيستند ، حتي عقل آن را هم ندارن تا بتونن درك درستي از روابط زناشويي بين مرد و زن پيدا كنن ، من با همين وبلاگ كوچك به جنگ اين افراطيون هر دو طرف ميروم و از هيچ قباهتي هم هراس ندارم ، هركي جنگ داره بياد وسط !

 

پنجم ، خانم هاي عزيز اين بار قاطعانه باهتون صحبت كردم تا حواستون رو درست جمع كنين كه چه ميكنين و از چه كساني پيروي ميكنيد ، ولي اين به آن معنا نيست كه شما به پايان راه رسيده ايد و هرچه بر سرتان ميآورند حقتان است ! بلكه اين به اين معناست كه وقت ، وقت اصلاح است براي رسيدن به يك درك و ديد مثبت براي بهبود كيفيت زندگي و روابط زناشويي تان ، پس ضمن پرهيز از اين سرد كنندها و افزايش آگاهي تان از مردان توسط سايتهاي بي طرف و مفيد ، منتظر مقاله اي كه بعد از تعطيلات عيد مينويسم باشيد تا با تحريك كنندها و راه كارهاي تسخير و نفوذ بر مردان آشنا بشويد تا آن موقع به يك زن قدرت مند واقعي تبديل شويد كه هم حكومت ميكند و هم امنيت دارد و هم محبوب است .

 

ششم ، با اينكه تا به حال هر وقت اين حديث را ميخواندم و نتيجه اي از تفسيرش نميگرفتم ، اما امروز بعد از نوشتن اين مقاله به دليل اصلي روايت اين حديث توسط پيامبر بزرگوار اسلام (ص) ، پي برم ، حديث از اين قرار است كه حضرت محمد (ص) ميفرمايند « اگر به كسي دستور ميدادم كه كسي را سجده كند ، به زنان دستور ميدادم شوهران خويش را سجده كنند ، از بس كه خدا براي شوهران حق بر گردن زنان نهاده است » در نگاه اول حديث ظالمانه به نظر ميرسد ( البته براي افرادي كه نگرش فمنيستي دارن و لا مصب ها ) اما در نگاه دوم و با توجه به حقوقي كه اسلام براي مردان در رابطه با زنانشان موظف كرده است كه متاسفانه اصلا در كشور ما اجرا نميشوند و ما از اسلام فقط الفش را ديده ايم و بس ! ، ميتوان گفت كه اين حديث در ملامت زنان سرد مزاج و سرد كننده گفته شده كه موضوع اصلي مقاله ما بودند و تفسير و سوء استفاده از آن در موارد غير از اين موضوع نابحاست ، تفاسري كه اغلب براي پوشاندن قباهت اعمال زشت خيلي از مردان مطرح ميشوند و سعي دارند با اين كار  چهره مذهبي و خدايي بودن به كارهاي كثيفشان بدهند و براي خودشان كلاه شرعي بسازند !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/08ساعت 8:29 PM  توسط farshid moradi  | 

دنیای واقعی همینه

 cum2.JPG

                                                                  سلام!!

مي خواهم واقعيت بگويم!

پس درست!بپنداريد!

مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.
 
زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!

مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد.
 
زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!

مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.
 
زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!

مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد.
 
زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!

مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.
 
زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!

از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد.
 
ولي زن همچنان مشغول خريد بود! 

4bhqznm.gifzirejq.jpgrbcyl5.jpgاگر كسي را دوست داري؟

  
 mhg5k3.gifاگر كسي را دوست داري؟mhg5k3.gif
 
 
شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن، سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده
 
دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت
 
دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است
 
دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است
 
دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست
 
دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن
 
دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني
 
دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد
 
دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن
 
.دانشجوي شكاك: اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟
 
 دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد

9zsmbl.jpgwtc21y.jpgindex.php?q=aHR0cDovL3d3dy5zZXgyMDA3LmNvbS9pbWFnZXMvc2V4L3NleF8yNTB4MjUxLmpwZw%3D%3D826761837.jpgNot Available1z5rhpj.jpg

mhg5k3.gifای که تویی ...mhg5k3.gif

اگه تو باشی و من باشم و یه آسمون اون بالا

میخوام بازم با تو باشم ای که تویی همه کسم

دست من خیلی حقیرهکه واست یه سایه باشه

اخه خورشیدکی میتونهباشبا همسایه باشه

قصه نگفته بودیتو کتاب سرنوشتم

که بایدلحظه به لحظهتو رو ازنو می نوشتم

یه روزاومدی ازراهازته غبار جاده

ته چشمات غم دریاخسته با پا ی پیاده

تو مثل حادثه بودی  مثل بارون بهاری

کاشکی می شد تو همیشه  برتن تشنم بباری

میدونم تو هم مثل من از جدایی گله داری

بدون این رو واسه عاشقسخته این چشم انتظاری

نتونستم که بدونم توچی هستی و کی بودی

وقتی چشامو گشودمتودیگه با من نبودی

بعد تو تموم فصلاشده پاییز جدایی

منتظر با چشمای خیسمی شینم تا تو  بیاییindex.php?q=aHR0cDovL2NhY2hlLnJlYWxpdHlraW5ncy5jb20vYXMvbWVkaWEvYmlnbmF0dXJhbHNfcHJldjA0LmpwZw%3D%3DImage_By_Pic_Blogfa_Com_1.jpgm81oy0.gif171511563.jpg

انزال زود رس

سر مقاله :

امروز ميخوام به يكي از شايع ترين مشكلات جنسي مردان بپردازم ، مشكلي كه به عقيده كارشناسان بيش از يك سوم مردان با آن دست به گريبان اند !

بله ، شك نكنيد ، موضوع بحث انزال زود رس يا به اصطلاح عامه سستي كمر ميباشد ، اگر شما هم با اين مشكل دست و پنجه نرم ميكنيد ، تا انتهاي مقا له را بخوانيد تا از شر اين آفت جنسي خلاص شويد !

انزال زود رس به چه معناست ؟

از نظر علم روانشناسي : انزالي كه بر خلاف ميل شخص و بدون كنترل او انجام ميگرد را انزال زود رس گويند كه بر طبق آن فرد از زمان انزال و كيفيت رابطه ناراضي است و اين نارضايتي ميتواند يك طرفه يا دو طرفه باشد ، به طوريكه حتي اگر شريك جنسي فرد از زمان انزال ناراضي باشد ، انزال را زود رس گويند . ( مثلا اگر مرد در ۸ دقيقه ارضاء ميشود و زن در ۱۰ دقيقه ، انزال را زود رس گويند اما اگر مرد در ۲۰ دقيقه ارضاء شود و زن در ۱۰ دقيقه ، مورد را مربوط به انزال زود رس نميدانند )

 

از نظر علم پزشكي : انزال كمتر از دو دقيقه كه بدون كنترل شخص انجام گيرد را انزال زود رس گويند .

دلايل ايجاد انزال زود رس در مردان :

۱ – عوامل رواني بازدارنده ( عواملي مانند اضطراب در حين سكس ، احساس گناه يا افسرده گي ميتوانند موجب انزال زود رس شوند )

 ۲ -  فاصله زياد بين روابط جنسي ( وقتي كه احساسات جنسي بين زوجين متراكم ميشود ،  معمولا كنترل يك باره آنها سخت ميشود و منجر به انزال زود رس ميشود ! )

۳ – تجربه جنسي كم ( بيشتر افراد در اوايل زندگي زناشويي دچار اين مشكل ميشوند و به مرور زمان با تجربه بيشتر مشكلشان رفع ميگردد )

۴ -  عوامل پزشكي بازدارنده ( عواملي نظير آسيب جسمي ، تداخلات دارويي در هنگام درمان بعضي بيماري ها و مشكلات هورموني از جمله عوامل پزشكي هستند كه منجر به انزال زود رس ميشود )

روش هاي درمان انزال زود رس :

۱ – درمان هاي موضعي : استفاده از كرم هاي بيحس كننده مانند ژل ليدوكابين ۲% و اسپري هاي بيحس كننده ميتواند در بهبود انزال زود رس موثر باشد . ( ژل ۲% ليدوكابين + كرم پريلو كابين ۲.۵% + كشيدن كاندوم بر روي آلت تناسلي باعث افزايش زمان انزال ميشود و استفاده از اسپري هاي بيحس كننده به دليل ايجاد حالت تكرر بعد از مصرف زياد توصيه نميشود )

۲- درمان هاي دارويي : دارو هاي مهار كننده بازجذب سرتونين و ضد افسرده گي در درمان انزال زود رس موثر اند ، بر فرض مثال ميتوان به داروهاي خانواده اس اس آر آي ، اشاره كرد كه شامل داپوكستين ، فلوكستين ، پاروكستين و سرتالين ميباشند و همچنين گه گاه داروي وياگرا را توصيه ميكنند . ( درمان هاي دارويي را در مراحل حاد بيماري كه بيماري از فاز پزشكي وارد فاز رواني شديد شده و موجبات مشكلات عديده در روابط فرد شده است ، تجويز ميشوند و استفاده بدون نظر پزشك از اين داروها به دلايل ماهيت هاي اعتياد آور و شرطي كننده و گه گاه تكرر جنسي و همچنين آمار بالاي خودكشي در اثر استفاده از داروهاي ضد افسرده گي ، توصيه نميشود ، لذا در صورت تمايل به استفاده از اين روش حتما قبلا با يك متخصص سايكوتراپ يا روانكاو مشورت كنيد )

۳ – درمان هاي رفتاري : اين نوع درمان ها از موثر ترين و سالم و بدون عارضه ترين نوع درمانها ميباشند و بر طبق آنها فرد به جاي استفاده از دارو يا مواد مصنوعي با استفاده از روش هاي  آموزشي رفتاري ، سعي ميكند كه رفتار و احساسات جنسي خود را كنترل كند ( در بيشتر مواقع اين روشها اولين پيشنهاد براي درمان ميباشند ) ، اين روشها به هفت بخش تقسيم ميشوند كه شامل :

تكنيك ماستر و جانسون : اين روش شامل يادگيري ، تشخيص و كنترل احساسات و رفتارهايي است كه منجر ميشود فرد به اوج نقطه لذت جنسي برسد و انزال صورت گيرد ، اين روش نياز به اراده و تمرين زياد دارد ، اما از جمله موثرترين روشهاي درماني است كه تاكنون براي درمان انزال زود رس شناخته شده است ، بر طبق آن  فرد در ابتدا توسط خود يا شريك جنسي اش ، تحريك ميشود و هر بار كه به نزديكي نقطه اوج لذت جنسي ميرسند ، عمل تحريك را متوقف و بعد از چند لحظه كه احساسات فروكش كرد ، دوباره اقدام مينمايند ، بعد از چند روز تمرين اوليه ، سكس به روشي كه مرد در زير و زن در بالا قرار ميگيرد عمل تكرار ميشود به اين صورت كه  مرد در زمان نزديك شدن به اوج نقطه جنسي با آگاه كردن زن كه در اينجا كنترل عمليات جنسي را در دست گرفته ، او را باخبر ميسازد تا رابطه را كنترل كند ، بر طبق اين روش كه از جمله بهترين روشهاي درماني است ، فرد بعد از چندين هفته تمرين و ممارست ، به مرحله اي ميرسد كه كنترل رابطه جنسي برايش شرطي ميشود و ميتواند با كنترل احساسات سكسي خود ، هم زمان رابطه جنسي اش را زياد كند و هم شريك جنسي اش را ارضاء كند . ( كليه اصول اين روش بر پايه تحريك و توقف قبل از نقطه اوج لذت جنسي  ميباشد ، لذا از جمله بهترين روشها براي افزايش مهارت جنسي محسوب ميشود )

تكنيك فشار : بر طبق اين روش با فشار دادن انتها يا سر آلت تناسلي قبل از انزال ، از انزال جلوگيري ميشود كه دليل جلوگيري كردن آن اين است كه با فشار آوردن به اين نقاط فشار خون در اين نقاط كم ميشود و درنتيجه نعوظ يا اركيسون كم ميشود و انزال دير انجام مي پزيرد .

خود ارضائي قبل از انجام سكس ( اين روش به دليل منحرف كردن سكس توسط استمناء هاي غير طبيعي خيلي توصيه نميشود )

پوزسيون خوب هنگام مقاربت : روش هاي معمول ( مرد در بالا ) كمك خيلي زيادي به درمان انزال زود رس نميكند ، براي درمان ميبايست از روشهاي جنسي كه در آن مرد به پشت خوابيده و زن در رو عمليات جنسي را با فعاليت زياد كنترل ميكند از جمله بهترين روشها براي درمان ميباشند .

تعدد مقاربت : زياد كردن تعداد سكس در طول هفته و روز ميتواند به در مان زود انزالي كند به طوريكه اگر هفته اي دو بار سكس داريد و آن را تبديل به هفته اي ۴ الي ۶ بار برسانيد ، بعد از چند هفته مشكل زود انزاليتان تا حدودي رفع ميشود .

اورال سكس : سكس زباني يا به اصطلاح عامه ساك زدن قبل از مقاربت ميتواند كمك زيادي به آرام شدن آلت مردانه در هنگام سكس شود و به درمان زود انزالي كمك كند .

استفاده از كاندوم : استفاده از كاندوم و بخصوص از نوع بيحس كننده آن كه در بازار به فرواني موجود است ، ميتوان به دليل كمتر كردن ميزان تماس آلت جنسي مردانه ، باعث رفع زود انزالي شود .

۴ -  درمان هاي رواني – عاطفي : يكي از بهترين ها و موثرترين روشها براي رفع انزال زود رس و افزايش لذت در روابط زناشويي ، جايگزيني عشق بازي در رابطه جنسي است ، بديهي است كه در زمانيكه عشق بازي در رابطه جنسي برقرار باشد و دو طرف در حال عشق بازي بايكديگر اند ، ديگر زود انزالي معني خود را از دست ميدهد ! كارهايي مثل نوازش ، تحريك كلامي و بدني زن قبل از دخول و كارهايي مانند توجه و دادن احساس قدرت به مرد در رابطه كه در پست هاي قبلي وبلاگ نوشتم ، ميتوانند به اين مهم كمك كنند . ( به طور خلاصه اگر زن و مرد در هنگام سكس مشغول عشق بازي باشند به دليل اينكه رضايت جنسي هر دو طرف ايجاد ميشود ، زود انزالي به طور كلي برطرف ميشود )

۵ – درمان هاي سنتي و گياهي : دمكرده گل شقايق و دارچين و همچنين سياه دانه و بخته سنجد در روغن زيتون باعث دير انزالي يا به اصطلاح سفتي كمر ميشود ، همچنين ماليدن حنا هم در بعضي از متون قديمي آمده شده  ( صحت علمي روشهاي فوق تاييد نشده و بيشتر تجربي اند ! تا علمي ! )

جمع بندي و نتيجه گيري :

زود انزالي در اصل مشكل يا بيماري محسوب نميشود و ميتوان گفت كه اين وسواس فكري افراد و اضطراب آنها از داشتن يك رابطه با كيفيت است كه منجر بروز اين امر ميشود ، لذا كاهش اضطراب و حفظ آرامش در كنار كنترل بدن و احساسات با تمرين بيشتر بهترين راه كار براي پيشگيري و درمان اين مشكل اند و از همه بهتر و مهمتر اضافه كردن عشق بازي به رابطه جنسي است كه اگر با حركاتي چون نوازش + تحريك سينه ، لاله گوش و كليتوريس ( چوچوله ) + استفاده از كلمات عاشقانه در هنگام سكس ، همراه شوند ديگر معنايي به عنوان زود انزالي و عدم رضايت جنسي بين زوجين معني پيدا نميكند .

در پايان جا دارد به چند حديث كه در مورد زود انزالي روايت شده اند اشاره و درنهايت اطاله كلام كنم :

حضرت محمد ( ص ) ميفرمايند : « چون كسي خواهد كه با زن خود جماع كند به روش مرغان به نزد او نرود ، بلكه اول با او دستبازي و خوش طبعي كند و بعد از آن جماع كند »

تفسير حديث : حضرت (ص ) فرموده اند كه همان اول كار فوري نرويد سراغ دخول ، بلكه با نوازش كردن و تحريك لمسي و زباني همسرتان را براي دخول آماده كنيد و بعد به انجام مقاربت بپردازيد . ( اگر فقط همين حديث را اجرا كنيد و سر لوحه زندگي سكسي تان بكنيد به عالم و آدم قسم كه ديگر مشكلي به نام عدم رضايت جنسي ، تكراري شدن براي همديگر و زود انزالي دچار نمي شويد ! حال برويد و بگوييد كه اسلام ديني است خرافي و با مقتضيات زمان هماهنگ نيست ! )

حضرت علي ( ع ) ميفرمايند : « هركسي كه ميخواهد با زن خود نزديكي كند ، تعجيل نكند كه زنان را كارها ميباشد »

تفسير حديث : حضرت به مانند پيامبر بزرگوار اسلام تاكيد دارند كه عجله در سكس نادرست است و بهتر است قبل از انجام عمل دخول با عشق بازي همسر را براي انجام اين كار آماده كرد ، اين را علم روز دنيا هم ثابت كرده كه اگر سكسي اين چنين شروع و خاتمه يابد به دليل ارضاء شدن زن و ايچاد مهرو عطوفت بين زوجين ، موجبات پايداري زندگي زناشويي فراهم ميشود .

۶ پتک آهنین و ۴۲ ورد جادویی

۶ پتك آهنين براي كوبيدن بر سرو هيكل و ….. همه چيز  خانم ها :

اگه ميخوايين ، همه قلب و روح خانمتون رو به گند بكشين اين شيش تا جمله رو حتما امتحان كنين !

  1. تو منو ياد دوست دختر (نامزد و همسر هم كاربرد دارد ) قبلي ام مي اندازي !
  2. يه خورده چاق نشدي ها ؟
  3. داري عين مادرت ميشي ؟
  4. يه خورده آزادي و فضاي شخصي نياز دارم تا بتونم يه كم نفس بكشم !
  5. شايد مردها لزوما نبايد تك همسر باشن ! ( مراجعه شود به مثل مذهبي معروف در اسلام )
  6. سكوت !!!!!!!!!!!!!!!!!

چرا بايد اين شيش جمله را امتحان كنيم ؟

  1. چون حال ميكنيم بزنيم توي ذوقشون !
  2. چون دمده و تكراري شدن !
  3. چون از مادرزنمون بدمون مياد !
  4. چون از كنترل كردن ، بدمون مياد !
  5. چون فيلمون ياد هندستون كرده !
  6. به توچه مرتيكه مگه فضولي  !!!!!!!!!!!!!!!!!!

آيا ما اشتباه ميكنيم از اين غلطا ميكنيم ؟

روان شناسان مدام دارن تكرار ميكنن كه ما داريم غلط ميكنيم ! براي مثال همين كتاب ( رازهايي درباره زنان ) بغل دستي من كه به عنوان پد گذاشتمش زير موس كامپيوترم ، هي ميگه از اين غلطا نكنين ! آي نكنين و واي نكنين !

من نميدونم اين خانم دكتره ( باربارا دي آنجليس ) چي ميخواد از جوون ما مردهاي مظلوم بيچاره !

من كه نميفهمم اين يارو چي ميگه ، بيايين و خودتون بخونين :

ميگه : « زنان ، انسان هايي هستند بيشتر حسي و كمتر جسمي ! زياد گوشي و كمتر چشمي ! »

ميگه : « زنان ، مرده دلبرائي اند و دوست دارند كه هميشه بهترين براي مردشان باشند ! »

ميگه : « همان طور كه مادر شما قابل احترام و واجد ارزش است و شما اورا عاشقانه دوست داريد آنها نيز همين حس را نسبت به مادر خودشان دارند و از شما خواهان اين اند كه به اين حسشان احترام بگذاريد ! »

ميگه : « زنان ذاتا موجوداتي كنترل گر نيستند ، بلكه به دليل زياد بودن حس همراهي شان ، دوست دارند تا به مردشان در كارهاي مختلف كمك كنند و براي مردشان موثر باشند و براي همين اكثرا سوالات پيچ دار ميپرسند ! »

ميگه : « همان طور كه شما مردان مرده تعهد و نجابت زنان هستيد ، زنان نيز به دليل ساختار رواني شان كه موجب ميشود هميشه به دنبال امنيت بگردند ، به تعهد و امنيت قلبي شان اهميت زيادي ميدهند ، چون اگر نميدادند شما را به عنوان همسر انتخاب نميكردند ! »

ميگه : « هيچ پتكي بد تر از سكوت نيست ! چون اين پتك نشان از بي اهميت بودن زنان در مقابل شما ميباشد ! »

من نمي دونم اين خانم دكتره از كجاي ما مردها مورد ظلم قرار گرفته كه اين حرف ها رو تويه كتابش نوشته ! ولي ولي نمي دونم چرا از خودم خجالت ميكشم كه اين غلطا رو كردم  ، حال جونه شما بايد چي كار كنيم ! ( عجب گهي خورديم ! )

روش هاي پاك كردن كثافت كاري هايمان :

آغا جونه شما ، واقعا كه وقتي ميگن هر راهي ، چاهي داره واقعا درست گفتن ، ما ( يعني خودمون ! ) تنهايي به اين نتيجه رسيديم كه اين حرف ها رو اگه بزنيم ميتونيم همه گندهايي كه قبلن زديم رو پاك كنيم ! حالا شما رو نميدونم ! ( حالا خداييش يه ذره دروغ گفتم چون تنهاي تنها هم به اين نتيجه نرسيدم ! )

۹ جمله اكتشافي براي دادن حس محبوبيت به همسرتان :

  1. دوست دارم
  2. عاشقت هستم
  3. خيلي خوش شانسم كه تو رو پيدا كردم
  4. توبهترين دوست من هستي
  5. تو تنها زن اين دنيا هستي كه ميخوام با او باشم
  6. هيچ زن ديگه اي مثل تو نيست
  7. نميدونم بدون تو چه كار كنم
  8. نميتونم زندگي ام رو بدون تو تصور كنم
  9. تو تحقق رويا ها و اجابت دعاهي من هستي

۶ جمله اكتشافي براي دادن حس قدر داني :

  1. تو خيلي براي من خوبي
  2. تو موجب ميشي من احساس خوشبختي كنم
  3. براي يك يك كارهايي كه براي من ميكني از تو قدر داني ميكنم
  4. خيلي خوشحالم ميكني هروقت كه ……. ( مورد خاصي را نام ببريد ) تو زندگي منو متحول كردي
  5. بابت هر كاري كه ميكني از تو متشكرم
  6. براي …… از تو متشكرم

۹ جمله اكتشافي براي دادن حس ارزش مند بودن به همسرتان :

  1. امروز چطور بود ؟
  2. بيا در باره اين موضوع صحبت كنيم تا بتوانيم با هم تصميم بگيريم
  3. بيا براي ….. برنامه ريزي كنيم
  4. درباره ….. چي فكر ميكني ؟
  5. آيا كمكي از من برمياد ؟
  6. الان چه كمكي ميتونم به تو بكنم ؟
  7. چه خواسته اي از من داري ؟
  8. به چه چيزي نياز داري ؟
  9. به چيزي نياز داري ؟

۷ جمله اكشافي براي حك كردن قلب و روح همسرتان :

  1. از اينكه هميشه همه نياز هاي تورا بر آورده نميكنم ، متاسفم و از اين بابت معدرت ميخوام
  2. براي …. از تو معذرت ميخوام
  3. قول ميدم كه روي …. (چيزي كه قبلا از شما خواسته بوديم ) بيشتر كار كنم
  4. متشكرم كه با من و مشكلاتم ميسازي
  5. متشكرم كه با من صبوري
  6. مي دونم كه كنار اومدن با من هميشه كار ساده اي نيست
  7. براي …. منو ببخش

۸ جمله اكتشافي براي ديوانه كردن سكسي خانمتان :

  1. تو واقعا برام جذاب هستي
  2. تورو ميخوام
  3. هيكل و اندامت برام خيلي خواستني و مطلوبه
  4. دوست دارم بعدا با تو سكس كنم
  5. نميتونم تو رو نديده بگيرم يا به تو نزديك نشم
  6. دوست دارم بيشتر با تو باشم
  7. دلم برات تنگ شده
  8. بيا همديگر رو در آغوش بگيريم

۵ جمله ۱۰۰۰ امتيازي :

  1. بيا با هم بريم خريد
  2. بگذار خونه رو برات تميز كنم
  3. آيا ميخواستي درباره چيزي با من حرف بزني
  4. بيا تلويزيون رو خاموش كنيم و در عوض با هم حرف بزنيم
  5. متشكرم كه منو با وبلاگ نگاه نو آشنا كردي

نتيجه گيري و جمع بندي :

به عنوان يك مرددددددددددددد خجالت كشيدم خيلي از اين جملات رو بنويسم ! ( چون نصفيشون دروغه ! )  اما نه خجالت چيه ، اگه زندگي زناشوييم به كام باشه و كار هرشبمم رو باشه ( آخ جون ! ) خجالت كيلويي چنده !

به شما  ز . ذ هاي عزيز هم توصيه ميكنم كه به مرور زمان از اين جملات جادويي استفاده كنين تا بتونين مغز و قلب و جسمو و ….. همه جاشون رو تسخير كنين ! ( جوووووووووون ! )

همين جمله رو به شما خرفتها ميگم و ختم كلام ميكنم : « اگه ميدونستين كه پشت اين جملات چه گوشت و كالباس هايي خوابيده هرگز به من نمي خنديدين و به جاي اين مسخره بازيها ميرفتين دنبال اصلاح و امتحان »

ديگه سخني با شما ندارم !

و السلام ////فرشید مرادی از ایرانشهر - استان س و ب

پی نوشت : این نوشته صرفا یک طنز انتقادی است ، پیرامون رابطه کلامی بین زوجین و هدفش هم جز بهبود روابط زناشویی از طریق بهبود ارتباط کلامی بین زوجین نمی باشد ، لذا اگر گه گاه در طول نوشته جملاتی هوج آمیز که فقط برای شیرین شدن گفتار طنز گونه نوشته شده اند ، مشاهده کردید ، صرفا نظر نویسنده در مورد آن موضوع خاص نمی باشد ، بلکه بنا به سبک نوشته که از زبان یک مرد عادی و مرد سالار ، نگاشته شده که درنهایت به این واقعیت میرسد که مرد سالاری مربوط به دوران عهد عتیق است و مجبور است برای شیرین شدن زندگی اش تغیر کند ، نگاشته شده است .

رفرنس مطلب : کتاب رازهایی درمورد زنان که هر مردی باید بداند میباشد که نوشته خانم دکتر باربارا دی انجلیس ُ نویسنده مشهور امریکایی است و من بخشهایی از این کتاب را ترجمه و به زبان طنز در این مقاله اورده ام .

آشنايي با انگل شناسي پزشكي

مقدمه :

در يونان باستان به افرادي كه با چاپلوسي و تملق بر سر ميز غذاي ديگران مينشستند و به تغذيه ميپرداختند ” انگل ” گفته ميشد .

در علم بيولوژي ، انگل حيوان يا گياهي است كه در داخل يا بر روي موجود زنده ديگري ( ميزبان ) قرار گرفته و مواد مورد نياز غذايي خود را از آن كسب ميكند ، ميباشد .

بر طبق تعريف فوق ، ويروس ها ، باكتري ها ، قارچ ها و بسياري از تك ياخته ها و كرم ها انگل محسوب ميشوند كه به دليل كثرت تعدادشان دو شاخه از علم بيولوژي به نام هاي ميكروب شناسي و انگل شناسي به برسي و تحليل اين موجودات ميپردازند ، ميكروبيولوژي به برسي باكتري ها ، ويروس ها و قارچ ها ميپردازد و انگل شناسي به برسي تك ياخته ها و كرمهاي انگلي .

در اين مقاله قصد داريم كه به آشنايي با علم انگل شناسي بپردازيم و با روش هاي بيماري زايي ، پيشگيري ، انتقال و تشخيص ، انگل ها نيز آشنا شويم تا براي سلامتي خود و كساني كه دوستشان داريم ، از ابتلا به اين نوع بيماري ها ( انگلي ) جلوگيري كنيم و بهداشت را رعايت كنيم .

ماهيت انگل ها تك ياخته اي و كرمي به صورت زير است :

  • تك ياخته ها : موجوداتي هستند كوچك و تك سلولي ، كه رويت آنها با ميكروسكپ امكان پذير ميگردد ، هر ياخته واجد هسته و اندامك هاي مختلف ميباشد و تكثير اين موجودات در ميزبان سريع و غير جنسي است اما برخي انواع نيز در مسير چرخه زندگي در ميزباني ديگر يا در ناقل واجد يك مرحله جنسي هم هستند .
  • كرم ها : موجوداتي هستند بزرگ تر و پر سلولي تر از تك ياخته ها كه اشكال بالغ آنها با چشم غير مسلح نيز امكان پذير ميباشد ، اين موجودات در داخل بدن ميزبان فعاليت نموده و به صورت جنسي تكثير ميابند اما در مسير زندگي خود داراي مراحل ديگري نظير تخم و لار هم هستند كه در محيط خارج يا در بدن ميزبان هاي ديگر حضور دارند .

انتقال انگل ها به عوامل زير نياز دارد :

  • وجود يك منبع عفونت ( مخزن ) ، انسان يا حيوان
  • وجود راهي جهت آلوده كردن ميزبان ، مثل نفوذ مستقيم انگل به پوست ، خورده شدن انگل به همراه ماده غذايي آلوده و يا گزش توسط حشره ناقل

در برخي موارد انسان يگانه ميزبان انگل محسوب ميگردد و در مواردي نيز علاوه بر انسان حيوانات نيز نقش ميزبان را ايفا ميكنند ، اما گاه انسان به انگل هايي مبتلا ميشود كه اساسا حيواني اند ، كه در اين حالت انسان را ميزبان تصادفي نامند و ميزبان نهايي يا قطعي ميزباني است كه انگل در تولد مثل ميكند و يا به اصطلاح فرم بالغ انگل در آن صورت بپذيرد ، در مورد بعضي انگل ها علاوه بر ميزبان نهايي حضور يك يا چند موجود ديگر نيز ضروري است تا چرخه زندگي انگل كامل شود كه به اين موجودات ميزبانان حد واسط گويند .

انگل ها با روش هاي زير سبب ايجاد بيماري ميگردند :

  • اثرات مكانيكي ، به عنوان مثال كيست هيداتيد
  • تهاجم و تخريب سلول هاي ميزبان به عنوان مثال در بيماري مالاريا
  • تحريك سيستم ايمني توسط انگل ها و ايجاد عوارض التهابي و حساسيت زا در پي واكنش سلولي يا شيميايي ، مثله تريشينازيس و تريپانوزوميازيس
  • رقابت جهت كسب يك ماده غذايي خاص ، به عنوان مثال ويتامين ب – ۱۲ توسط ديفيلوبوتريوم
  • گاهي بدون بيماري مشخص ، مثله تنيا در انسان

پاسخ ايمني بدن به انگل ها به طرق زير ميباشند :

  • تحريك غير موثر و  غير اختصاصي سيستم ايمني بدن بدون آنتي بادي هاي محافظت كننده
  • ايمني محمدود اما غير استريل كننده كه به واسطه بيماري به يك سطح كنترل شده تقليل ميابد
  • ايمني كه به واسطه آن در ابتلا به عفونت هاي مجدد محافظت ميگردد اما انگل موجود كشته نميشود
  • ايمني استريل كننده كه به طور كامل از عفونت مجدد جلوگيري ميكند

پاسخ ايمني يك ميزبان معمولا مختص به گونه انگل ميباشد ، اما در برخي موارد نيز حتي اختصاصي بودن پاسخ هاي ايمني بيشتر و در حد نژاد يك انگل يا به يك مرحله ويژه از چرخه زندگي آن مربوط ميگردد .

راه هايي كه انگل ها از طرق آنان از حمله سيستم ايمني فرار ميكنند :

  • خارج از دسترس بودن آناتوميك انگل نسبت به سيستم ايمني ، مثله اشكال داخل سلولي انگل ها و استقرار در حفره روده اي
  • ايجاد تغيرات آنتي ژنيك در انگل
  • كاهش يافتن توان سيستم ايمني ميزبان

را هاي تشخيص بيماري هاي انگلي :

  • برسي تاريخچه تماس و نشانه هاي باليني بيماري
  • اثبات حضور انگل در موارد دفعي ( مدفوع و ادرار ) خون يا بافتهايي كه مهمترين روش تشخيص محسوب ميشوند
  • برسي شواهد غير مستقيم با انجام آزمايش خون و جستجو آنتي بادي ها ( با روشهاي : رسوبي ، آگلوتيناسيون ، هماگلوتيناسيون ، ثبوت كمپلمان ، ايمنو الكتروفورز ، ايمنوفلئورسنس و اليزا )
  • برسي حضور آنتي ژن انگل ها در سيستم گردش خون بيمار ( اين روش در حال پيشرفت ميباشد و با كاربرد آنتي بادي هاي منوكلونال خون بيمار انجام پذير ميباشد )
  • كاربرد آزمون هاي پوستي در افراد با واكنش ازدياد حساسيت نسبت به آنتي ژن انگل

راه هاي پيشگيري و كنترل بيماري هاي انگلي :

  • كاهش منابع عفونت انساني با استفاده از دارو
  • پيشگيري فردي در ممانعت از انتقال بيماري
  • كنترل جامعه بر آب و غدا و رعايت موازين بهداشتي
  • كنترل و انهدام ميزبان هاي حيواني و حشرات ناقل
  • ايجاد سدهاي بيولوژيك در ممانعت از انتقال عوامل بيماري زا

جمع بندي و نتيجه گيري :

گرچه در طول قرن اخير سطح بهداشت و دانش پزشكي بسيار تا بسيار پيشرفت كرده است اما آمار هاي منتشر شده از طرف سازمان بهداشت جهاني ، حكايت از گسترش جهاني بيماري هاي انگلي در سطح وسيع ميباشد .

با وجود اين ، هنوز هم بهترين درمان ، پيشگيري و كنترل است ، لذا در مقاله فوق سعي بر آن شد كه با آشنايي مختصر از انگل ها ، ضمن ساختن يك پيش زمينه كامل براي مقالات بعدي وبلاگ نگاه نو ، در زمينه هاي آشنايي با كرم ها و تك ياخته هاي شايع در ايران ، يك آگاهي هرچند محدود هم نسبت به اين موجودات و نحوه زندگي كردنشان ايجاد شود ، اميد است تلاشم بي حاصل نبوده باشد و بتوانم با نوشتن مقالات تخصصي تر در آينده ، به مرور زمان اين آگاهي را تكميل كنم .

در آخر توجه شما را به مشاهده اسلایدهای زیر که تصاویر انگلهای شایع در ایران را نشان میدهند ُ جلب میکنم ( توضیح تک تک انگلها در پستهای بعدی وبلاگ آورده خواهد شد )

 

mage_By_Pic_Blogfa_Com_(13).jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/03ساعت 9:25 PM  توسط farshid moradi  | 

314px-Lilith_(John_Collier_painting).jpg http://bikhial7.blogfa.com/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5kaXNjb3VudHJlYWxpdHlzaXRlcy5jb20vczEvaW1hZ2VzL2pvaW4tdmlkLWhlYWRlci5qcGc%3D

94161_aguilera93800x600_122_498lo.jpg48015.jpgIMG]207uly1.gif207uovs.gif2mcxh77.gif6hfyezb.jpgRfaDTv1170448103.gif RfaDTv1170448103.gifnovalove.jpg2m4bviv.gif2m4bviv.gifIMG]IMG]

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 2:34 PM  توسط farshid moradi  | 

نازنین اینجا زمینه دنیا همینه

 twilight.jpg index.php?q=aHR0cDovL3d3MjAwNi5ibG9nZmEuY29tL1Bob3RvL3cvd3cyMDA2LmpwZw%3D%3Dindex.php?q=aHR0cDovL3d3dy5jdWx0dXJlYnkuY29tL3Bob3Rvcy91bmNhdGVnb3JpemVkL3BpbmsuanBn

2.jpg

بعد میگن ایرونییا بی جنبن"

3zhhumx.jpg20k7qkx.jpgfa4d98d8.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/18ساعت 7:1 PM  توسط farshid moradi  | 

پوشش و اسلام

 

سر مقاله : برخورد با بد حجابي در روزهاي اخير ، كه تيتر اغلب منابع خبري و وبلاگ ها و سايتهاست ، من را نيز براين داشت تا به نگارش يك مطلب جامع پيرامون اصل حجاب و نقش آن در زندگي فردي و اجتماعي بپردازم  .

در نوشته زير سعي براين شده تا با استناد به منابع فقهي و علم روز دنيا ، اين مسئله از زواياي مختلف مورد برسي قرار بگيرد تا در جمع بندي نهايي به پنج سوال زير پاسخ داده شود :

۱ – اصل حجاب به چه معناست ؟

۲ – آيا حجاب يك محدودكننده است يا محبوب كننده ؟

۳ – تاثيرات حجاب بر زندگي فردي و اجتماعي چيست ؟

۴ – حد و مرز پوشش به چه ميران است ؟

۵ – آيا حجاب اجباري است يا اختياري ؟

اميد است مقاله ذيل بتواند گوشه اي از زواياي پنهان اين بحث را روشن سازد تا حد و مرز بنيادگرايي و تندروي با قرائتهاي ميانه رو و معقول تر از اسلام مشخص شود .

نكته : به دليل اينكه مطلب ذيل نياز به توضيحات جامع داشت ، مقاله كمي طولاني شده است ، لذا از كاربران مشتاق كه از اينترنت دايالاپ استفاده ميكنند ، خواشمندم تا مقاله را به صورت آفلاين و در ضمن رعايت احساس آرامش مطالعه بفرمايند .

4ldg3v5.jpg

تاريخچه حجاب :

اينكه تاريخچه حجاب چيست ، نيازمند تخصص وافر در مطالعه جوامع مختلف بشري در طول ادوار گذشته تاريخ است ، كه از حوزه تخصص اين جانب به دور است ، اما اگر بخواهيم نگاهي كوتاه بر امر حجاب در تاريخ ملل گوناگون داشته باشيم ميتوانيم با مثال زدن كشورهايي نظير ايران باستان ، هندوستان و ….. به برسي آنها بپردازيم ، همچنين اگر بخواهيم از نظر مذهبي بحث تاريخچه را دنبال كنيم ميتوانيم به دين يهوديت اشاره كنيم كه من در اينجا فقط به اختصار به دو سند تاريخي در مورد ايران باستان و دين يهوديت اشاره ميكنم و از زياده گويي دوري مي ورزم !

اول ايران باستان : در كتاب تاريخ تمدن نوشته ويل دورانت ( صفحه ۵۵۲ ) در مورد جايگاه زنان باستان ايران ميخوانيم كه : « ر زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با كمال آزادی و با روی‏ گشاده در ميان مردم آمد و شد می‏كردند »  و سپس ميخوانيم « پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد زنان فقير چون برای كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند ولی در مورد زنان ديگر ، گوشه‏نشينی زمان حيض كه‏ برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگی اجتماعيشان را فرا گرفت ، و اين امر خود مبنای پرده‏پوشی در ميان مسلمانان به شمار می‏رود . زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان‏ روپوش دارد از خانه بيرون بيايند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه‏ آشكارا با مردان آميزش كنند . زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در نقشهائی كه از ايران باستان بر جای‏ مانده هيچ صورت زن ديده نمی‏شود و نامی از ايشان به نظر نمی‏رسد » ‏.

دوم دين يهوديت : در مورد تاريخچه حجاب ، مورخ معروف و نامدار معاصر ، ول دورانت در صفحه ۳۰ ، جلد ۱۲ تاريخ تمدن مينويسد كه : « گر زنی به نقض قانون يهود می‏پرداخت چنانكه مثلا بی آنكه چيزی بر سر داشت به ميان مردم می‏رفت و يا در شارع عام نخ می‏رشت يا با هر سنخی از مردان درد دل می‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم‏ می‏نمود همسايگانش می‏توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد » .

علل پيدايش حجاب

با توجه به تاريخچه ذكر شده و همچنين موضوعات اخير اين سوال در ذهن پديد مي آيد كه علل پيدايش حجاب چه بوده است ؟ من در ابتدا به دليل حساسيت موضوع و وجود فلسفه هاي گوناگون در هر دو طرف موافق و مخالف با اين پديده در ابتدا به اين موضوع از منظر جوامع غير اسلامي مي پردازم و سپس در سر فصل بعدي به تفصيل علل پيدايش حجاب از نظر اسلام را شرح ميدهم .

كلا ۵ نوع نظر مختلف در مورد پيدايش حجاب در جوامع غير اسلامي ذكر شده است ، اين نظرات از قرار زير اند :

۱ – ميل به رياضت كشيدن ( بعد فلسفي ) : كه بر اساس آن چون عده اي نتيجه همه بديها را در معاشرت با زن و همچنين شهوتراني ميدانستند با محدودكردن زن در پوشش و خانه نشين كردن آن سعي بر كاستن اين عواقب داشتند ، نمونه اين تفكر را ميتوان در مكتب بوديسم و دركشورهاي  شرقي آسيا از جمله هند و چين مشاهده كرد .

۲ – عدم امنيت و عدالت اجتماعي ( بعد اجتماعي ) : عده اي معتقدند كه در جوامع قديم چون امنيت و عدالت اجتماعي وجود نداشته ، لذا حجاب براي مصونيت زن از تجاوز يا تصاحب ، صاحبان زور و قدرت ، ابداء شده است ، نمونه اين تفكر را ميتوان در ايران باستان و جوامعي كه حرمسراها در آنها بسيار بوده اند ، ديد .

۳ – پدر سالاري و حس مالكيت براي استثمار زن ( بعد اقتصادي ) : افرادي كه اين عامل را از جمله عوامل پيدايش حجاب ميدانند ، معتقدند كه روح پدر سالاري و حس مالكيت مردان بر زنان براي استثمار آنان و كنترل و بهره كشي اقتصادي از آنها بعد از گذشت دوران كمونيزم جنسي در تاريخ ، موجب پيدايش حجاب شده است ، نمونه اين تفكر را نيز ميتوانيد در غرب و طرفداران كمونيزم ، مشاهده كرد .

۴ – حسادت و خودخواهي مردان ( بعد اخلاقي ) : عده اي كه به اين عامل معتقدند ، ميگويند كه چون مردان بر مردان ديگر  هم نوع خودشان رشك ميورزيدند ، لذا براي جلوگيري از اينكه زنشان مورد توجه مرد ديگري قرار گيرد ، آن را در پوشش محدود ميكردند ، نمونه اين تفكر را ميتوان در جوامع بدوي اروپا مشاهده كرد .

۵ – واقعيت وجودي خود زنان ( بعد رواني ) : افرادي كه به اين عامل معتقدند ، ميگويند چونكه زنان از گذشته به دليل كمبود توان جسماني شان نسبت به مردان و همچنين مسائلي چون بكارت و عادت ماهيانه ، احساس حقارت ميكردند ، لذا با پوشاندن و مخفي كردن خود ، سعي داشتند براين عامل رواني شان چيره شوند ، نمونه اين تفكر را ميتوانيد در تعاليم دين يهود و ايران باستان مشاهده كرد .

خوب ، حال كه با انواع ۵ گانه عوامل پيدايش حجاب از نظر مخالفين اين امر و همچنين جوامع غير اسلامي آشنا شديد ، ممكن است كه به اين نتيجه برسيد كه ” پس با اين اوصاف علل پيدايش حجاب در دين اسلام نيز وابسته به يكي از عوامل فوق است ” يا اينكه اين سوال در ذهنتان نقش ببدند كه ” پس نظر اسلام در مورد حجاب چگونه است و آيا اين عوامل در پيدايشش نقش داشته اند يا خير ؟ ” ، اگر كه درست حدس زده باشم ، بايد خدمتتان معروض بدارم كه همه عوامل ۵ گانه از نظر اسلام مترودند و علل پيدايش حجاب در اسلام به طور كلي با همه عوامل فوق متفاوت است كه در ادامه به شرح آنها ميپردازم ، فقط قبل از پرداختن به آنها علل مترود بودن اين نظريات را به اختصار متذكر ميشوم كه :

۱ – از نظر اسلام رياضت كشيدن و دروري جستن از نعمات و لذات دنيوي ، امري منع شده ميباشد و به طور كلي در تمامي قوانين اسلام جانب اعتدال در بهره وري از مواهب دنيوي رعايت شده و تند روي در هر صورتي منع شده است ، لذا اين عامل در پيدايش حجاب اسلام نقشي نداشته است .

۲ – در زمان جاهليت ، امنيت جنسي در عربستان برقرار بوده و تنها چيزي كه وجود نداشته امنيت اجتماعي بوده است كه آن هم ناشي از زندگي قبيله اي بوده ، پس اين عامل نيز در پيدايش حجاب اسلامي نقشي نداشته است .

۳ – اسلام هرگز نخواسته است كه زن بره كش اقتصادي مرد باشد ، اين را به وضوح ميتوان از بين دستورات و قوانين اسلامي مشاهده كرد . ( رجوع شود به مقررات ازدواج ، ديه و ….. در قوانين اسلامي ) .

۴ -  در اسلام ، دو  رويكرد براي مردان تعريف شده است ، حسادت و غيرت و براي زنان يك حس به عنوان حسادت ، لذا اسلام رويكرد حسادت را چه در زنان و چه در مردان به شدت ناپسند ميداند و با آن مقابله كرده است و قوانيي را كه وضع كرده گواه بر اين اند ، اما حس غيرت كه براي پاسباني از كيان خانواده است را در مورد مرد تعريف كرده است ، كه اين حس غيرت با آن حس حسادت كه از عوامل پيدايش حجاب ميباشد ، تفاوتها بسيار دارد كه ميتوانيد براي برسي آن به مراجع مختلف اجتماعي و مذهبي مراجعه فرماييد ( در مقالات بعدي به تفصيل توضيح داده خواهد شد ) .

۵ – قوانين اسلام براي زنان از جمله اينكه زنان در زمان عادت ماهيانه فقط از بعضي عبادات معاف اند و مردان حق آميزش با انها را ندارند ميباشد ( چون معمولا زنان در دوره عادت ماهيانه ميلي به اميزش ندارند و حالات رواني خاصي دارند كه در مقالات بعدي به اختصار به آنها خواهم پرداخت ) ، كه خود نشانگر احترام اسلام به زنان ، به عنوان موجوداتي همسان با مردان است و خود حضور زن در جوامع گذشته اسلامي نيز گواهي بر اين مدعاست ، لذا از اين جهت هم اين عامل ، مسبب پيدايش حجاب در اسلام نبوده است .

فوايد حجاب :

براي درك بهتر حجاب از ديدگاه اسلام ، در ابتدا بايد به اين نكته توجه كرد كه اصلا حجاب چه فايده اي براي زن دارد و اگر ذاتا پوششي محدود كننده است ، پس چه نيازي به روشن كردن علل پيدايش آن است !

لذا در ابتدا چند ويژگي منحصر به فرد آن را بر ميشمارم و بعد ميروم سراغ اصل مطلب :

۱ – بالا بردن ارزش : براي درك اين فايده بايد به علم روانشناسي رجوع كنيم ، بر طبق خواص ذاتي و فطري مردان ، معمولا زناني كه سهل الوصول و بخشنده اند ( از نظر سكسولوژيك ) ، مورد احترام و توجه مردان نيستند و اندك توجهي هم كه مردان به اين گونه زنان انجام ميدهند ، به دليل ارزش گذاشتن به آن زن نيست بلكه به هدف كاميابي موقت جنسي است ، كه بعد از اطفاء شهوت از بين خواهد رفت ! مردان ذاتا به دليل ماهيت كاشف گونه شان ، به دنبال كشف و تسخير زنان بكر و دست نيافتي اند ، حيا و شرم ذاتا مردان را جذب ميكند و حجاب به عنوان يك حائل بين زن و مرد ، اين قوه قدرتمند مردان را ، مداوم تحريك ميسازد ، براي درك اين جملات بهتر است به آن جمله معروف ويل دورانت اشاره كنم كه ميگويد : « خودداری از انبساط ، و امساك در بذل و بخشش بهترين سلاح برای شكار مردان است ، اگر اعضای نهانی انسان را در معرض عام تشريح می‏كردند توجه ما به آن جلب می‏شد ولی رغبت و قصد به ندرت تحريك می‏گرديد . مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بی آنكه بداند حس می‏كند كه اين خودداری ظريفانه از يك لطف و رقت عالی خبر می‏دهد » ، شايد الان اين سوال براي شما به پيش آيد كه ” خوب اينكه همش به نفع مردانه ! پس چه فايده اي براي زنان دارد ؟ “  پاسخ اين پرسش بسيار ساده است ، مردان همواره  به دليل روح خشن و سختشان ، و همچنين به دليل برتري جسمي شان ، به صورت طالب اند  و زنان به دليل ماهيت لطيف و احساسي شان ، همواره مطلوب اند ، در ادبيات همواره زن معشوق و مرد عاشق است ، زن محبوب و مرد محب است ، در نتيجه زنان براي كسب اين محبت و گرفتن احساس امنيت روحي – جسمي – جنسي – رواني و …. و از همه مهمتر احترام و ارزش انساني كه بر حق برابر با مردان دارند ، از جنس مخالفشان ، نيازمندند كه مرد به آنها توجه كند و محبت و عشق و همه چيزش را به او هديه بدهد و مرد هم بر طبق همان اصلي كه گفتم ، فطرتا اين چنين زني را ارزش مند ميبيند و انتخاب ميكند تا محبت و عشق و همه زندگي اش را به او هديه دهد ، مرد هرچه بيشتر در طلب مطلوبش رنج بكشد ، قدر آن را بيشتر ميداند ! ، براي درك بهتر اين سخن باز به سخن ويل دورانت برميگردم كه ميگويد : « آداب جفتجوئی عبارت است از حمله برای تصرف در مردان ، و عقب‏نشيني برای دليری و فريبندگی در زنان . . . مرد طبعا جنگی و حيوان شكاری‏ است ، عملش مثبت و تهاجمي زن برای مرد همچون جائزه‏ای است كه‏ بايد آنرا بربايد » .

۲ -  امنيت اجتماعي : براي درك اين فاييده نيز بايد بگويم كه مسئله حجاب يا پوشش در اسلام اين نيست كه بحث بر سر عريان بودن زن در اجتماع است يا بر سر پوشيده بودن آن ، بلكه از نظر اسلام يكي از فوايد حجاب اين است كه در سيستم سكسولوژيك روابط انساني بين دو جنس مخالف ، تناسب بر قرار ميشود ، مسئله اين است كه آيا مرد حق دارد كه در هر محفلي و هر جايي نهايت استفاده جنسي را از زن ببرد و اورا به مانند برده خود مورد استفاده قرار دهد يا نه ؟ مسلما از نظر اسلام اين عدالت نيست كه مرد به دليل برتري جسمي اش ، بخواهد زن را مستعمره خود كند و از او بهره كشي سكسي بكشد ، در جوامعي كه برهنه گي رواج دارد ، زن در حقيقت ابزار ارضاي شهوات جامعه مردسالار است ، استفاده جنسيتي از بدن زنان در فيلمها ، تبليغات و ….. همه و همه نشان دهنده آن است كه زن در اين جوامع به ابزار ويترين گونه اي براي تامين رضايت مردان در آمده است ، چيزي كه بيشتر طرفداران فمنيست امروزي نيز با آن به شدت مخالف اند ، حال انكه اسلام با توجه به اين امر با مطرح كردم مسئله پوشش ، معتقد است كه اجتماع و بلاخص مردان در صورت تحقق اين امر و كاهش سطح استثمار جنسي در جامعه ميشود امنيت اجتماعي را برقرار كرد ، چيزي كه در طول تاريخ صحتش به اثبات رسيده است .

۳ – منفعت اقتصادي : بر خلاف نظريه رايج كه پوشش را به دليل محدود كننده بودنش ، مانع فعاليتهاي اجتماعي زنان ميداند ، اسلام معتقد است كه اگر زنان با رعايت پوشش در جامعه نقش فعالي را بازي كننده و چرخه كارخانه جات را بگردانند ، به دليل اينكه اين پوشش مانع از اين ميشود كه مسائل جنسي به حريم عرصه اقتصادي كشيده شود ، در نتيجه نيروي بسيار زيادي صرف پيشرفت ميشود كه به جاي صرف در زمينه مسائل سكسي در محيط كار صرف توسعه آن كار ميشود ، در همين راستا اسلام معتقد است كه مسائل سكسي بايد محدود به خانواده و حريم خصوصي انسانها باشد تا اجتماع و محيط كار .

۴ – محبوبيت سكسي : كلا شهوت ناشي از تحريك بدن دو جنس مخالف و كنش ها و واكنشهاي مابين آنهاست ، اين احساس زماني بين دو فرد رخ ميدهد كه هر دو طرف خصوصي ترين چيزهايشان را بايكديگر به اشتراك ميگذاراند ، اين حريم خصوصي زماني كه نابود شود و مرزي بين آن و دنياي غير خصوصي يا عمومي نباشد ، ديگر اين حس ، حس شهوت بي معنا ميشود و ماهيت ديگري پيدا ميكند ، حجاب  به دليل ماهيت حائلي اش ، از اين حريم پاسداري ميكند ، لذا در حقيقت حجاب به سكس دو جنس خدماتي ميكند كه عرياني نميتواند بكند ، عرياني باعث ميشود كه روزمره گي ايجاد شود ، عشق معناي طالب و مطلوبي يا همان عاشق و معشوقي اش را از دست بدهد و به يك حالت ارزه و تقاضا تبديل شود ، هنگامي كه احساس ويران شود ديگر انسانيت نيز به زير سوال ميرود و انحرافات و انحطاطهايي كه زمينه ساز سقوط و نابودي بشر اند گسترش ميابند ، در نتيجه پوشش بزرگترين خدمت را به عرصه سكسولوژيك و عشقي انسانها ميكند ، براي حسن ختام اين بحث هم به يك گفته آلفرد هيچكاك نابغه هنر هاليود اشاره ميكنم و بس ، هيچكاك ميگويد : « من معتقدم كه زن هم بايد مثل فيلمی پرهيجان و پرآنتريك باشد ، بدين‏ معنی كه ماهيت خود را كمتر نشان دهد و برای كشف خود مرد را به نيروی تخيل و تصور زيادتری وادارد . بايد زنان پيوسته بر همين شيوه رفتار كنند يعنی كمتر ماهيت خود را نشان دهند و بگذارند مرد برای كشف آنها بيشتر به خود زحمت دهد » و همچنين او در مورد جذابيت سكسي زنان شرقي گفته است كه : « زنان شرقی تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و رويبندی كه به كار می‏بردند خود بخود جذاب می‏نمودند و همين مسأله جاذبه نيرومندی بدانها می‏داد ، اما به تدريج با تلاشی كه زنان اين كشورها برای برابری با زنان‏ غربی از خود نشان می‏دهند حجاب و پوششی كه ديروز بر زن شرقی كشيده شده بود از ميان می‏رود و همراه آن از جاذبه جنسی او هم‏ كاسته می‏شود » .

اگر بخواهيم فوايد بيشتري را در زمينه حجاب ذكر كنيم بايد يك كتاب چند جلدي كه همه ابعاد مختلف اجتماعي ، انسانشناختي ، روانشناختي ، سكسولوژيك و فيزيولوژيك و ….. را در بر بگيرد به نگارش در آوريم وليكن براي جلوگيري از بلند شدن مطلب فقط به همين چهار مورد بسنده كردم  و قصد دارم بروم به سراغ ميزان پوشش در اسلام و اين بحث كه آيا حجاب اجباري است يا اختياري !

حد و مرز پوشش از نظر اسلام

كلا بر اساس مستندات فقهي ما چندين آيه در مورد پوشش زنان داريم كه به طور كل دو ايه از سوره هاي نور و احزاب در خصوص حجاب عموم زنان اند و بقيه آيات در مورد پوشش زنان پيامبر اند كه بيشتر جنبي تدبير سياسي داشته اند و در مورد عموم زنان كاربردي ندارند ، لذا از ذكر آنها خود داري ميكنم .

اما آيات مربوط به پوشش زنان در سوره نور : « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكی لهم ان الله خبير بما يصنعون  ۳۰  و قل للمؤمنات يغضضن من بصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علی جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابعين غير اولی الاربة من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علی عورات النساء ، و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن و توبوا الی الله جميعا ايها المؤمنون لعلكم تفلحون ۳۱ » به اين معنا كه خدواند متعال ميفرمايد : « به مردان مؤمن بگو ديدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ كنند . اين برای‏ شما پاكيزه‏تر است . خدا بدانچه می‏كنيد آگاه است ۳۰ به زنان مؤمنه بگو ديدگان خويش فرو خوابانند و دامنهای خويش حفظ كنند و زيور خويش آشكار نكنند مگر آنچه پيدا است ، سرپوشهای خويش بر گريبانها بزنند ، زيور خويش آشكار نكنند مگر برای شوهران ، يا پدران ، يا پدر شوهران ، يا  پسران ، يا پسر شوهران ، يا برادران ، يا برادر زادگان ، يا خواهرزادگان ، يا زنان ، يا مملوكانشان ، يا مردان طفيلی كه حاجت به زن ندارند ، يا  كودكانی كه از راز زنان آگاه نيستند ، و پای به زمين نكوبند كه زيورهای مخفيشان دانسته شود . ای گروه مؤمنان همگی به سوی خداوند توبه بريد ، باشد كه رستگار شويد » .

و آيات سوره احزاب : « يا ايها النبی قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادنی ان يعرفن فلا يؤذين و كان الله غفورا رحيما ۵۹  » به اين معنا كه خدواند متعال ميفرمايد : « ای پيغمبر به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنين بگو كه  جلبابهای ( روسريها ) خويش را به خود نزديك سازند . اين كار برای اينكه‏ شناخته شوند و مورد اذيت قرار نگيرند نزديكتر است و خدا آمرزنده و مهربان است » .

كليه علماي شيعه و سني با استناد به اين آيات كه تنها آيات مربوط به پوشش زنان در قران كريم اند ، احكام و آراي خود را ابراض ميدارند كه هر كدام بر اساس نوع تفسيرشان از آيات مذكور و شان نزول آيات ميباشد ، من از اظهار نظر تخصصي در اين مورد خود داري ميكنم چون اصلا فقيه نيستم و قصد هم ندارم اينجا بحث فقهي بكنم ، اما فقط بنا بر اطلاعتان بايد خدمتتان معروض بدارم كه بيشتر سه نوع راي بر اساس آيات فوق ارائه شده است :

۱ – آرائي كه توسط كسنايكه معتقدند كه پوشش بايد به اندازه ظاهر شدن صورت و كفهاي دست و پا باشد ، ارائه شده است . ( اكثر علماي اهل تسنن و تشيع )

۲ – آرائي كه توسط كسانيكه معتقدند كه پوشش بايد به ميزان از ناف تا زانو و پوشاندن سينه ها باشد و پوشيدن روسري الزامي نيست ، ارائه شده است . ( بعضي از علماي اهل تسنن و تشيع )

۳ – آرائي كه توسط كسانيكه معتقدند كه پوشش بايد به صورت كامل اجرا شود و هيچ كجاي زن پيدا نباشد ، ارائه شده است . ( بعضي از علماي اهل تسنن و تشيع )    

بديهي است كه شما بر اساس نوع مرجع تقليدتان و مذهبتان ( تشيع يا تسنن ) ، ميتوانيد ميزان حد و مرز معين شده را رعايت كنيد .

آيا حجاب اجباري است ؟

با توجه به احاديث تاريخي مربوط به صدر اسلام ، شكي نيست كه حجاب به دو صورت وجود داشته ، اول اينكه براي زنان مسلمان واجب بوده و دوم اينكه براي زناني كه رعايت نميكردند و حكم دين را قبول نداشتند و همچنين زنان غير مسلمان اختياري بوده است .

 بر فرض مثال ميشود به اين حديث از امام صادق ( ع) اشاره كرد : « عباد بن صهيب : سمعت اباعبدالله عليه السلام يقول : لا بأس بالنظر الی رؤوس نساء اهل تهامة و الاعراب و اهل السواد و العلوج لانهم اذا نهوا لا ينتهون » به اين معنا كه « حضرت صادق عليه السلام فرمود نگاه كردن به سر زنان تهامه ، باديه نشينان ، دهاتيهای حومه و علج ها ( غير عرب هاي بيسواد ) ، مانعی ندارد ، زيرا ايشان را هر گاه نهی كنند ، فائده ندارد . »

با استناد به همين حديث و ديگر روايات و مستندات فقهي ميتوان به اين نتيجه رسيد كه در آن زمان زنان دو دسته بوده اند ، عده اي كه پيرو شريعت بوده اند و با ارشاد و امر به معروف ، حدود حجاب را رعايت ميكردند و دسته دوم زناني بودند كه امر به معروف و نهي از منكر در آنها كارگر نبوده است و به دليل نداشتن اعتقادات مذهبي يا اصلا مسلمان نبودن حجاب را رعايت نميكردند ، در نتيجه مشخص ميشود كه حتي خود حضرت امام صادق عليه الاسلام معتقد بودند كه نبايد حجاب را اجباري كرد و به زور آن را به كسي تحميل كرد ، كه به وضوح از حديث فوق قابل مشاهده است .

لذا اينجا اين سوال پيش ميآيد كه آقايان مسئول در نيروي انتظامي با استناد به كدام دين و كدام مرجع اينچنين بر زنان جامعه مي تازند و در لواي طرح مبارزه با بدحجابي ، اين برخوردهاي نادرست را كه ثمره اي جز انزجار اقشار جامعه از دين و مذهب ندارد را به اجرا ميگذارند ، ديني كه بنيان گذار فقه جعفري اش و بزرگترين امامانش ، اجبار را منع كرده و با آن مخالف است ، چگونه يكي دوتا سرهنگ تازه به دوران رسيده ادعاي عمل به آن را دارند !

به يا دارم كه آيت الله طالقاني در نامه اي به آيت الله خميني ( مرجع عالي قدر شيعه )  فرموده بودند كه حجاب نبايد اجباري شود و زنان بايد مختار باشند تا راه خودشان را انتخاب كنند چون اين هم احترام به دين است و هم به ملت و آقاي آيت الله خميني رهبر گرانقدر انقلاب نيز با اين امر موافق بودند ولي متسفانه اين گونه افرادي دور ايشان را گرفته بودند و اين اقليت بنياد گرا حضرت امام را در حقيقت محصاره كرده بودند به طوريكه ايشان هرگز نتوانستند جلوي اين اعمال ناصحيح را كه توسط اين افراد انجام ميگير را بگيرند !

اما به هر حال و به دور از همه اين بحث ها ،  اميد دارم كه هر چه زود تر جريان اصلاحات دو باره به بطن سياست كشور باز گردد و با باز تر كردن سطح جامعه ، جلوي اين تند روي ها را بگيرد واقعا اين روزها به وضوح نمايان گر بزرگ منشي  و مديريت صحيح سيد هميشه خندان ( حجته الاسلام خاتمي ) در طول دوران رياست جمهوري شان است كه به چه خوبي آزادي را به ارمغان جامعه ايراني آورردند ولي افسوس كه اين ملت به دليل كم صبر بودنش و توقعات بيش از حدش آنان را تا زمانيكه اين روزها را نديد ، نفهميد !

 از همه شما دوستان عزيز داخل كشور خواهشمندم كه براي مبارزه با اين افراط گريها ، در انتخابت بعدي دقت كنيد كه چه كسي را انتخاب ميكنيد و به كسي راي بدهيد كه آزادي را برايتان به ارمغان بيآورد نه محدوديت را !

پوشش

جمع بندي و نتيجه گيري

در پايان بايد خاطر نشان كنم كه حجاب نه صرفا يك پوشش محدود كننده است بلكه يك امتياز براي محبوبيت است ، در حقيقت اسلام با وضع قانون حجاب براي زنان ، خواسته است كه استعدادهاي نهان زنان در همه زمينه ها از جمله سكسولوژيك ، رواني و اجتماعي شكوفا كند و همچنين جلوي عواقب سوي اجتماعي ، اقتصادي و …. كه از بي بند و باري و هرزه گي ايجاد ميشود را بگيرد ، اين ديدگاه اسلام است براي سعادت و كاميابي بشر ، حال اگر دين داريد و به وجود خدا اعتقاد داريد ، ملزم به آنيد كه از دستوراتش پيروي كنيد و اگر هم دين نداريد و اين را محدوديتي براي خود ميدانيد بر اساس همان اصل اختيار ، مختاريد كه دو روزي را كه در اين جهان فاني ميگزرانيد آزاد باشد ، اگر عدالتي باشد بعدا اجرا خواهد شد و اگر هم نباشد بر اساس نتايج ثمرات دنيوي اش مشخص خواهد شد كه چه كسي آرام تر ، زيبا تر و لذت بخش تر زندگي كرده است .

توضيح : مطلب فوق با اقتباس از كتاب حجاب نوشته آيت الله مطهري نوشته شده است ، علاقه مندان ميتوانند براي مطالعه جامع تر به نسخه اصلي آن مراجعه كنند يا از طريق اين لينك نسخه الكترونيكي آن را مشاهده فرمايند .

1-IMG_0597.jpg

65zvhnk.jpg

myspace_01.gif

29fvaev.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/21ساعت 5:30 PM  توسط farshid moradi  | 

منم فرشته ی زیبای جهنم

 

 مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه که هر وقت گريه کرد هيچکس اشکش نديد 3- رفيق فقط کلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار که هرچي مردو نا مرده بهش تکيه ميدن 6- نامردارو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن . من که حال کردم شما چطور؟

Gillian-in-Water-3small.jpg

HyperText Transfer Protocol 

از جهنم عبور نکردی که بدونی من چی می کشم

Jennifer-in-Hell-bw.jpg 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/29ساعت 10:16 PM  توسط farshid moradi  | 

گرافیک و انیمیشن با 3ds max

در این درس شما به صورت گذرا و کلی با محیط این نرم افزار آشنا می شویدو مختصرا کار قسمت های مختلف آن را فرا می گیرید . در پایان این درس شما خواهید دانست که هریک از قسمت های این نرم افزار برای چه منظوری مورد استفاده قرار می گیرند.

 1- نوار منو: همانند سایر نرم افزار ها 3ds max نیز دارای نوار منوی خواص خود می باشد . این نوار شامل ١٥ منوی مختلف می باشد که محلی برای دست یافتن به دستورات مختلف برنامه و همچنین عملیاتی مانند باز کردن پروژه جدید و یا ذخیره ی پروژه ی جاری و... می باشد.

 2- خواص کادر انتخاب: در این قسمت می توان تعیین کرد که ناحیه انتخابی داخل و یا خارج از کادر دید باشد. 3-snaps : برای بالا بردن دقت در ساخت و ویرایش اشیا می توان یکی از حالات این قسمت را بسته به نیاز انتخاب کرد.

۴- پانل دستورات: در این قسمت شما می توانید موضوعی را ساخته ٬ ویرایش کنید و یا حرکت آن را اصلاح کنید.

 5- دسته بندی موضوعات: در این قسمت شما می توانید موضوعاتی چون اجسام سه بعدی ٬ اجسام دو بعدی ٬ نورها ٬ دوربین ها و ... را بسازید.

 6- محل قرارگیری موضوعات: در این قسمت شما می توانید با انتخاب هر کدام از موضوعات آن را رسم کنید .

 7- پنجره های دید: در این قسمت و قسمت های مشابه شما می توانید موضوعات خود را از نماهای مختلف ( بالا٬ روبرو ٬ راست و...) ببینید و ویرایش کنید .

 8- کنترل کننده های پنجره دید: این ابزارها که با توجه به پنجره ی دید انتخاب شده تغییر می کنند ٬ وظیفه حرکت ٬ چرخش ٬ بزرگنمایی و ... پنجره دید را بر عهده دارند .

 9- کنترل کننده های نمایش انیمیشن : این قسمت که همانند دکمه های یک ویدئو عمل می کند وظیفه نمایش انیمیشن و کنترل آن را بر عهده دارد.

10- کنترل کننده های کلید متحرک سازی: از این قسمت جهت ساخت انیمیشن و متحرک سازی استفاده می شود.

11- ناحیه نمایش مختصات: در این قسمت اطلاعاتی درباره ی مختصات موقعیت ٬ دوران و تغییر اندازه اشیا نشان داده می شود که شما نیز می توانید این پارامتر ها را با نوشتن در این قسمت تعیین کنید .

12- نوار وضعیت و خط فرمان : در این قسمت برنامه اطلاعاتی درباره ی موضوعات انتخاب شده و همچنین فرایندهای در حال اجرا در برنامه را به شما نشان می دهد . 13- نوار دستور: در این قسمت شما می توانید دستوراتی را توسط برنامه نویسی خاص 3ds max که به max script موسوم است نوشته تا اجرا شوند.

 14- نوار زمان: در این قسمت شما می توانید کلیدهای متحرک سازی را ببینید و ویرایش کنید .

 15- لغزنده زمان: این قسمت امکان جابجایی در زمان را به شما می دهد .

 16- نوار ابزار اصلی: این قسمت شامل بیش از ٣٠ ابزار است که به شما در ساخت پروژه تان یاری می رساند.

 index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5tYXN0ZXJzcGVha3MuY29tL3NhbXBsZXMyL3RuZmFjZV9zaXR0ZXIuanBnindex.php?q=aHR0cDovL3d3dy5zcG9va3ljYXNoLmNvbS9wZGdzL2dvdGhpY3NsdXRzXzAyMnYyMi5qcGc%3D

استخوان بندی ماهيها:

+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/06ساعت 4:39 PM  توسط farshid moradi  | 

 
 
seekkc2212.jpg
4yja1d4.gifinsomniac.jpg4yja1d4.gif
gorillaz.jpg
طبیعتی اینچنین زیبا از آن کیست؟

و خداوند به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و سقفهای رفیع منزل گیرید و سپس از میوه های شیرین و حلاوت گلهای خوشبو تغذیه کنید و راه پروردگارتانرا با طاعت بپوئید آنگاه از درون آنها شربت شیرینی به رنگهای مختلف بیرون اید که در آن شفای مردمان است.در این کار نیز آیت قدرت خدا برای متفکرانپیدا هست.(سوره نحل-آیه ۶۸و۶۹) 

 

                              بيوتكنولوژي مزاياي جديدي براي توليد كنندگان روستايي منطقه در سطح كوچك دارد. يكي از مهمترين آنها قيمت كم واكسنها مي باشد. استفاده ديگر، توسعه توليدات جديد شامل مواد مغذي دامي ،غذاوداروهاي تهيه شده از توليدات دامي است.طبق بررسي منطقه اي FFTC اخيرا صورتي از توليدات وتكنولوژيهاي مفيد تنظيم شد.
اصلاح نژاد دامهاي اهلي
اصلاح نژاد دامهاي اهلي از نظر كلاسيك خيلي موفق بوده وروند آهسته اي دارد.چندين دهه نياز است يك جمعيت دام اهلي با رفتارهاي ژنتيكي پيشرفته اصلاح شوند.بيوتكنولوژي راه را براي توليد آسانتر دامها با ويژگيهاي ژنتيكي پيشرفته جهت تكثير سريع اين دامها هموار مي كند.يك پيشرفت مهم در انتقال جنين در جنينهاي بدست آمده از ماده هاي اصلاح شده ممتاز ميباشد كه جهت آبستني به دامهاي ديگر منتقل مي شود.اين ماده ها شايد تخمهاي بيشتري نسبت به نرمال توليد كنند. در نتيجه تزريقات هورموني كه باعث ايجاد چند تخمك گذاري (superovulation ( ميشود، نه تنها جنين بلكه تخمهاي لقاح نشده (اووسيت)را ميتوان از مادران ممتاز بدست آورد.تلقيح مصنوعي جهت توليد چندين جنين از طريق انتقال به مادران غير وابسته جهت دوره آبستني انجام مي شود.پيشرفتهاي ديگر در استفاده از بيوتكنولوژي در توليد دامها شامل توليد كلون ها (از نظر ژنتيكي ،نتاج يكسان )،تكنيكهاي پيشرفته منجمد كردن اسپرم كه براي تلقيح مصنوعي به كار مي رود.در توليدطيور اين امكان وجود دارد كه جنينهاي جوجه را بارور كرد و آن را داخل يك تخم مصنوعي كشت داد تا آماده تخم گذاري شود.اين عمل امكان دستكاري در يك مرحله جديد قبل از تشكيل تخم را مي دهد.از لحاظ ژنتيكي دامهاي ممتاز هنوز هم مثل هميشه اساس اصلاح نژاد دامي مي باشند. بهر حال با بيوتكنوژي از بهترين دامهاي ماده به عنوان يك منبع ماده ژنتيكي برتر نسبت به يك منبع مستقيم نتاج استفاده مي شود.اين بدين معناست كه آنها يك سرعت توليد مثلي بالاتري نسبت به ديگران دارند. گاوميش آبي به عنوان مثال هر دو سال يكبار فقط يك گوساله توليد مي كند. superovulation و انتقال جنين بدين معناست كه گاوميش تنها جهت پرورش چندين گوساله هر سال مورد استفاده قرار بگيرد.

سلامتي دام

تست نقصهاي ژنتيكي
بيوتكنولوژي شامل تست DNA از نمونه هاي خون ميباشد كه اكنون ميتواند برخي ضعفهاي ژنتيكي را تشخيص دهد.دامهاي حامل ژنها ي ناقص قبل از استفاده براي اصلاح نژاد تشخيص داده مي شود.خوكها با اين ژن نسبت به استرس آسيب پذيرند.آن علايم به هنگام داد وستد يا انتقال براي فروش زياد مي شود.در شرايط استرس خوكها با اين سندرم لرزش ماهيجه يا دم را نشان مي دهند.تنفس آنها ضعيف شده ،پوستشان قرمز و پر از لكه و درجه حرارت بدن افزايش مي يابد.در نتيجه حيوان شايد ضعيف شده يا بميرد. از معايب ديگر سندرم اينكه لاشه حيوان كشتار شده اغلب رنگ پريده و داراي گوشت خراب است كه باعث كاهش قيمت آن مي شود.اين دليل كاهش اقتصادي سندرم ناقوس مرگ ميباشد.رابطه اي بين حساسيت به هالوتان واختلال استرسي مربوط به خوك پيدا شد.با استفاده از ماسك ،گاز هالوتان به خوكچه درطول 3دقيقه داده شد.وقتي به خوكها با سندرم استرس خوكي ،هالوتان داده شداعضاي بدن محكم وسفت شد.اين علايم در خوكهاي نرمال ديده نشد.يك تست جديدDNA كه ميتواند ژن توليد كننده سندرم استرس خوكي را تشخيص دهدكشف شده است.خوكهاي حامل اين ژن شناسايي شده واز برنامه هاي اصلاح نژادي خارج شده است.
بيماريهاي ژنتيكي گله
چند تست DNA براي كشف بيماريهاي ارثي گله در دسترس است كه براي نژادهاي اصلاح شده ملي ژاپن استفاده مي شود.اين تستهادر گاوهاي نر گوشتي جوان مورد استفاده در برنامه هاي تلقيح مصنوعي بكار مي روند. موقعيتها ي شناسايي شده با اين تستها شامل چسبندگي گويچه هاي سفيد خون كه باعث عفونتها ي مكرر باكتريايي،توقف رشد ومرگ در طول اولين سال زندگي وكمبودفاكتور 13كه از لخته شدن خون به طور نرمال جلوگيري مي كندمي شود.تعدادي به دليل خونروي شديد ازبند ناف و بقيه از خونريزي داخلي خواهند مرد.
واكسنهاي جديد براي دامها ي اهلي
يكي از مهيج ترين توليدات بيوتكنولوژي يكسري واكسنها ي جديد جهت حفاظت دامها از امراض است.برخي از آنها ارزانتر بوده ،موثرتر از واكسنهاي موجود مي باشد.بقيه ، واكسنهاي جديدي هستند كه عمل حفاظت در مقابل برخي بيماريهاي عفونت زا را انجام مي دهند.برخي مثالها از واكسنهاي جديد شامل واكسنهاي تركيبي درخوكها كه در مقابل 3نوع عفونت شش حفظ مي كند.در كره ،يك واكسن مؤثرتروجديد دربرابر تب خوكي،يك بيماري بسيار عفوني با نسبت مرگ زياد وجود دارد.در فيليپين از بيوتكنولوژي جهت توسعه واكسن پيشرفته اي براي حفاظت گله و گاوميش آبي در برابرعفوني شدن خون ،يك عامل مهم مرگ براي هر دو گونه ، استفاده مي شود. ديگر دانشمندان در فيليپين از بيوتكنولوژي براي گسترش واكسنهاي جديد در برابر كلراي ماكيان و بيماري نيوكاسل طيور استفاده مي شود.اين واكسنهاي مهندسي زيستي جديد نه تنها مؤثرتر از واكسنهاي قديمي هستند بلكه سالمتر نيز مي باشند. واكسنهاي متداول گاهي حالت سمي داشته وباعث بسياري از بيماريها مي شوند كه بايد جلوگيري شود. واكسنهاي جديد از نظر ژنتيكي براي جلوگيري از اين واقعه درست شده اند.آنها همچنين در درجه حرارت اتاق پايدارندو نياز به نگهداري در يخچال ندارند.اين يك مزيت مهم براي نگهداري آنها در كشورهاي گرم مي باشد.
راههاي جديد استفاده از واكسنها
واكسنهاي جديد وتوسعه يافته بابيوتكنولوژي براي هدفهاي كاملا جديد استفاده مي شوند.واكسنهاي قديمي جهت حفاظت در مقابل امراض با تحريك سيستم ايمني به كار مي روند.برخي از عملكردهاي واكسنهاي جديد شامل توسعه اثر ضريب تبديل غذايي ياتغيير توليد هورمون براي افزايش سرعت رشد مي باشد.اشخاص ديگر ميتوانند توليد شير راتحريك كرده يا لاشه با كيفيت بهتر با گوشت كم چربي توليد كنند.
محصولات حيواني جديد از بيوتكنولوژي
يكي از مهمترين اهداف بيوتكنولوژي رديف تازه اي از محصولات دامي با ارزش مكمل توليدات سنتي از دامهاي زنده (پشم ،شير) ومرده ( گوشت وچرم) مي باشد. اين پيشرفت هنوز در مراحل اوليه اش مي باشد.برخي از اين محصولات درزيرآورده شده::
تركيبات غذايي وغذاهاي جديد
پپتيد هاي فعال از نظر بيو لوژيكي از خون حيوان در كشتار گاهها استخراج مي شود.اين مي تواند به عنوان يك افزودني غذايي جهت افزايش سلامت انسان استفاده شود.محصولات جديد ديگري از خون دام استخراج شده وبه عنوان رنگ كننده هاي مواد غذايي كه ميتواند جايگزين نيترات در توليدات گوشتي شوداستفاده مي شود. بيوتكنولوژي همچنين باعث افزايش شير ومحصولات شيري مي شود. لاكتوفرين انساني يك پروتئين مهم در رژيم بچه ها ميتواند توسط گاوهاي ترانس ژنيك توليد شود. ژنهايي كه كازئينها را به شير مي افزايند در پنير سازي استفاده مي شوند.اينچنين شيري سريعا لخته بسته ودلمه محكمتري دارد.دانشمندان همچنين اقداماتي در زمينه بر داشتن پروتئينهايي از شير هستند كه باعث ميشود لاكتوز غير قا بل تحمل شود. اين عمل تقاضاي توليدات شيري را در آسيا افزايش مي ذهد.چون0 9%مردم آسيا لاكتوز را تحمل نمي كنند.

 

شير و فرآورده‌هاي لبني حاصل از آن، مهمترين منابع غذائي مورد استفاده در تغذيه هستند كه احتياجات انرژي و پروتئين با كيفيت بالا و انواع ويتامينها و مواد معدني را برآورده مي‌كنند. در گذشته عمده برنامه هاي اصلاح نژاد گاوهاي شيرده بر آزمون نتاج يا انتخاب نرهاي ممتاز بر اساس ركود توليدي دختران استوار بود و در جمعيت دختران اين گاوهاي نر نيز ركورد گيري براي صفت توليد شير صورت مي پذيرفت و نهايتا نرهايي با ارزش ژنتيكي افزايشي مناسب براي توليد شير انتخاب مي گرديد. چنين انتخابي به اين دليل انجام مي شد كه تنها صفت توليد شير ارزش اقتصادي داشت. امروزه ارزش گاوهاي ماده منحصرا بوسيله توليد شير مشخص نمي شود بلكه چربي و پروتئين نيز درآمد ناشي از فروش شير را تحت تاثير قرار مي دهند. درصد چربي و پروئتين شير از نظر ارزش اقتصادي در قيمت گذاري شير ضروري مي باشد و بنابراين در كنار ساير اهداف اصلاحي اين صفات نيز از اهميت خاصي برخوردارند. علارغم اينكه انتخاب فنوتيپي و استفاده از مدلهاي حيواني، همواره توانسته پيشرفت ژنتيكي مناسبي را در نسلهاي آتي به وجود آورد اما نياز به روشهاي كه منجر به كاهش فاصله نسلي شده و همچنين افزايش دقت ارزيابي هاي ژنتيكي گردد، همواره احساس شده است. لذا يكي از راهكارهاي احتمالي مناسب موجود براي دستيابي به اين اهداف، كاربرد نشانگرهاي ژنتيكي مي باشد كه بطور مستقيم و يا غير مستقيم بر توليد شير و خصوصيات آن تاثيرگذار مي باشد. ديدگاه ژنهاي كانديدا يكي از جديدترين محورهاي تحقيقاتي براي بهبود خصوصيات شير توليدي در دامهاي شيرده مي باشد كه در دهه اخير زمينه بسياري از تحقيقات ژنتيك مولكولي در زمينه اصلاح نژاد گله هاي شيرده را به خود اختصاص داده است . نشانگرهاي DNA با اطلاعاتي كه قبل از تظاهر صفت مورد انتخاب فراهم مي نمايند، احتمالا دستاوردهاي مناسبي را به همراه داشته و برنامه هاي اصلاحي را به يك بازده مناسب هدايت كنند. اين مقاله سعي دارد در يك نگرش اجمالي بعضي از ژنهاي تاثير گذار بر روي كميت و كيفيت شير و فرآوردهاي لبني حاصل از آن و همچنين ديدگاههاي زيست فن آوري موجود را به خوانندگان معرفي نمايد.

الف- ژنهاي كد كننده پروتئينهاي شير:
در تمام‌پستانداران‌ پروتئين‌هاي‌ شير به‌ دو گروه‌ عمده‌ كازئين‌ها و پروتئين‌هاي‌ آب‌ پنير تقسيم‌ مي‌گردند كه‌ نوع‌ و مقدار آنها در جدول‌ يك آورده‌ شده‌ است.
جدول يك : درصد هر يك از پروتئين هاي شير در پستانداران

%Whey %Casein %Total  
-

-

-

-

-


58
13
12
6
12

44
11
25
14
5


-

-

-

-

-

 
83
36
9
21
12
4
17
10
2
2
1
2
 

Caseins
αs1-casein

αs2-casein

β-casein

κ-casein

γ-casein

Whey

β-actoglobulin

α-lactalbumin

Immonoglobulin

Serum albumin

Minor protein

پلي‌مورفيسم‌ پروتئين‌هاي‌ شير
‌‌‌‌از زماني‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بار دو واريانت‌ براي‌ پروتئين‌ b-lactoglobulin ‌ شير گاو توسAschaffenburg Drewry ‌كشف گرديد نشان‌ داده‌ شد كه‌ ساير پروتئين‌هاي‌ شير هم چند شكل ‌ژنتيكي‌ نشان‌ مي‌دهند و اختلاف‌ ژنتيكي‌ به‌ علت‌ جهش‌ در ژن‌ها مي‌باشد كه‌ منجر به‌ جانشيني‌يك‌ اسيدآمينه‌ يا حذف‌ يك‌ يا چند اسيدآمينه‌ در پروتئين‌هاي‌ شير مي‌گردد. ‌‌‌‌تا امروز در شير گاو چندين‌ واريانت‌ در CN ‌-1as، ;-La , K-CN ,B-CN-2as وبتالاكتوگلوبولين تعيين شده كه ‌ از 30 واريانت‌ مشخص‌ شده‌ براي‌ 6 پروتئين‌ شيردر مورد واريانت‌ A در Casein‌-1as و واريانتD درCasein ‌-2as31 و 91 اسيدآمينه‌ حذف شده ولي‌ در 82 مورد بقيه‌ فقط‌ جانشيني‌ ساده‌ وجود دارد كه‌ در تمام‌ موارد تفاوت‌ درتركيب‌ اسيدهاي‌ آمينه‌ باعث تغيير در وظيفه‌ ويژه‌ آنها در پروتئين‌ شده است. از اين‌رو تمام‌واريانت‌هاي‌ توضيح‌ داده‌ شده‌ توسط‌ روش‌ الكتروفورز تشخيص‌ داده‌ مي‌شود به‌ علت‌اينكه‌ تمام‌ اسيدهاي‌ آمينه‌ تفاوت‌هاي‌ قابل‌ مشاهده‌اي‌ را در الكتروفورز نشان‌ نمي‌دهند مي‌توان‌حدس‌ زد كه‌ استفاده‌ از تكنيك‌ الكتروفورز تنها 41 واريانت‌هاي‌ ژنتيكي‌ ممكن‌ را آشكارمي‌سازد

پلي‌مورفيسم‌ پروتئين‌هاي‌ شير :
‌‌‌‌در تمام‌ گونه‌هاي‌ پستانداران‌ هتروزيگوتي‌ بيشتري‌ در كازئين‌ها نسبت‌ به‌ پروتئين‌هاي‌ آب پنير مشاهده‌ شده‌ است. ‌‌‌‌هر چهار نوع‌ كازئين‌ شير گوسفند كه‌ ژن‌ كد كننده‌ آنها در روي‌ كروموزوم‌ 6 و به‌ صو متوالي‌ در كنار هم‌ قرار گرفته‌اند، و اين كازئين ها عبارتند از :
K-casein : داراي‌ 171 اسيدآمينه‌ است‌ و ‌ توسط‌ روشSSCP ‌ سه‌ واريانت‌ از آن‌ كشف‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده‌ است.
B-casein داراي‌ سه‌ اللA,B,C ‌ مي‌باشد
: as1-casein داراي‌ 6 الل(A-E) ‌ مي‌باشد.
: as2-casein داراي‌ دو واريانت‌ مي‌باشد1
‌‌‌‌پروتئين‌هاي‌ آب‌ پنير شير گوسفند در روي‌ كروموزوم‌ شماره‌ 3 تعيين‌ محل‌ شده‌اند و عبارتند از:
: a-lactalbomin داراي‌ دو الل‌ مي‌باشد.
: b-lactoglobulin تا به‌ حال‌ 3 الل‌ براي‌ آن‌ تشخيص‌ داده‌ شده‌ است.

‌‌‌‌1- مجموعه ژنهاي كازئين شير(Casein gene)
در گاو ژن‌هاي‌ هر 4 كازئين‌ بر روي‌ كرموزوم‌ 6 و به‌ صورت‌ مجموعه‌اي‌ متوالي‌ قرار گرفته‌ a-la در روي‌ كروموزوم‌ 5 وb-lg در روي‌ كروموزوم‌ 11 تعيين‌ نقشه‌ شده‌اند.
ژنهاي بخش كازئين شير به چهار گروه عمده K-Casein (با وزن مولكولي 19800 دالتون و 169 اسيد آمينه)، Beta-Casein (با وزن مولكولي 24000 دالتون و 209 اسيد آمينه)، as1-Casein (با وزن مولكولي 23000 دالتون و 199 اسيد آمينه) و as2-Casein (با وزن مولكولي 25000 دالتون و 207 اسيد آمينه) تقسيم مي شوند كه در گاو، بر روي كروموزوم شمار 6 و در گوسفند و بز بر روي كروموزوم شماره 4 قرار گرفته اند. كاپا كازئين يكي از مهمترين پروتئينهاي شير است و توسط ژني با پنج اگزون و چهار اينترون كنترل مي گردد. مقدار پنير توليدي و همچنين مانده گاري شير در خارج از يخچال بطور مستقيم به خصوصيات كاپا كازئين شير بستگي دارد. الل B ژن كاپاكازئين كه حاصل بروز جهش نقطه اي (T/C) در موقعيت اگزون 4 مي باشد موجب بالا رفتن راندمان توليد شير به پنير مي شود در كاتالوگهاي اسپرم ژنوتيپهاي BB يا AB بيانگر ژنوتيپ هاي مطلوب براي توليد شير مورد استفاده در كارخانجات پنيرسازي مي باشد. كه موجب كاهش زمان انعقاد شير و بالارفتن ثبات و استحكام دلمه شدن آن مي شود.

1- ژن بتالاكتوگلوبولين (Beta-lactoglobulin):
‌‌‌‌از زماني‌ كه‌ بتالاكتوگلوبولين‌ گاو توسطPalmer ‌ در سال‌ 1943 از شير جدا شد مطالعه زيادي‌ به‌ هر گونه‌ ممكن‌ روي‌ آن‌ صورت‌ گرفت‌ ولي اصط‌لاح‌ بتالاكتوگلوبولين‌ را براي‌ اولين‌ بارGannar وهمكارانش‌ در 1942 بر روي‌ بخش‌هاي‌ جدا شده‌ توسطPalmer ‌ بكار بردند. ‌‌‌‌بتالاكتوگلوبولين‌ پروتئين‌ اصلي‌ بخش‌ آب‌ پنير شير نشخوار كنندگان‌ است‌ و بر حيوانات‌ تك‌معده‌اي‌ مثل‌ خوك‌ ، اسب‌ ، سگ‌ ، گربه‌ و كانگورو و حتي‌ حيوانات‌ دريايي‌ مثل‌ وال‌ و دلفين‌ داراي‌ پروتئين‌ بتالاكتوگلوبولين‌ در شير خود هستند.Mackenzi Bell ‌‌‌‌ بيان‌ داشتند كه‌ در شير انسان‌ بتالاكتوگلوبولين‌ يافت‌ نمي‌شود وروش‌هايRadioImonono ‌ ثابت‌ كرد كه‌ در شير انسان‌ حدود 008-5 ميكروگرم‌ بر ليتر پروتئين‌ بتالاكتوگلوبولين‌ گاو يا حداقل‌ پپتيدهاي‌ آنتي‌ژنيك‌ وجود دارد كه‌ به‌ نظر مي‌رسد از طريق‌ جيره‌غذايي‌ وارد شير انسان‌ شده‌ باشند. در شير جوندگان‌ بتالاكتوگلوبولين‌ وجود ندارد ولي‌ در شيرموش‌ خانگي‌ و صحرايي‌ پروتئين‌ آب‌ پنير اصليwhey acidic protein)WAP )‌ است‌ كه‌ از لحاظ ‌وزن‌ مولكولي‌ به‌ بتالاكتوگلوبولين‌ شبيه‌ است‌ وليWAP ‌ در شير نشخواركنندگان‌ وجود ندارد. ‌‌‌‌در سال‌ 1964Li با استفاده‌ از الكتروفورز پروتئين‌هاي‌ شير ثابت‌ كرد كه‌ بتالاكتوگلوبولين هتروزيگوت‌ است‌ و از آن‌ زمان‌ تلاشهاي‌ زيادي‌ جهت‌ پيداكردن‌ واريانت‌هاي‌ ژنتيكي‌بتالاكتوگلوبولين‌ در گونه‌هاي‌ مختلف‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ به‌ طوري‌ كه‌ تا سال‌ 2000 حدود 8واريانت‌ براي‌ بتالاكتوگلوبولين‌ گاو، 3 واريانت‌ براي‌ بتالاكتوگلوبولين‌ گوسفند پيدا شد.
بتالاكتوگلوبولين پروتئين اصلي بخش آب پنير شير نشخواركنندگان است كه داراي وزن مولكولي 18200 دالتون است كه در گاو و بز بر روي كروموزوم شماره 11 و در گوسفند بر روي كروموزوم شماره 3 تعيين نقشه شده است. ژن بتالاكتوگلوبولين در گوسفند داراي 9737 جفت باز است و شامل 7 اگزون و 6 اينترون مي باشد كه اگزون 7 اين ژن كاملا غير فعال است و 6 اگزون اوليه مسئول توليد پروتئين بتالاكتوگلوبولين مي باشند. ارتباط چندشكلي هاي موجود در اين ژن با صفات توليد شير به خوبي مورد بررسي قرار گرفته است. ژن آلفا لاكتالبومين يكي ديگر از ژنهاي بخش آب پنير است كه در گاو در كروموزوم 5 و در گوسفند در كروموزوم 3 شناسائي شده است و داراي 1400 دالتون وزن مولكولي است.
ب- ژنهاي كانديدا با توليد شير و خصوصيات آن:
1- مجموعه ژني هورمون رشد، گيرنده هورمون رشد (GH/GHR):
ژن هورمون رشد داراي 5 اگزون و 4 اينترون مي باشد كه كد كننده پروتئيني با 191-190 اسيد آمينه مي باشد كه از غده هيپوفيز قدامي ترشح مي شود اين هورمون نقش كليدي در فرايندهاي متابوليكي مانند رشد، توليد مثل، پيري، پاسخهاي ايمني، بلوغ، اشتها، چربي لاشه و اسپرماتوژنز دارد بررسي جهشهاي موجود در نواحي مختلف اين ژن همواره مورد توجه بسياري از متخصصان اصلاح نژاد مي باشد. ارتباط چندشكليهاي اين ژن با خصوصيات توليد شير بطور وسيعي مورد بررسي قرار گرفته است. ژن گيرنده هورمون رشد داراي 10 اگزون و 9 اينترون مي باشد كه دايمر شدن آن با هورمون رشد، براي انتقال پيام هورمون رشد به داخل سلول لازم مي باشد. ارتباط ژن گيرنده هورمون رشد با فنوتيپ كوتولگي و همچنين با خصوصيات توليد شير و وزن از شيرگيري و وزن كشتار در سطح وسيعي بررسي شده است.

2- ژن لپتين (Leptin gene):
لپتين از واژه Leptus به معني لاغري گرفته شده است اين هورمون در نتيجه جهش ايجاد شده در سطح ژن مسئول چاقي توليد ميشود منبع اصلي ترشح لپتين سلولهاي آديپوسيت بافتهاي چربي بخصوص آديپوز سفيد مي باشد. اعتقاد بر اين است كه اين هورمون عمده ترين كنترل كننده اشتها، متابوليسم انرژي، بلوغ، باروري، ايمني و افزايش وزن بدن مي باشد. اين ژن داراي 3 اگزون و 2 اينترون مي باشد و از لحاظ اصلاح نژاد براي بهبود و كيفيت گوشت، باروري، بازده مصرف خوراك و توليد شير حائز اهميت است.

3- ژنهاي PIT1/IGF1 (PIT1/IGF1 gene):
ژن PIT1 بعنوان يك فاكتور اختصاصي نسخه برداري در غده هيپوفيز شناسائي شده است. پروتئين كد شونده توسط اين ژن ميزان تظاهر ژن هورمون رشد و پرولاكتين را كنترل مي كند وجود چندشكلي در توالي اين ژن احتمالا در ميزان و تعداد نسخه برداري ژنهاي هورمون رشد و پرولاكتين ضروري مي باشد بنابراين اين ژن بعنوان ژن كانديدا براي صفات مرتبط با رشد در گاوهاي گوشتي شناخته شده است. ژن IGF1 ژن ديگري است كه پروتئين حاصل از اين ژن در تنظيم عمل هورمون رشد نقش عمده اي دارد. ژن IGF1، سوماتومدين C نام دارد كه توسط كبد ساخته مي شود و داراي 70 اسيدآمينه است. بسياري از مقالات نشان داده اند كه عمل هورمون رشد از طريق واسطه گري پروتئين IGF1 عمل مي كند.
ژن لاكتوفرين (Lactoferin gene):
لاكتوفرين يك گليكوپروتئين متصل شونده به آهن است كه متعلق به خانواده ژنهاي ترانسفرين مي باشد لاكتوفرين گاو بزرگترين ژن از دسته پروتئين هاي شير است كه شامل 17 اگزون مي باشد لاكتوفرين متداولترين مكانيسم دفاع شيميايي موجود در شير است اين پروتئين موجود در شير از رشد باكتري هاي نيازمند به آهن، با مهار آهن جلوگيري مي كند و در نهايت با غير قابل دسترس كردن آهن براي استفاده باكتري از رشد باكتري جلوگيري مي كند. در نتيجه گاوهاي شيرده با ژنوتيپ مطلوب براي اين ژن از كيفيت شير مناسب و فاقد آلودگي برخوردار خواهند بود.
ديدگاه انتقال ژن و ايجاد حيوانات تراريخت حاوي شير مناسب
‌‌‌‌در كنار ديدگاه ژنهاي كانديدا كه در بالا مورد بحث قرار گرفت، يكي ديگر ‌ از اهداف بهبود كيفيفت شير، استفاده از‌ انتقال‌ ژن‌ در دامهاي‌ شيرده به منظور تغيير تركيبات‌ شير مي‌باشد. مقدار پنير توليد مستقيما به‌ خصوصيت‌ مقدار كاپاكازئين‌ شير وابسته‌ است‌ بدين‌ معني‌ كه‌ مايه‌ پنير فقط‌ كاپاكازئين‌ را سوبسترا قرار مي‌دهد و آن‌ را به‌ دو قسمت‌ يك‌ بخش‌ كوچك‌ كه‌ 5% وزن‌ كازئين‌ اوليه‌ را دارد و يك‌بخش‌ بزرگتر كه‌ پاراكاپاكازئين‌ است‌ تقسيم‌ مي‌كند.
‌‌‌‌پاراكازئينات‌ حاصل‌ از محلول‌ مايهِ پنير در برابر يون‌ كلسيم‌ حساس‌ بوده‌ و رسوب‌ مي‌كندتجزيه‌ كاپاكازئين‌ باعث‌ بهم‌ خوردن‌ تعادل‌ بارهاي‌ الكتريكي‌ شده‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ مهاجرت‌ كازئينو به‌فاز محلول‌ عامل‌ اصلي‌ و ضروري‌ براي‌ منعقد شدن‌ شير، مي‌باشد. بنابراين‌ افزايش‌ توليد كاپاكازئين‌با تكنيك‌ انتقال‌ ژن‌ يك‌ احتمال‌ منطقي‌ به‌ نظر مي‌رسد. در بسياري از كشورهاي آفريقايي و كشورهاي كه آب و هواي بسيار گرمي دارند و امكان استفاده از يخچال و سرد كننده براي جلوگيري از فساد شير وجود ندارد، ايجاد حيوانات تراريحت از لحاظ ژن كاپاكازئين منجر به توليد شيري مي گردد كه حداقل تا يك هفته بدون نياز به وسايل سرمايشي قابل به مصارف كودكان مي رسد. هدف‌ ديگر در انتقال‌ ژن‌ تغيير لاكتوز شيرمي‌باشد كه‌ كمك‌ بزرگي‌ به‌ امكان‌ مصرف‌ شير توسط‌ بسياري‌ از افراد است‌ كه‌ حساس‌ به‌ لاكتوز هستند و قدرت‌ هضم‌ لاكتوز بعد از مصرف‌ شير يا مواد غذائي‌ حاوي‌ شير را ندارند. امروز با استفاده از تكنيكهاي رايج مهندسي ژنتيكي، امكان توليد دامهاي كه شيرشان حاوي مواد داروئي و واكسنهاي خوراكي مي باشد امري امكان پذير گشته است..امروزه محصولات بسياري از قبيل هورمون رشد، اينترلوكين و پادزهرهايي بوسيله مهندسي ژنتيك توليد مي گردد كه داراي اهميت اقتصادي بسياري مي باشد. البته افق جديد پيش روي دانشمندان اينست كه آنها مي كوشند تا محصولات مورد نظر را نه در ريزسازواره ها، بلكه در شير حيواناتي مانند گوسفند يا گاو توليد نمايند. در اين روش ابتدا ژن مورد نظر را تحت يك قطعه DNA كنترل كننده قرار مي دهند اين قعطه قادر است پروتئين مورد نظر را از روي ژني كه بدان متصل است بطور اختصاصي در غدد شيري گاو، گوسفند، بز و يا حيوانات ذيگر توليد نمايند. با استفاده از حيوان تراريخته در توليد اين مواد مي توان از بسياري از دستگاههاي پيچيده صرفنظر نمود زيرا كه حيوان تراريخته مانند يك بيوراكتور عمل نموده و فرآيند توليد اين پروتئين ها در غدد شيري خود به طور طبيعي كنترل مي شود و اين واقعيت سبب صرفه جويي احتمالي در مخارج توليد پروتئين مي گردد. ولي بهر حال نبايد فراموش كرد كه هزينه اوليه چنين پروژه هاي بسيار هنگفت بوده و هنوز تمامي جوانب آن و مسائل ايمني زيستي و فقدان عوارض جانبي آن هنوز در هاله اي از ابهام مي باشد.
بعضي از منابع مورد استفاده:
جوانمرد، آرش.1380. بررسي چندشكلي ژن هورمون رشد در گاوهاي سيستاني(پايان نامه).دانشكده كشاورزي. دانشگاه تهران
الياسي، قربان.1381. بررسي چند شكلي ژن بتالاكتوگلوبولين در پنج نژاد گوسفند ايران(پايان نامه). دانشكده كشاورزي. دانشگاه تبريز

index.php?q=aHR0cDovL3d3dy4zZ2Eub3JnOjgwL2luZGV4LnBocD9xPWFIUjBjRG92TDNkM2R5NWphR1Z5Y25sd2IzUjBaWEl1WTI5dEwyTnZiblJsYm5RdlVEQXdPREF4TDFBd01EZ3dNVjl6ZEdsc2JDOVFNREE0TURGZmNISmxkbWxsZHk1cWNHYyUzRA%3D%3D 4yja1d4.gif

بانك اطلاعات خواص دارويي و خصوصيات اقليمي و نام علمي  گياهان دارويي

 

نام فارسي

English name

نام علمي

يونجه

Alfalfa

  Medicago sativa

بادام   

Almond

Amygdolus
صبرزرد

Aloe

 Aloe vera    

سيب Apple  Nigella Sativa
زردآلو Apricot Armeniaca bulgar
آرتیشو ( کنگر فرنگی ) Artichoke Cynara scolymus
مارچوبه Asparagus Asparagus officinalis
  آووکادو  Avocado Persea americana
موز Banana  Musa sapientum
زرشك Barberry  Berberis
جو Barley   Hordeum vulgare
ريحان Basil Ocimum basilicum
چغندر BEETS  Beta vulgaris
سنبل الطيب (علف گربه) Valerian  valeriana Officinalis
گاوزبان Borage  Borage officinalis
بابا آدم Burdock Arctium lappa
 هل Cardamom  Elettaria cardamomum
هويج Carrot Daucus carota
فلوس Cassia  Cassia Fistula
بابونه Chamomile  Chamaemelum nobile
نخود Chickpea  Cicer arietinum
درچين Cinnamon Cinnamomum zelanicum
ميخك Clove caryophillium  aromaticus
نارگيل Coconut Cocos nucifera
قهوه Coffee Coffea arabica
گشنيز Coriander  Coriangrum sativum
ذرت Corn   Zea mays
خيار Cucumber  Cucumis sativus
زيره سبز   Cumin Seed  Cuminum cyminum
قاصدك Dandelion Taraxacum officinale
خرما   Date  Phoenix dactylitera
شويد Dill Aniethum graveolens  
بادمجان    Eggplant Solanum Melongena
آقطی سیاه ( انگو کولی ) Elderberry   Sambucus nigra
باقلا      Faba bean Faba vulgaris
رازيانه  FENNEL     Foeniculum vulgare
شنبليله          Fenugreek   Trigonella gracum 
انجير     Fig  Ficus carica
تخم كتان FLAX SEED    Linum usitatissimum
خاكشير FLixweld  Descurainia sophia
سير Garlic   Allium sativum
كوشاد (ژانسيان) Gantian    Gentiana Lutea
زنجبيل          Ginger      Zingibar officinale
انگور   Grape (Vine Vitis
گريپ فروت Grapefruit    Citrus paradisi
ماميران كبير             Greater celandine   Chelidonium majus
فندق           Hazelnut   Corylus avellana   
گياه دم اسب Horsetail   Equisetum Arvense
گياه زوفا Hyssop  Hyssopus Officinalis
عناب   Jujube Tree   Zizyphus jujuba Mill

لوبيا

  Kidney bean  Phasaeolous vulgaris
علف هفت بند Knotgrass Polygonum aviculare
اسطوخودوس ( لاواندر ) Lavander Lavandula
ليمو ترش Lemon  ‍Citrus limon
عدس Lentil Lens culinaris medic
كاهو Lettuce  lactuca sativa
شيرين بيان Licorice Glycyrrhiza globra
روناس Madder    Rubia Tinctorum
انبه Mango  Mangifera indica
ختمي Marshmallow   Althaea officinalis
گزنه Nettle  Urtica dioica
بلوط - گزعلفي(شيره بلوط) Oak Quercus
جودوسر (يولاف) Oat  Avena sativa
زيتون Olive  Olea europaea
پياز Onion  Allium cepa
پرتقال Orange  Citrus sinensis
جعفري Parslery  Petroselinum sativum
هلو  Peach  Amygdalus persica
بادام زميني Peanut  Arachid
گلابي Pear Pirus communis
نعناع Peppermint  Mentha Piperita
پسته Pistachio Pistaca
انار Pomegranate Punica
سيب زميني POTATO Solanum tuberosum
به Quince Cydonia
ترب و تربچه Radish   Raphanus sativus
شبدر قرمز   Red Clover Trifolium Pratenes
برنج RICE Oryza
زعفران Saffron   Crocus sativus
كنجد Sesame  Sesamus indicum
لوبياي سويا Soy bean  Soja hispida Moench 
اسفناج Spinach  Spinacia oleracea
كدو Squash Lagenaria vulgaris
چاي كوهي  St.johns Wort  Hypericum perfratum
آفتاب گردان SUNFLOWER Helianthus annus
تمبر هندي Tamarind   Tamarindus indica
گوجه فرنگي Tomato    Lycopersicum esculentum
زرد چوبه Turmeric    Curcuma longa
شلغم TURNIP  Brassica Napus
شاه پسند وحشي Vervain   verbena Officinallis
گردو WALNUT  Juglans regia
هندوانه Watermelon   Citrullus vulgaris
توس (غان)   Whi.te Birch  Betula  alba

6.jpg

https://w8.banisterware.com/dmirror/http/myboringlife.com/     www.sineh.com      www.irandwr.org 

تعریف گیاه


تعریف کلمه گیاه ازآنچه که ظاهرا" به نظر می رسد بسیار مشکل تراست. اگرچه گیــــاه شناسان محدوده رده بندی گیاهان را تعریف کرده اند ، مرزهای تعیین کننده اعضاء رده بندی گیاهان بسیار اختصاصی تر از تعریفات رایج " گیاه"است. ما گیاه را بعنوان یک موجود زنده یوکاریوت و دارای تعداد زیادی سلول تعریف می کنیم که عموما" فاقد اندامهای حسی یا حرکت ارادی بوده و در صورت رشد کامل دارای ریشه ، ساقه و برگ می باشند. اما از نظر گیاه شناسی فقط گیاه آوندی دارای ریشه ، ساقه وبرگ است. اما اگر منصفانه نگاه کنیم گیاهانی که ما هر روز با آنها مواجه هستیم ، گیاهان آوندی می باشند.

img/daneshnameh_up/8/8c/leafs..jpg


تعریف دیگر گیاه که گسترده تر (فراگیرتر) می باشد، عبارت است از هرچیزی که فتواتوتروف می باشد- یعنی غذای خودش را از مواد خام غیر آلی و نور خورشید تولید کند. برای فردی که بر نقش خاصی که گیاهان در یک اکوسیستم بازی می کنند متمرکزشود این تعریف غیر منطقی نیست .اما در بین فتواتوتروپها ، پروکاریوتهایی ( پیش هسته) مخصوصا" باکتریهای فتواتوتروپ و سیانوفیتها وجود دارند. سیانوفیتها را گاهی اوقات ( به دلایل خوبی) جلبکهای سبز– آبی می نامند.در اینجا این مشکل بوجود می آید که بیشتر مردم از جمله گیاه شناسان قارچ خوراکی را گیاه می نامند اگرچه قارچ خوراکی اندام باردهی قارچ می باشد ( حوزه قارچها)، و اصلا" فتواتوتروپ نبوده، بلکه گندخوار( saprophytic) می باشد. و بیش از چند گونه گیاهان گل دار، قارچها و باکتریها وجود دارند که انگلی هستند.

ما قادر به ارائه پاسخی مطمئن نیستیم. فهرست خصوصیاتی که حوزه رده بندی گیاهان را از سایر حوزه های زیست شناسی جدا می کند حد اقل یک تعریف فنی ارائه می کند اما این تعریف مورد پسند همگان قرار نمی گیرد. بنابراین تعریف اصطلاح گیاه همیشه به معنی بیشتر موجودات زنده طبقه بندی شده در محدوده رده بندی گیاهان می باشد. مثلا" اگر جلبکهای سبز به وضوح گیاهانی جزورده بندی گیاهان هستند، پس بیشترمردم اکثرخزه های دریایی را هم که جزئی از( حوزه
آغازیان (هستند، جزو جلبک های سبز در نظر می گیرند. مشکل عدم وجود دقت یا توافق که در تعریف گیاه وجود دارد یکی از گفته های مورد تفاهم است که اغلب در مقالات با آن مواجه هستیم از این قبیل : ... آوند چوبی یکی از دو بافت انتقال در گیاه است . بطور کلی تصور نمی شود این جمله به معنی تمامی گیاهان ، جلبکها با گیاهان گلدار باشد. به احتمال بسیار زیاد باکتریها یا قارچها را به حساب نمی آورد. در واقع معمولا" بهتر است اینگونه تصور شود که این بحث فقط به گیاهان آوندی مربوط می شود ( ضرورتا" سرخسها ، مخروط زاها، گیاهان گلدار و تعدادی دیگر) مگر اینکه به صورتی متفاوت بیان شود( مثلا" ... در گیاهان آوندی و غیر آوندی اینگونه است ). The system of classification (see
درسیستم طبقه بندی ( به طبقه بندی علمی مراجعه کنید) که توسط گیاه شناسان برای فهرست کردن موجودات زنده زمین بکار رفته، هزاران دانشمند روزانه ساعات بسیار زیادی وقت صرف کرده اند. درابداع این سیستم تلاش شده تا سیستمی طبیعی بوجود آید در حالیکه ارتباطات تکاملی بین کلیه گونه های مختلف را توصیف نماید ( از جمله مواردیکه فقط در فسیلها شناخته شده اند). گیاهان یکی از بخشهای این طبقه بندی هستند ودرتعریف گیاهان چه بصورت کلی وچه بصورت جزئی ، باید تعدادی منبع را درکلیه فعالیتهای علمی که برای تهیه یا ارائه اطلاعات درباره آنها انجام می شود، در این سیستم طبقه بندی لحاظ کنیم.

برای گیاهان آنگونه که در حوزه رده بندی گیاهان تعریف شده اند به قسمت زیر نگاه کنید.



گیاهان تقریباٌ در همه جای گیتی می رویند گلها علفها و درختان را تقریباٌ هر روزه می بینیم. گیاهان همچنین بر فراز کوههای بلند در اقیانوس ها در بسیاری از بیابانها و در نواحی قطبی می رویند. بدون گیاهان، آدمیان و جانوران نمی توانستند در کره زمین زندگی کنند. آدمی بدون هوا یا خوراک نمی تواند زندگی کند و همچنین بدون گیاهان نمی تواند زنده بماند. اکسیژن موجود در هوا که تنفس می کنیم از گیاهان فراهم می آید. خوراکی که می خوریم نیز از گیاهان یا از جانوران گیاه خوار بدست می آید.
در خانه سازی و بسیاری از چیزهای سودمند را از کنده و تخته و الوار درختان و خیلی از پوشاکهای ما از الیاف گیاهی از قبیل پنبه فراهم می گردد.

دانشمندان عقیده دارند که بیش از 350000 گونه و نوع گیاه شناخته شده اما هنوز بسیاری از گیاهان ناشناخته مانده است. کوچکترین گیاه دیاتوم می باشد که تنها با
میکروسکوپ می توان آن را دید حتی ممکن است یک قطره آب بیش از 500 دیاتوم در خود شناور داشته باشد.

بزرگترین گیاه زنده دنیا درخت سکویا در
کالیفرنیا می باشد که بیش از 90 متر بلندی و بیش از 9 متر پهنا دارد.

برخی از درختان در کالیفرنیا هستند که عمر 4000 تا 5000 ساله دارند. دانشمندان همه موجودات زنده را به دو گروه اصلی و عمده تقسیم کرده اند.

به بیان دیگر می توان گفت که فرق عمده میان گیاهان و جانوران آن است که گیاهان در جایی ثابت هستند در حالی که تقریباٌ همه جانوران با نیرو و اراده خود حرکت می کنند.

بیشتر گیاهان خوراک خود را از هوا نور
خورشید و آب می گیرند. جانوران نمی توانند برای خود خوراک بسازند. از این رو گیاهان یا جانوران گیاهخوار را می خورند. پایه و اساس واحد اصلی و آجر ساختمان موجود زنده یاخته یا سلول می باشد و از این جهت گیاه و جانور با هم تفاوت دارند زیرا بیشتر گیاهان سلول های دیواره ای کلفت حاوی ماده ای بنام سلولز دارند یاخته های جانوری ماده سلولز ندارد.

img/daneshnameh_up/9/9f/trees.jpg



برخی چیزهای زنده که به نظر می رسد به خانواده و قلمرو گیاهان و جانوران وابسته نیستند. و این موجود تک یاخته ارگانیزم های شامل باکتری و اشکال دیگر زندگی است که تنها با میکروسکوپ قابل دیدن است. بیشتر دانشمندان عقیده دارند که به خانواده خود وابسته هستند یعنی موجودی که نه گیاه است و نه جانور.

از گیاهان برای آدمی خوراک، پوشاک، پناهگاه یعنی مهمترین نیازهایشان فراهم می شود. بسیاری از ما ازداروهایی که از گیاهان ساخته می شود یا مستقیماٌ از خود گیاهان دارویی است سود می جوییم. بعلاوه از گیاهان در مصارف زیبا سازی و لذت بخش کردن زندگی سود جسته می شود.

طبقه بندی حوزه رده بندی گیاهان


منشاء کلیه موجودات زنده متعلق به حــــــــــوزه گیاهان ، گروهی به نام جلبک سبز است که اشکـــال باقی مانده آن (paraphyletic) بوده وبصورت انواع گوناگونی در این قسمت یا درمیان آغازیان وجود دارند.جلبکهای سبز دارای کلروپلاستهایی هستند که در بر گیرنده کلروفیل a و b می باشند که بوسیله غشاهای دولایه به هم متصل هستند و دارای انواع گوناگونی تاژکدار، انبوه زی ، میله ای و حتی چند سلولی ابتدایی می باشند .بسیاری از آنها عمدتا" هاپلوئید ( تک لاد) هستند اما بقیه ، بین گونه های هاپلوئید و دیپلوئید ( دولاد) که گامتوفیت و اسپروفیت نامیده می شوند دارای تناوب نسل می باشند.
در مرحله ای از دوران پالئوزوئیک گیاهان پیچیده و چند
سلولی(رویان رستها ) بر روی زمین نمایان شدند. در این گونه های اولیه جدید ، گامتوفیت و اسپروفیت از نظر شکل و عملکرد بسیار متفاوت بودند ، اسپروفیت کوچک باقی ماند و در کل زندگی کوتاه خود وابسته به والد خود بود. گروههای موجود در این ساختار مشترکا" خزه ها نامیده می شوند. از جمله:

  • دسته Bryophyta( خزه ها)
  • دسته Anthocerotophyta ( علف شاخی)
  • دسته Hepaticophyta( هپاتیکها)


تمامی این گونه ها کوچک بوده و محدود به محیطهای مرطوب می باشند و برای تولید هاگ وابسته به آب هستند. در دوران سیلورین ، رویان رستهای جدیدی نمایان شدند که در اثر سازگاری امکان غلبه بر این موانع را که در دوران دونین دستخوش پرتوش سازگاری گسترده ای شدند پیدا کردند. این گروهها معمولا" دارای کوتیکول هستند که در برابرخشکیدگی مقاوم می باشند و بافت آوندی که آب را سرتاسرگیاه منتقل می کند که به همین علت آنها را گیاهان آوندی می نامند.

  • دسته Lycophyta ( گرگ پاها)
  • دسته Sphenophyta( دم اسبی)
  • دسته Psilophyta (سرخسهای ماهوتی)
  • دسته Ophioglossophyta ( لاله آلپی و سرخسهای تاکی)
  • دستهPterophyta ( سرخسها)


گیاهان آوندی هم زیر گروهی ازاسپرماتوفیتها یا گیاهان دانه دار هستند که تا آخردوران پالئوزوئیک متنوع شدند. دراین گونـــــه ها گامتوفیت کاملا" کاهش یافت و اسپروفیت درون پوششی به نام دانه که در والد آنها بوجود می آید شروع به زیستن نمودند. اسپرماتوفیتها عبارتند از:

این دسته ها به دو گروه بازدانگان ( بی دانه ها ؛ چهار دسته اول) و گیاهان گلدار یا angiosperms تقسیم می شوند. پنجمین دسته فوق آخرین گروه عمده گیاهان است که در دوران ژوراسیک بوجود آمده و به سرعت در بیشتر زیبومه ها گسترده شدند.

رده های گیاهان


ممکن است بخواهیم علاوه بر طبقه بندی علمی گیاهان یا روشهای مردم پسند تر براساس این سیستم ، به طبقه بندی گیاهان با روشهای متفاوت دیگری بپردازیم که در ذیل به بررسی برخی از آنها می پردازیم:
ممکن است گیاهان بر مبنای الگوهای رشد فصلی اشان مرتب شوند. البته گیاهان ساده مثل جلبکها دوران زندگی کوتاهی دارند و اصطلاحهای زیر در مورد آنها بکار نمی رود اما جمعیت جلبکها عموما" فصلی هستند.

  • سالانه : زندگی و تولید مثل در یک فصل رشد و نمو.
  • دوسالانه : زندگی در دو فصل رشد و نمو ؛ تولید مثل معمولا" در سال دوم
  • چند ساله : زندگی در سالهای رشد نمو طولانی ؛ ادامه به تولید مثل در یک مرحله

گیاهان آوندی یا herbaceous ( غیر چوبی ) هستند ویا چوبی. گیاه چوبی ممکن است درختانی باشند با یک یا چند تنه و شاخه که روی زمین بوجود می آیند ویا درختچه هایی باشند بدون تنه ، با شاخه هایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند.
همچنین ممکن است گیاهان بر اساس چگونگی کاربردشان طبقه بندی شوند.گیاهان غذایی از جمله میوه ها ، سبزیجات ، گیاهان دارویی و ادویه ها می باشند. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/03/02ساعت 9:24 PM  توسط farshid moradi  | 

حجاب مهم(........)

header_01.jpg

طرز فکر غیر عاقلانه به چند دلیل است

 

۱ـ دلیلی وجود ندارد که مردم حتی وقتی رفتارهایشان خیلی بد است حتمآ اصلاح شوند .به خودتان نگویید :((مردم نباید اینطور رفتار کنند چون من این رفتار را دوست ندارم))گاهی نیز دوست نداریم فلان اتفاق بیفتد ولی اتفاقات معمولآانطور که ما می خواهیم روی نمی دهند.بازهم تکرار میکنم که هیچ دلیلی وجود ندارد کهوقایع طبق میل ما روی دهند یا اصلآ روی ندهند.

۲ـ وقتی دیگران مطابق میل شما رفتار نمی کنند هیچ تاثیر بد و زیان آوری بر شما نخواهد گذاشت مگر اینکه خودتان اینطور بخواهید.بله وقتی دوستتان رفتار زشتی دارد یا همسر شما نا مهربانی می کند رفتار آزار دهنده ای انجام داده اما آزار دهنده بودن رفتار آنها بیشتر بخاطر ظرفیت  کم شما برای تحمل ناکامی است تا خود آن رفتار. در این صورت وقتی اوضاع بر وفق مراد شما پیش نمی رود ظاهرآ بدشانسی آورده اید و این وضعیت ممکن است تاثیر بدی بر شما بگذارد.اما اوضاع وقتی ناخوشایندتر می شوید که به خودتان بگویید ((نباید اینطور می شد .من تحملش را ندارم))!

۳ـ حالا فرض كنيم اطرافيانتان مخالف ميل شما رفتار كرده اند واوضاع طبق ميلتان پيش نرفته است آ يا نا راحتي شما فايده اي دارد؟ هر چه خودتان را بيشتر ناراحت كنيد احتمال اينكه بتوانيد رويداد ها يا رفتار ديگران را مطابق ميل خودتان تغيير دهيد كمتر خواهد شد.

 ۴ـ گرچه ما قدرت زيادي براي تغيير دادن و كنترل خودمان داريمولي در برابر رفتار ديگران كنترل زيادي نداريم پس اگر بجاي توجه به واكنش هاي خودتان در برابر ديگران بي دليل تحريك  و عصباني شويد خودتان را بخاطر مساعلي كه از كنترل شما خارج اند ناراحت كرده ايد. اين كار مثل آن است كه چون فلان مشت زن يا هنر پيشه طبق ميل شما عمل نكرده است شما هم مو هاي خود را بكنيد. آيا اين كار احمقانه نيست!!

wind.jpg

 

***ذهن جنسي خود را تغيير بده***

 

انساني كه شهواني است نمي تواند عشق بورزد.عشق او فقط يك نمايش است.عشق او فقط وسيله اي براي سكس است.

عمومآ هيچ كس نمي تواند در برابر پيشنهادات وهم بر انگيز مساعل جنسي تاب اورد وآتش شهوت جسم خود را خاموش كند و تا زماني كه اين حس ارضاع شود نارضايتي پديد مي آيد.

شما لازم نيست با سكس مخالف باشيد بلكه بايد سكس را همچون بخشي ازيك زندگي طبيعي بپذيريد و با آن حركت كنيد.تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه با آگاهي بيشتري حركت كنيد.

نهادهاي حكومتي واجتماعي هزاران سال كوشيدند تا اين انرژي را بكشند ولي اين انرژي را نمي توان كشت. هيچ انرژي را نمي توان از بين برد انرژي فقط مي تواند تغيير شكل بدهد.در حقيقت هيچ چيز را  در اين دنيا نمي توان نابود كرد . پديده ها صرفآ مي توانند متحول شوند يا تغيير شكل دهند و در ابعاد وگونه هاي جديد حركت كنند.نابود كردن غير ممكن است ولي واقعيت اين است كه هر چه بيشتر ميل جنسي را سركوب كني  بيشتر شهواني مي شوي وسكس را در لايه هاي عميق تري از ناخوداگاه خود وارد مي سازي تا آنجا كه تمام وجودت را مسموم مي سازد.

اگر شما نيروي دروني خود را سركوب كنيد در واقع خودتان شيطان خودتان هستيد.اينگونه كه غرب نيز سر انجام پس از دوهزار سال سركوب مداوم انرژي جنسي به ستوه آمد و بجايي رسيد كه وسواس سركوب و نفي جنسي را رها كرد ودچار وسواس جديدي شد. (وسواس زياده روي و افراط در سكس).

shaikh%20hossein%20doolengi.jpg

كيست؟ عاشق

 

در عشق لحن گفتارمهم و با ارزش است نه اهميت مطلب بيان شده. پيام مهم است نه كلمه . اين است مكالمه ميان دو قلب نه دو مغز. صحبت از همدلي است نه از يك بحث. اينجا ديگر كلمات اهميت ندارد بلكه در حقيقت سكوت بين كلمات اهميت بيشتري دارد.چيزي كه ديگري مي گويد ممكن است مفهوم يا نا مفهوم باشد ولي چشمان  حركات  عشق و همدردي اوست كه اهميت دارد.

219yvqo.gif

 

 ¤براي سكسArtist171¤سه توصيه

 

به عمل جنسي به مثابه ي راهي كه به جايي ختم مي شود نگاه نكن. سكس را وسيله نپندارچون سكس خود هدف است و پاياني ندارد در زمان حال باش به آينده مينديش .سعي نكن از طبيعت وغريزه بگريزي هيچ گريزي امكان پذير نيست.

    

*البر كامو گفته است((انسانها موجوداتي هستند كه تمهم عمرشان در تلاش براي اثبات پوچ نبودن زندگي شان سپري مي شود))

 

دليلي براي افراد موفق

 

بايد كلمات را آگاهانه بيان كنيم.زيرا كلمات بار القايي مثبت و منفي دارند و يكي از كلماتي كه بار القايي فوق الاده منفي دارد وما را در اجراي اهداف مان عاجز و ناتوان مي كند كلمه (( نتوانستن))است.

انسانها بطور طبيعي مايل ند توانايي هايشان را آشكار كنند به همين سبب از دوران كودكي و گشودن زبان پيوسته كلمه ((توانستن)) را بكار مي برد . مثلآ مي گويد:(من خودم مي خواهم بند كفشم را ببندم)و يا(من خودم مي خواهم اين كار را انجام بدهم)وچنانچه به او بگوييم:(تو نمي تواني)كلمه نتوانستن در ذهن ناهوشيارش ثبت مي شود وبشدت از اعتماد بنفسش مي كاهد.از اين رو لازم است كه بدون توجه به توانايي هاي كودكان وحتي اشخاص بزرگسال براي انجام يك كار از اظهار كلمه(( نتوانستن)) خودداري كنيم وبا كمك ومساعدت راه را براي ظهور توانايي هاي باطني افراد صاف و هموار كنيم.

 1844_BeautifulXGirl

چرا زن ها اين همه حرف مي زنند؟

 

يك مرد تنها در صورتي با مرد ديگر حرف مي زند كه بداند او مي تواند مسعله اش را حل كند. اما وقتي زني صحبت ميكند .مي خواهد براي رسيدن به پيوند ودوستي با او صحبت كند ودر اين ميان راه حلي جستجو نمي شود. متآسفانه مردان گمان مي كنند كه زنان به هنگام صحبت مسايل خود را مطرح مي سازند زيرا نمي دانند با اين مشكلات چگونه روبرو شوند.به همين دليل پيوسته حرف زدن را قطع مي كنند تا راه حل اراعه دهند.

راه حل براي مردان:

توجه داشته باشيد كه هدف اصلي صحبت زنان صرفآ صحبت كردن است. هدف زن اين است كه با صحبت كردن احساس بهتري پيدا كند و با شما به ارطباط و پيوند برسد. به راه حلي نياز نيست. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه او را تشويق كنيد. محتواي صحبت مرد مهم نيست مشاركت اوست كه مهم است.

راه حل براي زنان:

زماني را براي صحبت كردن با مرد مشخص كنيد. به او بگوييد كه مي خواهيد بدون اينكه راه حلي ارائه دهد به حرفهايتان گوش بدهد. در برابر مردان مجازات سكوت خودداري نمائيد زيرا آنها اصولآ متوجه نمي شوند كه شما با آنها حرف نزدهايد. مردها از اينكه اوقات خود را به سكوت بگذرانند لذت مي برند. اگر مشكلي با او داريد صراحت به خرج بدهيد.

sherman3.jpg1.jpglp_slots_01.jpg

بزرگترين درخت كره زمين، در ابركوه است !!!
 

سرو (نگين سبز) چهار هزار و پانصد ساله ابركوه، با گذشت 1,642,500 روز از عمر خود، سرسبز و شاداب در پهناي كوير يزد در شهرستان ابركوه مقاوم و استوار است و جهانيان را شگفت‌زده كرده است.
به نوشته «جمهوري اسلامي»، دانشمندان و كارشناسان داخلي و خارجي، از اين درخت به عنوان كهنسال‌ترين درخت جهان ياد مي‌كنند و مي‌گويند: ديدن اين درخت براي هر كسي جالب و شگفت‌آور است.
اخيرا دانشمنداني از ژاپن و روسيه از اين درخت ديدن كردند و عمرش را تا هشت هزار سال برآورد كرده‌اند. پيشتر «الكساندر روف» دانشمند روسي، عمر آن را به 4000 تا 4500 سال برآورد كرده بود. «حمدالله مستوفي» هم در كتاب «نزهت القلوب» كه به سال 740 هجري قمري تاليف شده است، درباره اين سرو آورده است: در آنجا سروي است كه در جهان شهرتي عظيم دارد چنانچه سرو كشمير و بلخ، شهرتي داشته و اكنون اين از آن بلندتر و بزرگتر است.
برخي مورخين معتقدند: نهال اين درخت را «يافث» پسر نوح كاشته است.
رئيس اداره محيط زيست ابركوه هم گفت: اين درخت به عنوان يك اثر طبيعي در سال 1382 به تصويب شوراي عالي حفاظت محيط زيست كشور رسيده است.
رئيس اداره ميراث فرهنگي و گردشگري ابركوه هم از درخت سرو به عنوان يكي از عجايب خلقت ياد كرد و افزود: اين درخت خاطرات زيادي را در لابلاي شناسنامه چندين هزارساله‌اش به يادگار دارد.
وي ارتفاع اين درخت را 25 متر، دور تنه آن را 5/11 متر و محيط آن را 18 متر اعلام كرده‌اند.
وي درخت سرو ابركوه را از نوع سروهاي مديترانه‌اي دانست و گفت: اين گياه بزرگترين درخت موجود زنده روي زمين است.

 منبع: سایت بازتاب

خوب همانطور که ملاحظه می کنید من در مطلب قبلی خودم بزرگترین درخت دنیا را معرفی کرده ام. بنابراین دادن عنوان بزرگترین درخت کره زمین به سرو ابرکوه کار صحیحی نیست.

 بزرگترین درخت دنیا ، درخت سکویای غول آسای کالیفرنیا است. این درخت در پارک ملی سکویا در شرق کالیفرنیا وجود دارد. این درخت همچنین بزرگترین موجود زنده جهان نیز هست!
بلندی این درخت حدود 83 متر و اندازه محیط آن حدود 31 متر است و حدود 2500 تن چوب دارد. گفته می شود این درخت تقریبا چهار هزار سال عمر کرده است.


گیاهان رکورد دار
 
* بزرگترین گل
بزرگترین گل مربوط به گیاه عجیبی است که زرآوند یا زنبق بدبو (Rafflesia arnoldii) نام دارد. این گیاه در جنگلهای آسیا رشد می کند. گلهای این گیاه نارنجی و قهوه ای هستند و لکه های سفیدی دارند. اندازه این گل 35 اینچ (حدود 90 سانتیمتر) است. Rafflesia یک گیاه انگلی میباشد. گیاه در واقع همین گل بزرگ است و برگ ، ساقه و یا ریشه ای در آن دیده نمی شود. این گل خود را به گیاه میزبان می چسباند و بدین طریق آب و مواد غذایی مورد نیاز خود را بدست می آورد. در زمان شکوفه دادن بوی بد و زننده ای از آن ساتع می شود (شبیه بوی گوشت فاسد) که این بو باعث جلب کردن حشرات و در نتیجه گرده افشانی گیاه می شود.
* بزرگترین گل آذین
گیاه Titan arum (Amorphophallus titanum) بزرگترین گل آذین را در بین گیاهان گلدار دارا می باشد. از نطر تکنیکی تفاوت آن با گیاه Rafflesia arnoldii این است که Titan arum یک گل منفرد نیست و در واقع خوشه ای از گلهای کوچک است که گل آذین نامیده می شود.
* بزرگترین میوه
میوه درخت نان صحرایی یا جک (Jackfruit) که در هند و سری لانکا می روید احتمالا بزرگترین میوه را در میان گیاهان دارد. میوه این درخت ممکن است حدود 50 پوند (حدود 22 کیلوگرم) وزن داشته باشد. میوه ، بیضی شکل ، زرد رنگ و خاردار است. مغز درونی آن قهوه ای با مزه ترش یا شیرین است. مغز این میوه را می توان هم خام خورد و هم به چند طریق آن را پخت.
* بزرگترین برگ
نخل ماداگاسکار یا نخل رافیا (Raffia) بزرگترین برگها را دارد. طول این برگها 40 فوت (22/1 متر) است. الیاف برگها برای سبد و حصیربافی و همچنین وصل کردن گیاهان به هم مورد استفاده قرار می گیرد.
* بزرگترین درخت
بزرگترین درخت دنیا ، درخت سکویای غول آسای کالیفرنیا است. این درخت در پارک ملی سکویا در شرق کالیفرنیا وجود دارد. این درخت همچنین بزرگترین موجود زنده جهان نیز هست!
بلندی این درخت حدود 83 متر و اندازه محیط آن حدود 31 متر است و حدود 2500 تن چوب دارد. گفته می شود این درخت تقریبا چهار هزار سال عمر کرده است.
* طولانی ترین عمر
درخت های کاج میوه درشت که در نوادا ، کالیفرنیا و آریزونا وجود دارند قدیمی ترین گیاه در دنیا هستند.
یکی از مسن ترین درختانی که تا کنون شناخته شده و در حال حاضر هم زنده است ، حدود 4600 سال عمر دارد. این درخت بیش از دو هزار سال قبل از میلاد حضرت مسیح روییده است.
* سمی ترین قارچ
قارچ کلاه یا فنجان مرگ احتمالا سمی ترین قارچ دنیاست. حتی قسمت کوچکی از این قارچ می تواند انسانی را بکشد. این قارچ خیلی خطرناک است ، چون سم آن حتی با پختن هم از بین نمی رود . تا 56 ساعت از خوردن این سم نگذشته باشد هیچ احساسی به مصرف کننده آن دست نمی دهد و هیچ چیز نمی تواند جان مسموم را نجات دهد. چون برای این سم درمانی وجود ندارد. فنجان مرگ برای تمامی جانوران سمی و خطرناک است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/03/02ساعت 8:9 PM  توسط farshid moradi  | 

سازش با طبیعت

nd5yt3.jpg 
درخت کاکائو

Cacao Tree


درخت کاکائو
شاید بدانید که شکلات از دانه های میوه درخت کاکائو تهیه میشود. درخت کاکائو با نام علمی تئوبروما (Theobroma) شناخته میشود که ترکیبی یونانی به معنای غذای خدایان است. (theo به معنای خدا و bromine/brosis به معنای غذا)

میوه
میوه های سنگین درخت کاکائو مستقیما بر روی تنه و شاخه های بزرگ درخت میروید. این نوع الگوی رویش cauli flory نام دارد. جالب اینکه در نقاشیهای قدیمی اروپایی از این درخت میبینیم که میوه ها – مانند دیگر درختان میوه - در انتهای شاخه های کوچک نقاشی شده اند. اروپاییان با نخوت خاص خود در آن زمان تصور میکردند که نقاشان بومی آمریکای جنوبی این درخت را اشتباه ترسیم کرده اند نه آنها! ده سال طول میکشد تا درخت کاکائو به بلوغ برسد. در این زمان طول آن به 9 تا 11 متر میرسد و بهترین میوه از آن به عمل می آید. البته در مزارع کاکائو درخت را در حد 6-5 متر کوتاه میکنند تا چیدن میوه از آن ساده تر باشد.

گل
گل درخت کاکائو بسیار زیبا است و تقریبا در تمام طول سال دیده میشود. در واقع درخت کاکائو در طول سال غرق گل است زیرا تعداد این گلها حدود 50000 عدد در سال است. یک نکته جالب در باره گل کاکائو این است که علی رغم ظاهر زیبای آن، این گل هیچ بو یا طعمی ندارد و به همین دلیل حشراتی که موجب گرده افشانی گلها میشوند، به آن جذب نمیشوند. درنتیجه از هر هزار گل تنها یکی به میوه کاکائو تبدیل میشود.

فرایند رشد میوه
رنگ میوه رسیده کاکائو طیف وسیعی از زرد-قهوه ای تا قرمز را در بر میگیرد. بسته به نوع میوه، 8-4 ماه طول میکشد تا میوه برسد. هر میوه شامل چیزی حدود 30 دانه بیضی شکل است که با ماده خمیر مانند ترش و شیرینی پوشیده شده است. اگر یک دانه کاکائوی تازه را گاز بزنید، اصلا نمیتوانید باور کنید که پشت این مزه ترش و تلخ، عطر بی نظیر و مزه عالی شکلات نهفته باشد. زیرا تا رسیدن به این محصول لوکس و گران قیمت راه زیادی باید طی شود.

Cacao Fruit
میوه و دانه های کاکائو

به دلیل میزان اندک گرده افشانی و باروری، هر درخت حدود 50 تا 60 میوه در سال تولید میکند. در نتیجه پس از اینکه میوه ها عمل آمده و دانه ها جدا شدند، میزان تولید هر درخت در سال چیزی حدود 10-7 کیلو دانه خواهد بود. هر دانه کاکائو حدودا شامل 54% کره کاکائو، 11.5% پروتئین، 9% نشاسته و صدها عنصر دیگر از جمله تئو برومین (Theobromin)، کافئین (caffeine) و روغنهای آروماتیک (aromatic oils) بودار است. تئوبرومین اثری مانند کافئین دارد و به همین دلیل مصرف شکلات، بخصوص برای کودکان باید محدود باشد.

انواع کاکائو
برای مصرف انسان سه نوع دانه کاکائو مناسب وجود دارد. آنها کریولو (Criollo)، فوراستروس (Forasteros) و ترینیتاریو (Trinitario) هستند. کریولو در اسپانیایی به معنای "بومی" است. این همان نوع کاکائویی است که در 1502 توسط کریستف کلمب (Christopher Columbus) در جزیره گوانایا (Guanaja) کشف شد. کریولو در سراسر آمریکای جنوبی که هوایی معتدل و خاکی غنی دارد، یافت میشود. این نوع کاکائو به عنوان شاه دانه کاکائو شناخته میشود. رایحه بسیار ملایم و میزان اسیدیته کمی دارد. این دانه ها کمیاب ترین و گران ترین دانه های کاکائو به شمار می آیند.

فوراستروس در اسپانیایی به معنی "خارجی" است. منطقه اصلی آن کوهستانهای آمازون است و این نوع کاکائو 80% کل کاکائو تولید شده در جهان را تشکیل میدهد. درخت آن بلند و قوی است اما متاسفانه رایحه ضعیف و تلخی دارد. شکلاتی که از دانه های فوراستروس ساخته میشود بسیار تیره و تقریبا سیاه رنگ است و طعم تلخ و تا حدودی ناخوشایند دارد.اما همیشه استثنائاتی هم وجود دارد. پرورش دهندگان کاکائوی فوراستروس در اکوادور (Equador) موفق شده اند نوع بسیار خوبی از آن را پرورش دهند که به Le Cacao Nacional معروف است.

ترینیتاریو دانه پیوندی از دو نوع مذکور است. این گونه کاکائو پس از حادثه طبیعیی که موجب از بین رفتن بیشتر درختان نوع کریولو در ترینیداد (Trinidad) شد، به وجود آمد. 30 سال بعد نوع فوراستروس به جزیره وارد شد و در آنجا کاشته شد. باقیمانده درختهای کریولو با درختهای جدید بارور شدند و به زودی گونه ترینیتاریو به وجود آمد. این گونه دارای طعم کریولو و میزان بالای باردهی فوراستروس است. در حال حاضر این گونه بیشتر در اندونزی، آمریکای جنوبی و جزایر کارائیب میروید و 15-10% کل کاکائوی جهان را تشکیل میدهد. 

1Where_are_your_freedom_lies.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/03/02ساعت 5:7 PM  توسط farshid moradi  | 

حشره شناسی در کشاورزي

i6e06g


 حشره شناسی در کشاورزي
1- رطوبت و ساير شرايط خارجي ممكن است تعداد آن متغير باشد:
اشكال لاروي :
در حشراتي با دگرديسي كامل اشكال لاروي ثابت و طبقه بندي آنها مبتني بر خصوصيات مرفولوژيك و بيولوژيك از جمله نوع ميزبان، طرز تغذيه ، محيط زندگي ، رفتار و ساير خصوصيات اتولژيك(Ethologic) مي باشد و شامل انواع زير است .
1- كامپودوئي فرم Campodeiform – در اين نوع لارو ها بدن معمولا طويل و در قسمت شكمي و پشتي پهن و داراي شاخكهاي نسبتاً‌ بلند و آرواره هاي قوي و سه جفت پاي سينه اي هستند. صفت مشخص كننده در اين لارها وجود يك جفت پيوست بلند به نام دنباله Cercus در انتهاي شكم مي باشد. اين لاروها فعال ، گوشتخوار و بندرت گياهخوار نيز مي باشند.
2- لارو كاربي فرم Carabiform: اين لارو شباهت زيادي به لارو كامپودئي فرم دارد ولي فاقد پيوست انتهائي شكم است. رژيم غذائي لاروها گوشتخواري و گياهخواري است و در زير خاك يا زير پوست درختان و يا داخل باقيمانده هاي گياهي و حيواني زندگي مي كنند.
3- لارواروسيفرم Eruciform : بدن استوانه كشيده ، سرگرد و در طرفين داراي شش چشم ساده جانبي (لارو پروانه ها ) و يا يك چشم ساده (لارو زنبورها) و شاخكها كوتاه مي باشند. قطعات از تيپ ساينده و داراي سه جفت پاي سينه اي كوتاه و 2 تا 8 جفت پاي دروغي يا گوشتي در زير حلقه هاي شكم هستند. اين پاها مفصلي نيستند. و در انتهاي به يك لبه تورونده به نام پلانتا Planta منتهي مي شوند. اين قسمت در لارو پروانه هاي heteroneura مجهز به قلابهاي متعدد است . در لارو پروانه ها شكل پلانتا و تعداد قلابهاي آن و نيز طرز قرار گرفتن آنها متغير است و تعداد پاهاي دروغي در لارو پروانه ها اغلب پنج جفت ي كمتر است كه در قسمت شكمي روي حلقه هاي 3 – 4-5-6-10 شكم قرار گرفته اند. پاهاي شكمي حلقه دهم به نام پاهاي مخرجي يا پاهاي مقعدي ناميده مي شوند. اين لاروها به رنگهاي متنوع و اغلب نبات خوار و بندرت گوشتخوار هستند و گونه هاي نباتخور از آفات مهم نبات زراعي مي باشند.
4- لارو اسكارابيفرم – بدن لارو بدن لارو استوانه اي خميده ، سر مشخص و سه جفت پاي سينه اي نسبتا بلند دارد . حلقه هاي انتهاي شكم معمولا حجيم و داراي يك جفت سوراخ تنفسي در طرفين اولينحلقه سينه و 8 جفت سوراخ تنفسي در حلقه هاي شكم مي باشد . در سطح نيم حلقه شكمي و حلقه انتهائي تزئيناتي از موههاي ظريف وجود دارند. كه وسيله تشخيص مي باشند. اين لاروها در خاك يا داخل قسمت چوبي درختان زندگي مي كنند.
5- لارو الاتريفرم Elateriform بدن مفتولي شكل و داراي سه جفت پاي سينه اي كوتاه است و معمولا نباتخوار بندرت گوشتخوار هستند .
6- لارو ورميفرم Vermiform: اين لارو كرمي شكل و فاقد پا و هر گونه پيوست هستند ، سر كوچك و نامشخص و گاهي كم رشد كرده است و در گروههاي مختلف حشرات اشكال متفاوتي دارن و در محيط هاي متفاوت ،زير خاك ، داخل بافت هاي گياهي ، حيواني و آب زندگي مي كنند.
7- لارو پلاتيفرم Platiform - لاروهاي كوتاه و پهن با پاهاي كوتاه و گاهي فاقد پا مي‌باشند معمولا نباتخوار هستند ، مثل لارو پشه هاي Culicidae ، بعضي از حشرات مانند لاروهاي خانواده Meloidae در سنين مختلف لاروي اشكال متفاوتي به خود مي‌گيرند. در اين لاروها وقتي از تخم خارج مي شوند كامپودئي فرم هستند و به علت داشت سه ناخن در پنجه Triungulinناميده مي شوند.لاروها در اين مرحله تحرك زياد دارند ولي وقتي به توده تخم ملخ ها رسيدند ابتدا كارابي فرم و سپس اسكارابي فرم مي شوند و پس از تغذيه كامل از تخم ملخ ها به شكل شفيره هاي Coarctata يا پوپاريوم در مي آيند .چنين حشراتي را با استحاله هاي اغراقي يا Hypermetabola مي گويند. شفيره : ( pupa)
در حشرات با دگرديسي كامل لارو پس از طي آخرين سن لاروي وارد مرحله شفيرگي مي‌شود. در اين مرحله حشره فاقد حركت و تغذيه و هر نوع فعاليت ظاهري ديگر است . شفيره گاهي بدون پوشش ولي معمولا در داخل پيله يا كپسول يا محفظه اي ديگر اين مرحله را طي مي كند. از نظر شكل خارجي ، وجود يا عدم وجود پيوست هاي آزاد در سطح خارجي بدن ، در شفيره اشكال زير ديده مي شود:
1- شفيره آزادLiberal pupa : اين شفيره ها معمولا سفيد رنگ و پيوست شاخك پاها و بال‌ها و بال ها با كمي فاصله از بدن و به طور آزاد قرار دارند به طوري كه شفيره مي تواند حركاتي انجام بدهد.
2- شفيره غير آزاد Obtecte pupa جلد اين شفيره ها معمولا سخت و علائم ظهور بالها و پاها و شاخكها در سطح خارجي بدن نمايان ولي به آن چسبيده است .
3- شفيره مخفي Coarctate pupa در اين حالت بدن شفيره به وسيله آخرين جلد لاروي پوشيده مي شود. اين شفيره ها پوپاريوم نيز ناميده مي شوند . در اين نوع شفير ه هيچ گونه پيو هاي خارجي نمايان نمي باشد پوپاريوم در حقيقت جلد سخت شده لارو سن آخر است.
4- حشره كامل Adult:
آخرين مرحله رشد و نمو حشره است. حشره كامل اغلب داراي بال بوده و اعضاء بدن كامل مشخص و در حقيقت شكل اصلي حشره را دارند. در اين مرحله ،حشره تكثير نموده و منتشر مي‌شود. خروج حشره كامل از پيله ها و يا جلد شفيرگي به طرق مختلف صورت مي گيرد . گاهي با ترشح مواد حل كننده پيله ابريشمي يا جويدن پوشش مومي يا فشار كپسول سر و يا با استفاده از خارهاي جلوي سرانجام مي گيرد. حشرات كامل اغلب داراي دوشكل جنسي ( sexual dimorphism ) هستند و نر وماده يك گونه با هم اختلاف شكل ضاهري دارند . چنانچه در سوسري شرقي نرها داراي بال و ماده ها فاقد آن هستند. در سوسك كرگدني فرم عمومي بدن و بخصوص وجود زائده بلند در جلوي سينه در نرها و در ماده ها تفاوت دارند. همچنين تغيير فرم شاخك در جنس نر و ماده پروانه ابريشم بافت ناجور بوضوح ديده مي شود. علاوه بر دو شكل جنسي ، در بعضي گونه ها كه به طور كلني زندگي مي كنند. چند شكلي Polymorphism نيز وجود دارد.مانند زنبور عسل و موريانه كه در يك كلني كارگران Workers ، نرهاDrones ملكه ( Queen) و سربازان ( Soldiers ) با هم متفاوتند . دوره زندگي حشرات كامل بسيار متغير است . در ملكه زنبور عسل وموريانه ها ممكن است كه به چندين سال برسد و در يك روزه ها طول اين مدت كمتر از يك روز است. يكي ديگر از پديده هاي زندگي حشرات سازش آنها با تغييرات محيط است مثلا شته سياه باقلا( Aphis fabae ) تا زماني كه گياهان علفي وجود دارند در روي آنها فعاليت مي كند ، ولي در زمستان كه گياهان مزبور وجود ندارد افراد بالداري در بين شته ها پيدا مي شوند كه پرواز كرده به روي درختان شمشاد منتقل مي شوند. بعلاوه حشرات مانند بسياري از موجودات در شرايط اكولوژيك متفاوت نژادهاي مختلف بوجود مي آورند. اگر تغيير محيط (حرارت ، رطوبت، تغذيه و غيره...) براي حشره خوش آيند نباشد ، فعاليت خود را به طور موقت متوقف مي سازد. اين حالت را وقفه Arrest مي نامند. اين حالت به حشره امكان مي دهد كه بتواند خود را از شرايط نا مساعد محفوظ نگاه دارد. دياپوز (Diapause) پديده پيشرفته تري از وقفه است كه با پيدا شدن هورمون هائي در بدن حشره ، در يك مرحله از زندگي ، فعاليت خود را متوقف مي نمايد . دياپوز در مراحل تخم ، لارو، پوره، شفيره و حشره كامل ممكن است بوقوع بپيوندد.در پروانه ابريشم و ملخ مراكشي دياپوز در مرحله تخم است ، در كرم سيب و ليسه سيب دياپوز در مرحله لاروي پيش مي آيد . در پروانه سفيد كلم و پرطاووسي گلابي ، دياپوز در مرحله شفيرگي است ، در سوسك سر خرطومي سيب دياپوز در مرحله حشره كامل مي باشد.
4- توليد مثل Reproduction :
توليد مثل از طريق دو جنسي با انجام عمل لحاق يا تركيب گامت نر (اسپرماتوزوئيد ) و گامت ماده(اوول) صورت مي گيرد. گاهي توليد مثل به طريق بكرزائي ( Parthenogenesis ) و بدون دخالت گامت نر انجام مي شود و جنين در داخل تخم هاي تلقيح نشده رشد مي كند . بكرزائي به دو صورت اختياري (Facultative p.) مثل زنبور عسل و يا اجباري Obligatory P. مثل بعضي از زنبورها و شپشك ها صورت مي گيرد . بعلاوه توليد مثل ممكن است به طرق زير نيز صورت مي گيرد:
1- پدوژنز paedogenesis كه در واقع يك نوع بكرزائي پيشرس است چنانچه در پشه Miastor metraloas لاروهاي ماده حاوي تخمدانهاي رشد يافته اي بوده و سلولهاي اووسيت آنها بدون تلقيح رشد مي نمايد و تبديل به لاروهاي ماده مي شوندكه از بافتهاي لارو مادر تغذيه مي‌نمايند و توليد تخمهاي ديگر مي كنند. اين تخم ها مجددا لاروهاي زاينده ، ايجاد مي نمايند. به اين طريق در نسل هاي متوالي ، به طرق بكرزائي پيشرس و بدون اينكه تبديل به حشره كامل بشوند توليد مثل مي كنند. گاهي همين حشرات تحت تاثير درجه حرارت رطوبت، غذا و عوامل ديگر تبديل به شفيره و سپس حشره كامل مي گردند و حشره ماده پس از جفتگيري تخمريزي مي‌نمايد .
2- نئوتني Neoteny - توليد مثل پيشرس است و در موريانه ها در تحت شرايط خاصي مشاهده مي شود . چنانچه ملكه موسس يك كلني ناگهان از بين برود ، در بعضي از پوره‌ها دستگاه تناسلي بسرعت رشد كرده و بدون اينك خصوصيات ظاهري حشره كامل را پيدا كنند ، وظيفه تكثير و توليد مثل را به عهده مي گيرند.
3- چند جنيني Polyembryony اين حالت در بعضي از زنبورهاي Encyrtus مشاهده مي‌شود . زنبور ماده فقط يك تخم در بدن ميزبان قرار مي دهدولي از رشد تخم چندين جنين در بدن ميزبان به وجود مي آيد .مانند Ageniaspis fusicolis كه پارازيت ليسه سيب است.
4- هرمافروديسم Hermaphrodism اين طريق توليد مثل ، در حشرات ، بندرت ديده مي‌شود ولي مواردي از آن در گونه اي از بهاره ها Perla marginata مگس Termitostroma sp. و شپشك استراليائي مشاهده مي شود. Perla marginata گرچه افراد نر و ماده وجود دارد ولي در افراد نر اندامهائي شبيه تخمدان حشرات ماده مشاهده مي شود كه در آنها سلولهاي اوليه تخم نيز وجود دارد. اينسلول ها مراحل ابتدائي تقسيم را نيز طي مي كنند ولي هيچ وقت كامل نمي‌شود و در نتيجه حشره نر تنها قادر به توليد اسپرماتوزوئيد مي باشد.
در شپشك استراليائي Iceria purchasi - حشرات ماده داراي تخمدانهائي هستند كه در عين حال وظيفه گونادهاي افراد نر را هم بر عهده دارند. بدين ترتيب كه در قسمتهاي مركز آن اسپرماتوزوئيد توليد مي شود و در ناحيه خارجي آن سلول تخم Ovule بوجود مي آيد. در مراحل بعدي اوول و اسپرماتوزوئيد در داخل مجراي تخم Oviduct با هم تركيب شده تخم حشره را بوجود مي آورند كه به صورت مجتمع در داخل كيسه هاي سفيد رنگ در انتهاي بدن چسبيده اند. در اين گونه ، اگر سلولهاي تخم تلقيح نشود ، از تخمهاي حاصل افراد نر بوجود ميايد كه هاپلوئيد هستند و ظاهراً بدون كاهش كروموزومي ميتوانند توليد اسپرماتوزوئيد بنمايند. قاعدتاً اين حشرات اگر با افراد ماده جفتگيري كنند مي توانند سلول اوول را تلقيح كنند ولي عملا شپشكهاي نر بندرت مشاهده مي گردند و توليد مثل عمدتا به طريق هرمافروديك صورت مي گيرد.

پایان فصل دوم

index.php?q=aHR0cDovL3NpbmVoLmNvbS9pbWFnZXMvcGhvdG9pbnNkZS5qcGc%3D

حشره شناسی در کشاورزي
(2) چشمهاي مركب در حشرات كامل به تعداد يك جفت در طرفين سر به اشكال بيضي ، گرد، نيم كروي و يا لوبيائي قرار دارند وعضو اصلي بينائي هستند.هرچشم مركب ازچند واحد بينائي به نام اوماتيدي Ommatidie تشكيل شده و تعداد آنها در حشرات مختلف متفاوت است. چنانچه در كرم شب تاب2500 ، در مگس خانگي 4000 و در سوسك Dytiscus 9000 عدددر هر چشم مركب مي باشد.هر اوماتيدي شبيه يك چشم ساده بوده و از سه قسمت قرنيه، عدسيه، وشبكيه يافته است. قرنيه به شكل عدس كوچك و شفاف از جنس كوتيكول است عدسيه متشكل از چهار سلول بلوري است كه به مخروط بلوري مرسوم است . شبكيه از 6 تا8 سلول حسي طويل و رنگي تشكيل شده و در محور بينائي يا رابدوم قرار دارند.عدسيه وشبكيه هر اوماتيدي به وسيله غلافي از سلولهاي رنگين به نام عنبيه احاطه شده اند .انتهاي رشته هاي عصبي سلولهاي بينائي به عصب هاي مربوط و سپس به عقده هاي بينائي در مغز جلوئي متصل مي گردند.
طرز بينائي در چشمهاي مركب – بينائي در اوماتيدي ها ، يا به طريق تشكيل تصوير پهلوي هم صورت مي گيرد . در اين حالت اوماتيدي ها از يكديگر مجزا بوده و هر يك از آنها تصوير قسمتي از جسم مورد نظر را در قاعده عدسيه به طور معكوس مي سازد و تصوير كامل و حقيقي از پهلوي هم قرار گرفتن اين تصاوير حاصل مي گردد و اين حالت در پروانه هاي روز پرواز و زنبورها ومگس ها و سخت بالپوشان وجود دارد و يا اوماتيدها از يكديگر مجزا نبوده و تصوير نهائي از روي هم قرار گرفتن چندين تصوير جزء حاصل مي گردد. و اين حالت در پروانه هاي روزپرواز و زنبورها و مگس ها و سخت بالپوشان وجود دارد و يا اوماتيدها از يكديگر مجزا نبوده و تصوير نهائي از روي هم قرار گرفتن چندين تصوير جزء حاصل مي گردد. حشرات بر خلاف انسان اشعه ماوراء بنفش را تشخيص مي دهند ، ولي بر عكس ، اكثر آنها رنگ قرمز را درك نمي كنند. به همين لحاظ رنگها در نظر حشرات با آنچه ما مي بينيم فرق دارد.
2- حس شنوايي: اعضاي حس شنوائي در حشرات مختلف، متفاوت است در بعضي از حشرات مانند پروانه ها موههاي ظريف سطح بدن از نظر حس شنوائي اهميت دارند. در سوسري ها وسيرسيركها موههاي حسي پيوستهاي انتهاي شكم نسبت به ارتعاشات خيلي ضعيف و يا قوي حساس هستند . اعضاء كردوتونال Chordotonal در قسمتهاي مختلف بدن بعضي از حشرات تمركز داشته و اعضاء شنوائي ديگري به نام عضو جونسون Johnston در مفصل دوم شاخك پشه هاي تيره Culicidae مشاهده مي شود. كامل ترين دستگاه شنوائي ،عضو Tympanal است كه به منزله گوش حشرات به حساب مي آيد و در مل هاي شاخك كوتاه به شكل يك جفت حفره شفاف در طرفين اولين مفصل شكم قرار دارند و در ملخها شاخك بلند و سيرسيرك به صورت پرده كوچك و سفيد رنگ ، در قاعده ساق پاهاي جلويي ديده شده و در زنجره هاي خانواده Cicadidae درحلقه دوم سينه مشاهده مي گردد . عضو تيمپانال متشكل از يك پرده كوتيكولي نازك و شفاف به نام طبل و در زير آن اعضاء شنوائي به نام اسكولوپيدي Scolopidi قرار دارند.
3- حس لامسه – جلد كوتيكولي بدن حشرات اگر چه سبب مقاومت وپايداري آنها نسبت به ارتعاشات وفشارهاست ، ولي موهاي حسي و خارهاي پراكنده در سطح بدن ، سبب حساسيت آنها نسبت به عوامل محيط خارج بوده و اين موها به وسيله سلولهاي حساس دو قطبي جلد به مراكز عصبي مربوط مي شوند . در پشته ها ، شاخكها مجهز به موههاي حسي حرارتي و يا موهاي حسي رطوبتي هستند. عامل موثر در نزديك شدن پشه هاي خونخوار به بدن انسان علاوه بر بو ، حرارت بدن نيز هست. اعضاء لامسه ديگر از قبيل عضو حسي كامپانيفرم Campaniforme در بال پروانه ها و يا هالتر در دوبالان ، اعضاء اسكولوپيدي در شاخكها و پالپهاي دوبالان و عضو جونسون در مفصل دوم شاخكپشه هاي خانواده Culicidae رشد قابل توجه داشته ، سبب حساسيت آنها نسبت به عوامل محركه محيط خارج مي گردند .
4- حس چشائي – اين حس معمولا در حشرات قوي است ، چنانچه زنبور عسل طعم هاي شيرين ، شور، تلخ و غيره ... را از يكديگر تمايز مي دهد، و اين عمل را به كمك موهاي حسي موجود در سطح زائده هاي لب بالا و پائين و پالپهاي آرواره پائين و حتي پنجه ها انجام مي دهد. گاهي موهاي حسي چشائي در آلت تخمريز (سيرسيركها و بعضي از زببورهاي پارازيت ) پراكنده هستند.
5- حس بويايي – حشرات معمولا به وسيله بوهائي كه براي انسان غير قابل درك است جلب مي شوند. اعضاء بويائي به صورت موهاي حسي و يا فرورفتگي هاي كوچك جلدي در سطح بدن حشرات پراكنده هستند . پروانه نر طاووس گلابي به وسيله بوي مخصوص جنس مخالف تا فاصله 5 كيلومتري آن را پيدا مي كند . تله هاي فرموني كه امروزه جهت بررسي تغييرات جمعيت حشرات بكار مي روند بر اين اساس ساخته شده اند . حس بويائي در بعضي از حشرات از نظر اتنخاب ميزبان و محل تخمريزي اهميت دارد ، چنانچه پروانه هاي خانواده Pieridae به طرف بوي كلم جلب مي شوند ، زنبورهاي پارازيت جنس Trichogramma هنگام تخمريزي تخم هاي پارازيت شده ميزبان را با بوي آنها از تخمهاي سالم تشخيص مي دهند . حس چشائي همراه حس بويائي عامل مهمي تغذيه و تخم ريزي حشرات محسوب مي گردند.
آنتوژني و بيولوژي :
نشو و نماي حشرات از بدو پيدايش تا رسيدن به مرحله بلوغ شا مل دو مرحله است : يكي دوره نشو و نماي جنيني و ديگري نشو و نماي بعد از جنين
الف – نشو و نماي جنيني :
تخم در حشرات سانتروليست Centrolecite است و هسته آن مركزي است و اطراف آن يك طبقه ويتلوس ( Vitellus ) يا مواد غذائي به نام دوتو پلاسم ( Deutoplasme ) قرار گرفته است .بين اين صبقه و غشاء تخم يك طبقه پروتو پلاسمي بنام پريپلاسم يا پلاسماي جداري وجود دارد. هسته در اين نوع تخم ها ابتدا به چندين قسمت مي شود و اين تقسيمات به قسمت پريپلاسم منتقل مي گردد. سپس پريپلاسم به تعداد هسته ها تقسيم شده و اطراف هسته ها مي گيرد و در نتيجه در سطح خارجي تخم يك حالت چند سلولي ايجاد مي شود و به اين ترتيب بلاستودرم (Blastoderme ) تشكيل مي شود و سلولهاي ناحيه شكمي بلاستودرم باريك شده و شكل استوانه پيدا مي كند و نوار جنيني ( Bandelette ) در سطح شكمي و پشتي تخم تشكيل مي شود. در نوار جنيني سلولهاي مزودرمي تشكيل مي گردد و سه لايه آكتودرم ، آندودرم و مزودرم مشخص مي شود. اطراف سلولهاي مزودرم دو پرده سلولز به نام آمينوز ( Amniose ) و سروز ( Seruse ) بوجود مي آيد. بطوريكه جنين در يك حفره به نام حفره آمنيوتيك (Cavite- Amniotique) محصور مي گردد و جنين به رشد خود ادامه مي دهد و در اغلب حشرا ت جنين تا آخرين مرحله رشد در قسمت شكمي و خارج از دوتوپلاسم باقي مي ماند . ولي در پروانه‌ها و زنبورهاي خانواده Tenthredinidae نوار جنيني بداخل ويتلوس تخم فرو مي رود و اين عمل بلاستوسينز ( Blastocinese ) نام دارد و شامل دو مرحله حركتي است ، حركت جنين از قسمت شكمي قسمت پشتي و برگشت جنين از قسمت پشتي به شكمي جنين پس از طي اين سه مرحله مرولا ، بلاستولا، و گاسترولا از جهت عرضي به چندين حلقه تقسيم مي گردد. (Metamerism ) و در نتيجه دو ناحيه مشخص ، سر اوليه protocephalon و بدن اوليه protocrom در طول جنين بوجود مي آيد. سه مفصل ناحيه اول و سه مفصل اول ناحيه دوم مجموعا سر را تشكيل مي دهند ، سه مفصل دوم ناحيه دوم ، سينه و بقيه مفصلهاي ناحيه دوم شكم را مي سازند.
ب- نشو و نماي بعد از دوره جنيني :
در حشرات پس از پايان دوره نشو و نماي جنيني نوزادي به نام لارو يا پوره از تخم خارج مي‌شود كه داراي دو خصوصيت اصلي ، يكي تغيير جلد ( Ecdysis ) و ديگري دگرديسي Metamorphosis) ) مي باشد. تغيير جلد در دوره نشو و نماي بعد از جنين در چند نوبت و به فواصل معين صورت مي گيرد.
1- تغيير جلد و مكانيسم آن :
اين پديده يك نوع تغيير و تحول ساختماني است ،كه تعويض جلد كيتيني يكي از علائم ظاهري آن مي باشد . تغيير جلد انگيزه هورموني دارد كه به وسيله هورمونهاي تغيير جلد به وسيله يك يا چند غده آندو كربن ترشح مي شود و در مرحله لاروي يا پورگي صورت مي گيرد. در حشرات با دگرديسي ناقص ظهور تدريجي صفات حشره كامل در مرحله پورگي مشاهده مي گردد. فاصله بين دو تغيير جلد در مرحله لاروي يا پورگي سن (instar ) ناميده مي شود . عوامل خارجي نظير حرارت ، رطوبت و رژيم غذائي باعث تغييراتي در تعداد دفعات تعويض جلد در حشرات مي‌گردد. تعداد سن پورگي يا لاروي به تعداد دفعات تعويض جلد در حشرات مي گردد . تعداد سن پورگي يا لاروي به دفعات تعويض جلد بستگي دارد و در گونه هاي مختلف حشرات متغير است. تغيير جلد رادياستازهاي هضم كننده وكوتيكول دروني و همچنين تركيبات دفعي نظير اوكسالات‌ها و اورات ها تشكيل مي دهد . جهت انجام تغيير جلد ابتدا حشره در يك نقطه ثابت شده و فعاليت غذائي خود را متوقف مي سازد و سپس مقدار زيادي هوا و يا آب وارد بدن خود كرده و به اين ترتيب به فشار داخلي بدن مي افزايد. و در نتيجه جلد كهنه از ناحيه پشت سر و قفس سينه شكافي به شكا T پيدا مي كند و حشره خود را با حركات مخصوص از همان شكاف از داخل جلد كهنه خارج مي كند. جلد تازه تدريجا تغيير رنگ داده ،سختي آن افزايش مي يابد . مراكز ترشح كننده هورمون هاي تغيير جلد ، سلولهاي بزرگ عصبي ترشحي در قسمتهاي جلوئي و مياني مغز اول مي باشند كه هورمون مغزي ترشح مي كنند . اين هورمون به نوبه خود سبب فعال شدن غده پيش قفس سينه اي prothoracic gland مي گردد كه ترشحات هورموني اين غده عامل تغيير جلد است .
2- مكانيسم دگرديسي Metamorphosis :
حشراتي كه نشو و نموء خود را به صورت لاروي (كرمينه) طي مي كنند در اين مرحله داراي قدرت تغذيه و تخريب فروان هستند. بدين جهت شناسائي مرحله لاروي در كشاورزي اهميت فوق‌العاده دارد. لاروهاي جوان كه از تخم خارج مي شوند اغلب بلافاصله شروع به تغذيه مي‌كنند ولي گاهي تا مدتي از تغذيه خودداري مي نمايند، لارو حشرات هنگام تغذيه رشد و نمو كرده ، ازدياد حجم پيدا مي كند و سپس تغيير جلد مي دهد فاصله بين دو تغيير جلد را يك سن مي گويند. تعداد تغيير جلد در گونه هاي مختلف متفاوت ولي براي يك گونه معمولا ثابت است مگر در موارد استثنائي كه تحت تاثير حرارت و ساير شرايط خارجي ممكن است تعداد آن متغير باشد. در حشراتي با دگرديسي كامل هيچ گونه شباهت ظاهري بين لارو و حشرات كامل وجود ندارد. تبديل لارو به حشره كامل ، طي دو پديده هورموني هيستوليز Histolysis و هيستوژن Histogenesis صورت مي گيرد. در مرحله هيستوليز تمام اعضاء داخلي بدن لارو از قبيل دستگاه گوارش ، عصبي ، تنفسي ، ماهيچه ها و غيره از بين مي رود . به طوري كه بدن لارو تبديل به كيسه اي كه محتوي ماده لزجي است مي شود. در طول دوره شفيرگي طرح اندامهاي حشره كامل ريخته مي شود . نوزاد حشرات با دگرديسي ناقص را پوره Nymph مي گويند كه از نظر خصوصيات مورفولوژيك شباهت زيادي به حشره كامل دارد . نوزاد بعضي حشرات نظير يك روزه ها و طياره ها مانندها اگر چه در سنين اول مجهز به طرح اوليه بال ها مي باشد ولي داراي اختلاف مورفولوژيك و بيولوژيك قابل توجهي با حشرات كامل خود هستنداين نوع پوره ها ، گاهي « ناياد » ناميده مي شوند و دگرگوني نيمه كامل دارند.
حشرات را با توجه به مراحل رشدي بعد از نشو و نماي جنيني به دو گروه عمده به شرح زير تقسيم مي كنند :
الف – حشرات با استحاله ناقص يا تدريجي Heterometabola :
حشرات با استحاله ناقص يا تدريجي ، نوزادان و افراد جوان كه پوره ناميده مي شوند كم و بيش شبيه حشرات كامل مي باشند و فقط از لحاظ اندازه ، طول ، تعداد بندهاي حشرات شاخك ، چشم هاي ساده ،شكل و اندازه بال ها با آنها متفاوتند . در گونه هايي كه داراي چشم مركب مي باشند اين اندام از همان مراحل اوليه رشد در پوره ها ديده مي شود. در گونه هاي بال دار بال ها ابتدا به صورت جوانه هائي در پشت سينه دوم و سوم ظاهر مي شوند و طي سنين مختلف به تدريج رشد كرده و قبل از بلوغ كامل مي شوند. حشرات با استحاله ناقص به نوبه خود شامل گروههاي زير مي باشد.
1- حشرات بدون استحاله ( Ametabola ) اين گروه شامل حشرات بدون بال Apterygota مي باشند و راسته هاي Collembola (پادمان) Protura (بي شاخكان) Diplura ( دم چنگالان) و Thysanura(دم ريشكداران) در اين دسته قرار دارند.
2- حشرات پالئومتابولا Paleometabola – در اين گروه پوره ها داراي خصوصيات ساختماني ابتدائي هستند و بندهاي شكم مجهز به پيوست هاي جانبي مي باشند . بعلاوه تغيير جلد در مرحله حشره كامل نيز صورت مي گيرد . رديف يك روزه ها ( Ephemeroptera ) از اين گروه هستند.
3- حشرات پورومتابولا Paurometabola: در اين گروه پوره ها و حشرات كامل از لحاظ محيط زندگي و رژيم غذايي تفاوت چنداني ندارند و پوره ها بتدريج كه رشد مي كنند به حشرات كامل مشابهت بيشتري پيدا مي كنند.
حشرات رديف راست بالان Orthoptera ، مساوي بالان Isoptera گوشخيزكها
Dermaptera, Zoraptera, Psocoptera, Embioptera, Dermaptera, Homoptera, Heiptera, Anoplura, Mallophage
جزء اين گروه هستند.
4- حشرات همي متابولا Hemimetabola: در اين گروه بين محيط زندگي نوزاد و حشرات كامل اختلاف فاحش وجود دارد. پوره ها كه ناياد ( Nayad) ناميده مي شود آبزي هستند و به وسيله آبشش يا تراشه برانشي تنفس مي كنند و داراي غلافهاي بالي يا Pterotheca مي باشند، در صورتي كه حشرات كامل خشكي زي هستند و با تراشه تنفس مي كنند . گاهي رژيم غذايي نايادها با حشرات كامل نيز متفاوت است .
5- حشرات نئو متابولاNeometabola : در اين گروه نوزادان بلافاصله پس از خروج از سن اول به علت نداشتن Pterotheca ، و تفاوت زيادي با حشرات كامل ، همانند حشرات Holometabola ، لارو ناميده مي شوند. در اين گروه بال در سن آخر و در مرحله اي شبيه مرحله شفيرگي حشرات با استحاله كامل ظاهر مي شود. حشرات راسته پا حباب داران Thysanoptera و عده اي از جوربالان Homoptera جزء اين گروه مي باشند.
ب- حشرات با استحاله كامل Holometabola :
در حشرا ت اين گروه نوزادان و افراد جوان هيچ گونه شباهتي با افراد كامل ندارند و غالباً از لحاظ محيط زندگي ، نوع غذا و عادات و رفتار با حشرات كامل تفاوت دارند، اگر چه در عده اي نيز رژيم غذايي يكسان ديده مي شود. نوزادان يا لاروها در اين گروه كم و بيش شبيه كرمها مي باشند و به همين لحاظ آنها را « كرمينه » نيز گفته اند . بر خلاف پوره ها، سنين مختلف لاروي فقط از نظر اندازه با هم متفاوتند . لاروها هرگز داراي چشم مركب نيستند و جوانه بال در آنها در زير جلد تشكيل مي شود و قابل روئيت نيستند . لاروها به نوبه خود در گروههاي مختلف حشرات با استحاله كامل اشكال متفاوتي دارند. كه در مراحل نشو و نماي فردي در اين گروه به آنها اشاره خواهد شد. لاروها پس از تكميل دوران تغذيه تبديل به عروسك يا شفيره مي شوند و در اين مرحله حشره داراي تحرك چنداني نيست و در واقع مرحله سكون يا استراحت موقت است . شفيره ها از نظر شكل ظاهري هيچ گونه شباهتي با لاروها يا حشرات كامل ندارند، اگر چه آثار بال، شاخك ها و حتي پاها ممكن است از زير جلد و يا خارج از جلد بدن مشهود باشد. در حشرات Holometabola افراد كامل در حالي كه تمام اعضاء بدن آنها كامل است به يكباره از جلد شفيره خارج مي شوند ( بال پولكي ها و دو بالان) و يا اين اندامها به فاصله چند روز در سطح بدن ظاهر مي شوند .( سخت بالپوشان و زنبورها ) در اين گروهها، حشرات كامل ممكن است احتياج به تغذيه نداشته باشند يا مختصري از مايعات نظير شيره گلها ، عسلك ، يا شب نم تغذيه نمايند . البته گروههايي نيز هستند كه قبل از بلوغ بايد تغذيه نمايند.
مراحل نشو و نماي فردي در حشرات Ontogeny :
مراحل نشو و نماي فردي در حشرات شامل ، تخم ، پوره يا لارو ، شفيره و حشرات كامل مي باشند در حشرات با استحاله ناقص يا تدريجي مرحله شفيرگي ديده نمي شود.
1- تخم: - تخم از عوامل عمده تكثير گونه است و در مواردي نيز وسيله انتشار مي باشد. بعلاوه در بعضي گونه ها مانند بسياري از شته ها ، پروانه كرم ابريشم و نظاير آنها تخم مرحله مقاومت حشره در مقابل عوامل نامساعد طبيعت مي باشد. تخم حشرات از نظر اندازه ،شكل ،رنگ ، انفرادي يا دست جمعي بودن و همچنين محل استقرار آنها در محيط ، بسيار متنوع مي باشدو غالبا در مجاورت محيطي كه مناسب تغذيه لاروها يا پوره ها باشد قرار داده مي شود. تخمها ممكن است لخت و بدون پوشش باشند و يا اينكه داراي پوششي از مواد مومي يا كيتيني از ترشحات حشره مده باشند بعضي از حشرات براي تخمگذاري داراي اندامهاي خاصي هستند ( تخمريز يا Ovipositor) ، كه به كمك آنها تخمهاي خود را در داخل نسوج گياهي ، داخل خاك و يا داخل بدن ميزبانهاي خود قرار مي دهند. حشرات از لحاظ توليد مثل به سه گروه به شرح زير تقسيم مي شوند:
الف- تخمگذار Oviparous در اين گروه نشو و نماي جنيني در داخل تخم و پس از خروج تخم از بدن مادر آغاز مي شود و ممكن است از هنگام تخمگذاري تا خروج لارو و يا پوره چندين روز يا چندين ماه طول بكشد. مثل سن گندم كرم ابريشم ، ملخ مراكشي .
ب- زنده زا Viviparous – در اين گروه رشد جنيني در داخل تخم و قبل از خروج تخم از بدن حشره ماده بالغ صورت مي گيرد و در اين حالت تخمها در داخل تخمدان باز مي شوند و حشره ماده به جاي تخم ،لارو يا پوره مي گذارد و گاهي نوزادان راحلي از نشو ونماي بعد از چنين Postembryonic خود را نيز در داخل بدن حشره مادر مي گذارند.
ج- Ovoviviparous- در اين گروه اگر چه جنين در داخل تخم و قبل از خروج از بدن مادر شروع به رشد مي كند ولي تخم در داخل بدن حشره ماده باز نمي شود و عمل تفريخ بلافاصله قبل از تخمگذاري صورت مي گيرد. بعضي از شپشكهاي نرم تن در اين دسته قرار دارند .
2- لارو Larve – از تخم حشرات با استحاله كامل نوزادي خارج مي شود به نام لارو كه شكل و وضع ثابتي نداشته و از نظر استحاله قابل توجه است. در لارو معمولا سه قسمت سر ، قفس سينه ، شكم مشخص هستند. از نظر محيط زندگي و رژيم غذائي لاروها فوق العاده متنوع مي باشند. حشرات در مرحله لاروي داراي قدرت تغذيه و تخريب فراوان هستند. بدين جهت شناسائي مرحله لاروي در كشاورزي اهميت فوق العاده دارد. لاروهاي جوان كه از تخم خارج مي شونداغلب بلافاصله شروع به تغذيه مي كنند ولي گاهي تا مدتي از تغذيه خود داري مي نمايند. لارو حشرات هنگام تغذيه رشد و نموء كرده، ازدياد حجم پيدا مي كند و سپس تغيير جلد مي دهد. فاصله بين دو تغيير جلد ر يك سن (Instar) لاروي مي گويند. تعداد تعويض جلد در گونه هاي مختلف متفاوت ولي براي يك گونه معمولاً ثابت است مگر در موارد استثنائي كه تحت تائير حرارت و رطوبت و ساير شرايط خارجي ممكن است تعداد آن متغير باشد:
من زمینم ، تو درخت
حشره شناسي كشاورزي
فصل اول
حشرات و اهميت آنها
علم حشره شناسي كه به آن Entomology گفته مي شود يكي از شاخه هاي علوم بيولوژي است.حشرات در حدود 350 ميليون سال در روي كره زمين زندگي مي كردهاند و پرجمعيت ترين حيوانات زمين زي هستند . آنها تقريبا‌ً در تمام نقاط دنيا به غير از درياهاي آزاد و بعضي از قسمتهاي قطب زندگي مي كنند. تا كنون نزديك به يك ميليون گونه حشره شناخته شده و نامگذاري شده اند و شايد متجاوز از همين رقم هنوز ناشناخته باقي مانده اند.
بعضي از علل پايداري حشرات عبارتند از:
1- قدمت: Precedence
2- اندازه: Size
3- فراواني: Abandance
4- قدرت سازش Adaptation:
5- استقامت Persistence:
6- داشتن اسكلت خارجي Exoskeleton:
7- بند بند بودن بدن Segmentation:
8- قدرت استحاله Metamorphosis:
9- قدرت پرواز و خاصيت گسترش Dispersion:

معايب حشرات
:
اول – حشرات باعث تخريب و خسارت انواع و اقسام گياهان ميگردند.
1- جويدن قسمتي از اندام گياهان مثل ريشه ‏، ساقه ، برگ و.. كه بيشتر در مورد لارو پروانه ها و سخت بالپوشان و حشرات اتفاق مي افتد.
2- با مكيدن شيره گياهان
3- با ايجاد سوراخ ، كانال ، حفره ، در داخل ميوه ، تنه وسر شاخه درختان .
4- ايجاد گال و انواع بد شكلي در گياهان .
5- از طريق تخم گذاري داخل شاخه و تنه گياهان.
6- استفاده از قسمتي از گياهان براي ساختن لانه و پناهگاه.
7- تزريق بزاق در داخل نسج گياهي باعث ايجاد ناراحتي هاي فيزيولوژيك و بيماريهاي توكسي كوژنيك مي گردند.
8- با انتقال عوامل بيماري زاي گياهي از گياهان بيمر به گياهان سالم .
9- موجب ايجاد نژادهاو دورگه هائي در عوامل بيماري زا مي گردند و در نتيجه مقاومت گياهان ميزبان را از بين مي برند .
دوم- حشرات موجب آزار و ناراحتي انسان و نيز ايجاد خسارت روي جانوران اهلي و وحشي به شرح زير مي گردند:
1- تغذيه از خون انسان و يا ايجاد زخمهاي سطحي
2- ايجاد صداهاي ناراحت كننده
3- ايجاد بوهاي زننده
4- ورود اتفاقي آنها به دهان – بيني - گوش و غيره
5- تخم گذاري زير پوست و داخل گوشت بدن .
6- نيش زدن و تزريق بزاق سمي يا موهاي سمي كه در سطح بدن آنها وجود دارد.
7- با مسموم كردن جانوران ، وقتي اين جانوران به طور اتفاقي آنها را مي بلعند.
8- انتقال عوامل بيماريزاي مختلف از افراد مريض به افراد سالم چه در انسان و چه در حيوانات اهلي.
9- خراب كردن و ايجاد خسارت به مواد انباري.

محاسن حشرات:
اول – جمع آوري يا توليد بعضي از اقلام اقتصادي:
1- ابريشم اليافي است كه از بزاق كرم ابريشم توليد مي شود و در اصل براي ساخت پيله بكار مي رود.
2- موم كه از ترشحات غده هاي زير شكم زنبور عسل مي باشد و در داو سازي و در صنايع شمع سازي كاربرد دارد.
3- لاك كه از ترشحات غده هاي سطحي بدن بعضي از شپشك ها مي باشد.
دوم – بدن حشرات گاهي داراي مواد مفيدي است كه مورد استفاده صنعت پزشكي و غيره واقع مي شود.
1- نوعي رنگ به نام cochineal lac دانه هاي رنگين بدن نوعي شپشك مي‌باشد كه روي كاكتوس زندگي مي كند.
2- كانتاردين ماده اي است كه در پزشكي مصرف دارد و از بدن گونه هايي از سخت بالپوشان از خانواده Cantharidae استخراج مي شود.
3- عده اي زيادي از حشرات به حالت لاروي براي طعمه ماهيگيري بكار ميروند و به همين منظور پرورش داده مي شوند و در اختيار ماهيگيران قرار مي گيرند.
سوم – حشرات بعضي از مواد با ارزش گياهي را جمع آوري مي كنند ، مي‌پرورانند و براي خود انبار مي كنند . مثل جمع آوري گرده و شهد گلها و توليدعسل
چهارم – حشرات با ايجاد گال كه نوعي تغيير شكل بافت گياه است محصولات صنعتي و دارويي به وجود مي آورند.
پنجم – حشرات با گرده افشاني موجب بهبود كمي و كيفي محصولات كشاورزي مي شود .
ششم – حشرات منابع غذايي مهم براي انسان و بعضي از دامها هستند.
1- ملخ و لارو بعضي پروانه ها مورد استفاده انسان قرار مي گيرد و راه تازه اي براي جبران كمبود مواد غذايي مي باشد كه در آينده به وسيله بعضي از دانشمندان پيشنهاد شده است.
2- عده اي زيادي از حشرات خوراك ماهيان هستند و در پرورش مصنوعي ماهي از اهميت ويژه اي برخوردارند.
هفتم – عده اي زيادي از حشرات دشمنان طبيعي آفات گياهان زراعي هستند و به نحو قابل توجهي مانع خسارت آنها مي شوند كه به دو دسته تقسيم مي شوند:
1- پارازيت يا انگل ها كه قسمتي يا تمام زندگي خود را در داخل يا روي بدن حشره آفت (ميزبان) مي گذرانندو باعث ضعف يا اغلب انهدام حشره زيان آور مي گردند.
2- پرداتور يا شكارچي كه حشرات زيان آور را شكار مي كنند.
هشتم – حشرات موجب تخريب علف هاي هرز مي شوند .
نهم – حشرات يكي از بهترين مواد آزمايشگاهي هستند و در مطالعات بيولوژيك و بخصوص علم ژنتيك كمك بسيار زيادي مي كنند. مثل مگس سركه
دهم – حشرات در از بين بردن لاشه جانوران مرده ، فضولات دامها و در نتيجه كمك به بهداشت محيط اهميت قابل توجه دارند.kangaroo_bath_06.jpg
فصل دوم
مورفولوژي ، تشريح و فيزيولوژي
اول - ساختمان خارجي بدن حشرات Morphology:
بدن حشرات از سه قسمت سر ، سينه و شكم تشكيل شده است جلد بدن در حشرات به منزله اسكلت خارجي است و بدن را در برابر عوامل نامساعد طبيعي محفوظ نگه مي دارد ، از خيس شدن در آب ، خشك شدن در نتيجه تبخير زياد ، حمله عوامل بيماري زا ، صدمات و ضربات خارجي مصون مي دارد و به حشره امن زندگي در شرايط بسيار متفاوت محيط خارج را مي دهد.
الف – جلد و مشتقات آن :
جلد از دو طبقه كوتيكول و هيپودرم تشكيل يافته است
1- كوتيكول: يا پوست شامل سه لايه كوتيكول روئي ، مياني و دروني است .
كوتيكول روئي يا خارجي Epicuticule به وسيله غده هيپودرمي ترشح مي شود و فاقد كيتين و متشكل از تركيبات گوگردي ، ازته ، مواد چربي و كوتيكولين است و وظايف مختلفي نظير محافظت ، تزئين و غيره را انجام مي دهد. اين لا يه شامل : سيمان ، موم ، پلي فنول و كوتيكول مي باشند.
كوتيكول مياني Exocuticule معمولا به رنگ تيره و به ضخامت چند ميكرون و خيلي سخت است. اين طبقه از لايه هاي كيتين و آرتنوپودين به طور متناوب تشكيل شده است .
كوتيكول درونيEndocuticule در زيركوتيكول مياني قرار گرفته و ماده اصلي تشكيل دهنده آن كيتين است و از نظر ساختماني شباهت زيادي به كوتيكول مياني دارد با اين تفاوت كه در مياني رنگ دانه هاي تيره و ساختمان متراكم تر وجود دارد.
2- هيپودرم يا بشره :شامل سلولهاي مكعبي است كه در زير كوتيكول دروني و در روي يك لايه نازك به نام غشاء قاعده اي قرار دارد و محتوي رنگ دانه هاي مختلف و غده هاي ترشحي جلدي است كه مواد مختلف نظير ، موم ، لاك و غيره را ترشح مي نمايد . و ظايف حسي جلد به وسيله سلولهاي حسي اپيدرم و رشته هاي عصبي انجام مي شود. عموماً كوتيكول از قطعات سختي به نام اسكلريت تشكيل يافته كه به وسيله شيارها يا قسمتهاي نرم و قابل ارتجاع غشاء بين حلقه اي Coria به همديگر متصل مي شوند و قدرت تحرك در قسمتهاي مختلف بدن بستگي به رشد اين غشاء دارد ، به طوري كه در جلد ظاهراً حالت مفصلي مشاهده مي گردد ، در حلقه هاي شكم بين اسكلريت ها عريض بوده و در نتيجه قدرت تحرك نامحدود است . وجود غشاء بين حلقه اي در بدن حشرات از نظر حركت قسمتهاي مختلف بدن نسبت به هم ، حركات تنفسي ازدياد حجم شكم و غيره اهميت دارد. خطوط بين اسكلريت ها را درز Suture مي نامند. قطعات كيتيني در داخل داراي تا خوردگيهائي بنام آپودم مي باشند كه از نظر اتصال ماهيچه ها و استحكام بدن اهميت دارند.
3- تزئينات جلد: سطح خارجي بدن حشرات داراي تزئينات مخصوصي مثل خار، فلس ، دندانه ، برجستگي هاي كنگره اي و دكمه اي و يا به صورت شاخ است و گاهي اين برجستگي ها به رشته هاي عصبي مربوط بوده و زائده هاي حسي را به وجود مي آورند. رنگهاي مختلف بر اساس دو منبع فيزيكي و شيميايي ايجاد مي شود . شدت رنگ فيزيكي به ضخامت جلد كيتيني و عوامل محيطي مثل زاويه تابش نور و رطوبت و غيره بستگي دارد و رنگهاي فيزيكي بيشتر در پروانه ها كه سطح بدن آنها از فلس پوشيده شده ديده مي شوند . رنگهاي شيميايي در نتيجه وجود رنگدانه ها در لايه كوتيكول مياني و سلولهاي هيپودرمي جلد هستند ، از قبيل رنگهاي قهوه اي ، سياه قرمز ، نارنجي سبز و... و متغير بوده و به عوامل داخلي و خارجي مثل رژيم غذايي و آب و هوا تغيير پيدا مي كند. رنگ و نقش و نگارها در بعضي حشرات مثل كفشدوزك مبدا ارثي دارد.
ب – ماهيچه ها : ماهيچه هاي بدن حشرات بر دو نوع هستند : دسته اول ماهيچه هاي اسكلت كه معمولا ً از يك آپوديوم كيتيني به ديگري متصل مي گردد و سبب انقباض و حركت حلقه‌ها مي شود . دسته دوم ماهيچه هاي اعضاي داخلي كه مركب از رشته هاي حلقوي و طولي است ، هر رشته ماهيچه داراي يك پوشش به نام ساركولم ((Sarcoleme و در داخل آن ماده قابل انقباض و چند هسته است . ماهيچه ها را با توجه به نوع عمل آنها ماهيچه هاي انبساط كننده ودور كننده و نزديك كننده و بالابرنده نامگذاري كرده اند.
پ – ساختمان سر و ضمائم آن :
سر در حشرات به اشكال مختلف كروي ، بيضي ، مثلثي ، استوانه اي و قلبي مشاهده مي شود و داراي يك سوراخ دهاني ، محل شروع لوله گوارش و يك سوراخ پشتي كه محل عبور مري و زنجير عصبي است مي باشد . كپسول سر به صورت قطعه واحدي است كه محتوي مغز و ماهيچه هاي ضمائم سر مي باشد. فضاي دخلي آن داراي قطعات كيتيني است به نام تانتوريوم كه با لبه هاي داخلي اسكلريت ها مجموعاً اسكلت داخلي سر را تشكيل مي دهند كه داراي يك بازوي عقبي و دو بازوي جلويي است و از نظر اتصال ماهيچه هاي آرواره هاي بال و پائين و همچنين انبساط بخش جلوي لوله گوارش اهميت دارد.
قسمتهاي مختلف سر و محل قرار گرفتن آنها
1- فرق سر Vertex در قسمت فوقاني سر كه داراي يك درز طولي است.
2- پشت سرOcciput ناحيه اي كه بين سر و گردن قرار دارد.
3- گلو Galea قسمت تحتاني دهان و بعد از سر.
4- گيجگاه Tempora قسمت بالايي و طرفين سر و پشت چشم مركب.
5- گونه Gena قسمت طرفين سر و زير چشم هاي مركب.
6- پيشاني Fornt بين دو چشم مركب و گونه ها كه چشم ساده مياني را در بر مي گيرد.
7- قطعه زير پيشاني Clypeus بعد از پيشاني و به وسيله شياري از آن جدا مي شود.
8- اعضاء حسي كه شامل يك جفت شاخك ، يك جفت چشم مركب و 1-3 عدد چشم ساده است.
9- قطعات دهان Mouth parts شامل لب بالا و پايين يك جفت آرواره بالا و پايين
10- گردن Cervix حد فاصل بين سر و قفس سينه واقع شده و ساختمان كيتيني يا غشائي دارد .
از نظر قرار گرفتن سر نسبت به محور بدن و طرز باز شدن دهان به طور كلي سه حالت زير در حشرات مشاهده مي شود:
پروگنات : Prognathus : در اين حالت سر متوجه به جلو و دهان در امتداد محور طولي بدن قرار دارد مانند گوش خيزك .
اورتوگنات Orthognathus : دهان در زير سر واقع شده و سر عمود به محور بدن مي باشد مثل راست بالان.
اپيستوگنات Opistognathus : در اين حالت سر متمايل به عقب و دهان در زير سر قرار دارد ، نظير شته ها و شپشكها
پيوستهاي سر:
1- شاخكها :
آنتن يا شاخك عضوي است حسي ، كه در تمام حشرات به استثناي حشرات راسته بي شاخكان و بعضي از لاروها در جلو سر وجود دارد . شاخكها دائماً در حركت هستند و يكي از حساسترين اعضاء بدن و مجهز به ضمائم حسي مختلف نظير حس شنوائي ، چشائي ، بويائي و تماسي هستند و از تعدادي مفصل تشكيل يافته كه از نظر شكل و اندازه يكنواخت نمي باشند و شامل سه قسمت هستند.
(1) اسكاپ Scapus كه اولين مفصل شاخك بوده و معمولاً بلندتر و عريضتر از مفصل هاي ديگر است.
(2) پديسل Pedicellus كه بعد از اسكاپ قرار دارد و داراي عضو مخصوص حسي به نام عضو جونسون مي باشد.
(3) تاژك Flagellum كه شامل بقيه مفصل هاي شاخك از مفصل سوم به بعد مي باشد.

اشكال شاخك : شاخك در حشرات به اشكال زير ديده مي شود.
1- شاخك دوكي Fusiform : كه مفصل هاي ابتدائي و انتهايي شاخك كم عرض و مفصل هاي وسطي عريض تر است . مانند جنس Acridella
2- شاخك نخي Filiform: كه مفصل هاي استوانه اي شكل و باريك است . مانند ملخ شاخ كوتاه
3- شاخك موئي Setaceous : كه مفصل انتهايي شاخك (تاژك) باريك و به صورت موي بلند ديده مي شود. مانند سوسري ها
4- شاخك تسبيحي Moniliform : كه مفصل ها به شكل دانه هاي تسبيح به دنبال يكديگر قرار دارند مانند موريانه ها .
5- شاخك چماقي Claviform: كه عرض مفصلهاي شاخك تدريجاً به طرف انتها افزايش مي يابد ، مانند سوسكهاي خانواده Cucujidae
6- شاخك سنجاقي Capitate : كه چند مفصل انتهايي شاخك پهن و به شكل سر گرز يا سنجاق شده است مانند سوسكهاس خانواده Scolytidae
7- شاخك اره اي Serrate : كه كنار خارجي مفصلهاي شاخك مجهز به دندانه هاي كوتاه و مثلثي شكل است مانند سوسكهاي خانواده Buprestidae
8- شاخك زانوئي Geniculate : كه در اين نوع شاخك ها اسكاپ طويل و در محل اتصال به پديسل زاويه اي تشكيل مي دهد. مثل مورچه ها
9- شاخك ورقي Lamellate: كه چند مفصل انتهايي شاخك پهن و مانند پره هاي بادبزن فرنگي رويهم قرار مي گيرند نظير سوسك كرم سفيد ريشه
10- شاخك شانه اي Pectinate , Bipectinate كه كنار خارجي مفصل هاي شاخك داراي دندانه بلند است ، اگر يك طرف شاخك دندانه دار باشد Pectinate ، شاخك به شكل شانه يك طرفه است مانند سوسك گوزن پرنده و چنانچه دو طرف شاخك مجهز به دندانه باشد Bipectinate به شكل شانه دو طرفه است مثل پروانه ابريشم.
11- شاخك ميله اي Stylate : كه مفصل سوم يا مفصل انتهائي شاخك مجهز به يك زائده ميله اي شكل است به نام Stylate مانند شاخك بعضي از مگسها.
12- شاخك مودار Aristate: شاخك معمولا كوتاه و سه مفصلي است و مفصل سوم داراي موي درشتي به نام Arista است نظير غالب مگسها.
13- شاخك پروش Plumose كه يك طرف يا دو طرف مفصلهاي شاخك مجهز به رشته هاي طويل و گاهي متراكم مي باشد نظير شاخك پروانه پر طاووس گلابي ونر بعضي از پشه ها.
قطعات دهان :
قطعات دهان در حشرات بسته به رژيم غذايي و فيزيولوژي گونه هاي مختلف متفاوت بوده و بطور كلي تيپهاي ساختماني ساينده(ملخ) – زننده(پشه) – مكنده (پروانه) – ليسنده(مگس) – مخطط (زنبور عسل ) مشاهده مي شود.
تيپ ساينده Chewing – اين تيپ ، در حشرات راستهThysanura ، راست بالان ، سخت بالپوشان ، لارو پروانه ها و غيره مشاهده مي شود و از قطعات زير تشكيل يافته است :
1- لب بالا Labrum : در زير Clypeus قرار دارد و سطح داخلي آن اپي فارنكس ناميده مي شود.
2- آرواره بالا Mandible : كه به شكل هرم مثلثي كه لبه داخلي آن دندانه دار است و به تعداد يك جفت در زير لب بالا قرر گرفته و عمل قرار گرفتن و خورد نمودن مواد غذائي را انجام مي‌دهند.
3 – آرواره پائين Maxilla : كه به تعداد يك جفت در زير آرواره هاي بالا قرر دارد و از قطعات زير تشكيل شده است : پايه Cardo در قاعده آرواره هاي پائين كه به وسيله يك برآمدگي به تانتوريم متصل مي گردد. تنه Stipesكه به شكل قطعه بزرگي است و لبه داخلي آن به نام internal lobe يا Lacinia مرسوم است و معمولا مجهز به مژه يا خار مي باشد . لبه خارجي آن External lobe يا Galea ناميده مي شود و همچنين داراي يك پالپ چند مفصلي است .
4- لب پائين Labium كه قسمت متحركش به صورت قطعه اي بزرگ و قلبي شكل است و دو لبه داخلي آن تشكيل دو زبانه به نام گلوسا را مي دهد كه در بعضي حشرات مثل زنبور عسل با هم يكي شده و قطعه نسبتا‌ً بزرگي به نام زبان يا Ligula را بوجود مي آورد.لبه هاي خارجي تشكيل زبانه هاي خارجي يا پاراگلوسا را مي دهند كه پالپهاي لب پائين در طرفين آن قرار دارند.
5- هيپوفارنكس: يك زائده زبان مانندي است كه در جلو و يا بالاي لب پائين و آرواره پائين قرار گرفته كه عضو چشائي بوده و مجاري غدد ترشحي بزاق در زير قاعده آن باز مي شوند.
تيپ زننده (مكنده زننده) Piercing – Sucking در اين تيپ آرواره هاي بالا و پائين به صورت ميله اي باريك به نام استايلت تغيير شكل داده و براي سوراخ كردن پوست بدن حيوانات و يا بافتهاي گياهان به منظور مكيدن خون و يا شيره گياهان مورد استفاده قرار مي گيرد. اين ميله ها كيتيني و فاقد مو و فلس هستند . در خرطوم مفصلي ها لب پائين به شكل غلاف طويل و ناودان مانندي است كه ميله ها را در بر مي گيرد و آرواره هاي بالا و پائين به هم چسبيده و دو كانال فوقاني و تحتاني را بوجود مي آورند كه از كانال تحتاني موسوم به كانال بزاقي آب دهان حشره در بافتهاي نباتي و يا بدن حيوانات وارد شده و سبب رقيق شدن شيره نباتي و يا جلوگيري از انعقاد خون مي شود و بسهولت از كانال فوقاني به نام كانال غذائي به طرف دهان حشره جريان پيدا مي كند . لب بالا به صورت قطعه كوچكي قسمتي از خرطوم را مي پوشاند .
تيپ مكنده Siphoning - اين تيپ قطعات دهان در پروانه ها مشاهده مي گردد در اين حشرات خرطوم از اتصال دو لبه خارجي آرواره هاي پائيني به وجود مي آيد و مجراي بين آنها براي مكيدن مايعات بكار مي رود و مجهز به اعضاء حسي متعدد و گاهي زائده هاي كيتيني است كه براي جويدن بافتهاي گياهي بكار مي رود. لب پائين به صورت يك صفحه غشائي كوچك و ساده بوده و در طرفين آن پالپ هاي سه مفصلي قرار دارند ، لب بالا به صورت يك رشته نازك عرضي تغيير شكل داده و آرواره هاي بالا خيلي كوچك و يا بكلي از بين رفته اند.
تيپ ليسنده Sponging – حشرات ليسنده معمولا ً با خرطوم خود از مايعات تغذيه مي كنند . اين خرطوم زانويي شكل و متحرك و از رشد لب پايين بوجود آمده است و قاعده آن Rostrum و انتهاي آن Haustellum ناميده مي شود. و در انتهاي قسمت هوستلوم يك قطعه اسفنجي به نام Labella مشاهده مي گرددكه سطح آن مجهز به شيارهاي متعدد است و هنگام تغذيه با فشار دادن قسمت اسفنجي شيارهاي مزبور پر از مايع مي شوند و اين كانالها در انتها به كانال غذائي مربوط مي گردند. كانال غذايي از اتصال دو ميله Stylet كه يكي از رشد طولي لب بالا و ديگري از رشد زائده لب پائين بوجود آمده است .
تيپ مخطط Chewing – Lapping اين تيپ قطعات دهان مخصوص راسته بال غشائيان يا زنبورها مي باشد در زنبور عسللب بالا و آرواره هاي بالا نظير تيپ ساينده رشد معمولي داشته و لب بالا كوچك و هلالي و يا مستطيلي شكل و آرواره هاي بالا خميده و دندانه دارند . خرطوم از رشد طولي آرواره هاي پائين و لب پائين بوجود آمده است در آرواره هاي پائين پايه قوسي شكل ، تنه كشيده و ضخيم ، لبه هاي خارجي خنجري شكل و لبه هاي داخلي از بين رفته و يا به صورت قطعه كوچكي در قاعده لبه خارجي ديده مي شوند . در لب پائين چانه مثلثي شكل و زبانه هاي داخلي يا گلوسا قطعه طويلي به نام زبان يا Ligula را مي سازندو زبانه هاي خارجي يا پاراگلوسا به صورت يك قطعه كوچك در قاعده آن ديده مي شوند .زبان قابل انعطاف و داراي مجراي ترشحي بزاق است.
ت – قفسه سينه ( ( Thorax و ضمائم آن :
قفس سينه از جلو به گردن و از عقب به شكم اتصال دارد و از سه حلقه پيش قفس سينه – ميان قفس سينه و پس قفس سينه تشكيل يافته در حشرات بالدار دومين و سومين حلقه قفس سينه – مجهز به بال مي باشند . در حشرات با پروازهاي طولاني و سريع ميان قفس سينه به علت رشد فوق العاده ماهيچه هاي مربوط به بالها بيش از دو حلقه ديگر بزرگ شده و بر عكس در حشرات دونده و يا كم پرواز رشد پيش قفس سينه بيشتر از ميان قفس سينه است . هر يك از حلقه هاي قفس سينه از دو نيم حلقه پشتي ، شكمي و قطعات پهلوئي تشكيل يافته است . به دنبال هر يك از گرده ها يك قطعه پس گرده وجود دارد كه در اصل همان Acrotergite مي باشد. هر يك از گرده ها از سه قسمت پيش گرده سپر و سپرچه تشيل يافته و قسمت سپرچه در بعضي از حشرات مانند بعضي از سن ها رشد زياد كرده و گاهي تمام شكم را مي پوشاند.
سه نيم حلقه زيرين قفس سينه بترتيب به نامهاي پيش سينه Prosternum ،ميان سينه Mesosternum و پس سينه Metasternum ناميده مي شود و هر يك از آنها به نوبه خود از قسمتهاي Sternum . Sternellum .Presternum تشكيل يافته است.قطعات پهلوئي در طرفين سبب اتصال گرده ها به سينه ها مي گردند و هر يك از قطعات پهلوئي از دو قطعه جلوئي و عقبي تشكيل يافته است . در حشرات استيگمات هاي قفس سينه اي در قسمت هاي پهلوئي ، ميان و پس قفس سينه قرار دارند . ضمائم قفس سينه عبارتند از:
1- پاها (Legs):
پاها از ضمائم قفس سينه و عضو اصلي حركت و راه رفتن حشرات مي باشند و بسته به شرايط زندگي زندگي تغييرات ساختماني در آنها مشاهده مي شود . تعداد پاهاي سينه در حشرات سهخ جفت (6عدد) مي باشد و از اين جهت آنها را شش پايان ( Hexapoda ) مي نامند. هر پا از قسمتهاي زير تشكيل يافته است .پيش ران – پي ران – ران –ساق – پنجه – پيش پنجه (پيش پنجه معمولاً داراي يك جفت ناخن مي باشد كه در قاعده داراي اندامهاي كيسه مانندي به نام بالشتك كناري و گاهي در فاصله آن زائده باريك و مو مانندي به نام بالشتك وجود دارد. )
رشد قسمتهاي مختلف پا در تمام حشرات يكسان نبوده و بر حسب محل زندگي و نوع فعاليت حشره متفاوت است . اشكال عمده پا به قرار زيرند
(1) پاهاي دونده – در اين تيپ پا ، ران و ساق طويل و باريك مي باشند مانند سوسري ها
(2) پاهاي رونده – پاهاي كوتاه ، ران و ساق قوي و پنجه پهن است مانند سخت بالپوشان
(3) پاههاي كننده – در حشرات با پاهاي كننده ساق پاهاي جلوئي و گاهي پنجه پهن و مجهز به دندانه هاي تيز است مانند آبدزدك .
(4) پاهاي جهنده – در ملخ ران پاهاي عقب طويل و عريض و ساق آنها بلند است .
(5) پاههاي شكاري – در پاههاي جلوئي ران پا مجهز به خارهاي بلند و داراي شياري است كه ساق پا در صورت لزوم در آن قرار مي گيرد و همچنين ساق مجهز به دندانه يا خار است مانند شيخك
( 6) پاهاي شناوري – در حشرات آبزي پاها به شكل پارو در آمده و ران و ساق پهن ، طويل و پوشيده از موهاي متراكم است مانند سن هاي آبي
2- بال ها (Wings) :
حشرات معمولا داراي دو جفت بال هستند كه در طرفين حلقه دوم و سوم قفس سينه به بدن متصل مي باشند و رشد و ساختمان آنها بسته به محل زندگي و نوع فعاليت حشره متفاوت است . بي بالي كه به ندرت در راسته بالداران مشاهده مي شود در نتيجه سازش حشرات با محيط زندگي انگلي (شپش ها ) و گاهي دو شكل جنسي (شپشكهاي نباتي) و يا چند شكلي (شته ها) مي باشد.
در مگس ها و افراد نر شپشكهاي نباتي بالهاي زيرين تبديل به عضو حسي Balancier به شكل سنجاق شده اند . بالها به دو صورت غشائي و كيتيني مي باشند. بالهاي غشائي ، شفاف و نرم رگبندي آنها مشخص است و بالهاي كيتيني كه در راسته سخت بالپوشان وجود دارند در عمل پرواز دخالت نداشته و فقط براي حفاظت بالهاي زيرين بكار مي روند و جنس آنها كيتيني و سخت و رگبندي آنها نا مشخص است . در اين حشرات بالهاي عقبي پهن و مخصوص پرواز بوده و هنگام استراحت مثل باد بزن در زير بالپوشها جمع مي شوند . تزئينات بالها در حشرات مختلف متفاوت است چنانچه بال پروانه ها مجهز به فلس هاي رنگارنگ و بال زنبورها شفاف و فاقد رگبندي زياد و بر عكس در بال توري ها رگهاي طولي و عرضي بال زياد مي باشند . گاهي بالهاي موها و كركها و ريشك هايي هستند ، مانند بال تريپس ها . از نظر ساختمان داخلي رگهاي بال محتوي خون و يك تراشه و گاهي يك رشته عصبي بخصوص در بالهائي كه داراي موهاي حسي هستند وجود دارد. سطح بال را مي توان به بخشهاي جلوئي ، عقبي و محوري تقسيم نمود. بخش جلوئي بال را كه داراي رگهاي طولي متعدد است بخش رميژيوم Remigium بخش عقبي نرم و تا شونده را وانوس مي نامند و اين دو قسمت به وسيله چين وانال از يكديگر مجزا مي شوند. بر طبق نظريه كامستوك و نيدهام رگهائي طولي بال به قرار زير هستند :
(1) رگ كناري: Costal در لبه جلويي بال قرار دارد و معمولاً ساده است .
(2) رگ زير كناري Subcostal مقعر و معمولاً ساده است.
(3) رگ شعاعي Radial معمولا چند شاخه است .
(4) رگ مياني Medial ابتدا دو شاخه و گاهي هر يك از شاخه ها به چند شاخه ثانوي تقسيم مي‌شوند.
5) رگ بازوئي Cubital معمولا چند شاخه است .
(6) رگ عقبي Anal آخرين رگهاي طولي بال و تعداد آن متغير است.
(7) رگ ژوگال Jugal بعد از رگهي آنال در ميدان ژوگال قرار دارند و معمولا داراي چند رگ هستند.
رگهاي عرضي بال در حد فاصل طولي و به طور عمود يا مايل به آنها قرار دارند رگهاي عرضي كه از نظر رده بندي اهميت دارند ، به قرار زير هستند :
(1) رگ عرضي بازوئي بين رگهاي كناري و زير كناري نزديك به قاعده بال قرار دارد (h)
(2) رگ عرضي شعاعي ، رگهاي طولي شعاعي را به يكديگر متصل مي كند(r)
(3) رگ عرضي شعاعي – مياني ، بين رگهاي شعاعي و مياني قرار دارند(r-m)
(4) رگ عرضي مياني ، رگهاي مياني را به يكديگر متصل مي كند (m)
(5) رگ عرضي بازو ئي ، بين دو رگ مياني و بازوئي قرار دارد(m-cu)
سلولهاي بال ، از تقاطع رگهاي طولي و عرضي سلولهاي بال بوجود مي آيند . اين سلولها باز يا بسته بوده و در رده بندي بعضي از حشرات نطير زنبورها و پشه ها اهميت فوق العاده دارند. مثلاً در پروانه ها سلول ديسكال كه در حد فاصل رگهاي شعاعي و مياني و حجره تيريديال در حد فاصل رگهاي مياني و بازوئي قرار دارند.
ث- شكم : ( Abdomen)
سومين قسمت بدن حشره مي باشد و به اشكال استوانه اي ، پهن ، گرد و يا در طرفين كتابي ديده مي شود تعداد حلقه هاي آن در حشرات مختلف متفاوت است ، از شش حلقه در حشرات عصبي و دستگاه تناسلي و دفعي است . هر حلقه شكم از دو نيم حلقه پشتي و شكمي تشكيل يافته كه به وسيله قطعات پهلوئي به يكديگر متصل مي گردند و منافذ تنفسي در اين قطعات قرار دارند. حلقه هاي شكم معمولاً سخت و بندرت پوشيده از مو ، كرك ، فلس و تزئينات ديگر هستند . در حشرات كامل شكم مجهز به اعضاي تناسلي و جفتگيري است.
پيوستهاي شكم:
حلقه هاي شكم در بعضي از حشرات مجهز به پيوستهايي هستند . چنانچه در لاروهاي يكروزه و بهاره هفت حلقه شكم مجهز به پيوست هاي تنفسي تراشه – برانشي مي باشند . در لارو پروانه‌ها و بعضي از زنبورهاي زير راسته Symphyta استرنيت هاي شكم مجهز به تعددادي پاهاي دروغي به نام پاهاي شكمي هستند كه ساختمان مفصلي ندارند و به صورت برآمدگي هايي مي‌باشند كه در انتها به يك لبه تو رونده به نام پلانتا و قلابهائي در روي آن ختم مي شوند. شكل پلانتا – تعداد قلابها و همچنين طرز قرار گرفتن آنها فوق العاده متغير است و از نظر تشخيص و رده بندي اهميت دارد. چنانچه در لارو پروانه هاي Microfrenates قلابها در حول يك دايره كامل قرار داشته و خميدگي آنها به طرف خارج است و در لايه پروانه هاMicrofrenates قلابها به صورت نيم دايره در لبه خارجي پلانتا قرار داشته و خميدگي انتهاي قلابها به طرف داخل است. پاهاي شكمي در لارو زنبورهاي زير راسته Symphyta فاقد قلاب است . انتهاي شكم در بعضي حشرات مجهز به يك جفت زائده به نام سرسي Cerci مي باشد.

11485.jpg

دوم تشريح و فيزيولوژي:

الف – دستگاه گوارش Digestive system
در حشرات دستگاه به شكل يك لوله طويلي است كه از دهان شروع شده و در طول بدن امتداد دارد و به مخرج منتهي مي شود. ساختمان لوله گوارش متناسب با نوع رژيم غذايي حشرات متفاوت است . به طور كلي از سه قسمت اصلي به نامهاي بخش جلويي لوله گوارش – قسمت مياني يا معده و قسمت عقبي تشكيل شده است. قسمت جلويي و عقبي لوله گوارش مبداء آكتودرمي داشته و در سطح داخلي داراي پوشش كيتيني است ولي قسمت مياني داراي مبداء آندودرمي است و قسمت اساسي هضم و جذب غذا در اين قسمت انجام مي شود. قسمت جلويي بيشتر به منظور ذخيره غذا بكار مي رود واغلب شامل حلق (گلو) – مري – چينه دان – و پيش معده مي باشد پيش‌معده به صورت يك كيسه كوچكي كه در انتهاي قسمت جلويي لوله گوارش كه به وسيله يك دريچه مخصوص به قسمت مياني لوله گوارش متصل مي باشد . سطح داخلي پيش معده ممكن است داراي خارهاي كيتيني باشد .در قسمت اول لوله گوارش فقط عمل مكانيكي و خرد كردن غذا صورت مي گيرد و در اين قسمت آنزيمهاي گوارشي ترشح نمي شود و مقدار جذب بسيار ناچيز است. در بعضي حشرا غدد بزاقي داراي آنزيم است و در دهان عمل هضم صورت مي گيرد. قسمت يا معده قسمت اصلي ترشح دياستازها و هضم و جذب مواد غذايي است . معده ممكن است داراي لوله هاي كور باشد كه جهت وسيع كردن سطح جذب به كار مي رود. قسمت عقبي : اين قسمت از دريچه عقبي قسمت مياني (معده) شروع شده و به مخرج منتهي مي شود و شامل دو بخش جداگانه مي باشد .(1) روده جلويي ممكن است به صورت يك لوله ساده و يا ممكن است خود به دو قسمت روده باريك و روده بزرگ تقسيم شود. در محل اتصال روده جلويي به معده تعدادي لوله دفعي به نام لوله مالپيگي وجود دارند .(2) روده عقبي يا ركتوم اين بخش قسمت انتهايي لوله گوارش است و معمولا به صورت يك كيسه پهن و منبسط و به صورت مخرج ،لوله گوارش را با خارج ارتباط مي دهد.
ب- دستگاه دفع حشرات :
بطور كلي دستگاه دفعي در حشرات شامل يك سري لوله هاي دفعي به نام لوله هاي مالپيگي است كه در محل اتصال قسمت مياني و عقبي لوله گوارش قرار دارد .اين لوله ها در گونه هاي مختلف حشرات متفاوت بوده و بين يك تا بيش از يكصد عدد متغير ميباشد و انتهاي آزاد آنها مسدود مي‌باشد. مواد زائد به وسيله اين لوله ها از خون گرفته شده و از طريق روده ركتوم به مخرج برده و به خارج رانده مي شود .
پ – دستگاه تنفس:Respiratory system
در حشرات سيستم تنفس تراشه اي است و از تعداد زيادي لوله هاي حامل هوا تشكيل شده كه به وسيله استيگمات ها با محيط خارج ارتباط دارند . تراشه‌ها لوله‌هاي توخالي هستند كه داخل آنها مجهز به يك رشته مارپيچي قابل ارتجاع از جنس كوتيكول و موسوم به تنيديوم مي باشد . كانال هاي تراشه اي از منافذ تنفسي شروع شده تدريجاً باريك مي شوند و انشعابات انتهائي تراشه ها را به وجود مي آورند كه اطراف سلولهاي بدن را مي پوشانند و به اين ترتيب تبادل مستقيم گازي را بين سلول هاي بدن و محيط خارج برقرار مي كنند . سوراخهاي تنفسي با استيگماتها به اشكال بيضي يا گرد در روي غشاء پهلوئي حلقه هاي قفسه سينه و شكم قرار دارند و تعداد و طرز كار آنها در گروههاي مختلف حشرات متفاوت است.
1- مكانيسم تنفس در حشرات : وظيفه تراشه حمل اكسيژن و سهولت جريان هوا در « موي تراشه ها»و تبادل گازي بوسيله مايع داخل موي تراشه ها صورت مي گيرد و به اين ترتيب اكسيژن به طور مستقيم پلاسماي اطراف سلول پخش مي گردد و هواي داخل تراشه ها در دو مرحله دم و بازدم انجام مي گيرد. در مرحله بازدم ماهيچه هاي شكم ( ماهيچه هاي پشتي – شكمي ) منقبض شده و در نتيجه حجم شكم كم و فشار داخلي افزايش مي يابد و به اين ترتيب هواي تراشه ها تخليه مي گردد. در مرحله دم ماهيچه هاي شكم آزاد شده و حجم شكم افزايش مي يابد و هوا وارد تراشه ها مي گردد. مكانيسم تنفس بر اساس طرز عمل استيگمات ها به دو طريق صورت مي گيرد، در حشات آپنوايستيك استيگماتها با ريتم مخصوصي باز و بسته مي شوند و تبادل گازي فقط هنگام باز بودن استيگمات صورت مي گيرد مانند كك ها و مگسها . در حشرات Eupneustic حركات تنفسي در دو مرحله دم و بازدم مشخص و باز و بسته شدن استيگماتها ، در فاصله معيني صورت مي گيرد. شدت حركات تنفسي بستگي به شرايط محيط خارج مانند گاز كربنيك و حرارت و فعاليت حشره دارد چنانچه هنگام پرواز و در حرارتهاي زياد شدت حركت تنفسي زياد و برعكس در حرارتهاي پائين و هنگام استراحت شدت حركت تنفسي زياد و بر عكس در حرارت هاي پائين و هنگام استراحت شدت حركت تنفسي زياد و بر عكس در حرارتهاي پائين وهنگام استراحت شدت حركات تنفسي نقصان مي يابد. در حشرات آبزي تنفس از طريق دستگاههاي تراشه يا برانشي و يا تراشه برانشي صورت مي گيرد و تنفس از طريق جلد ساده ترين نوع تنفس در حشرات آبزي است. بعضي از سخت بال پوشانه آبزي در فواصل معين به سطح آب آمده و هواي كافي در زير بال پوشها و يا بين موههاي سطح بدن خود ذخيره مي نمايند و هنگام فعاليت در زير آب از آن استفاده مي كنند . سن هاي آبي استيگمات هاي انتهايي خود را كه در انتهاي لوله طويل قرار دارد ، در سطح آب قرار داده و تنفس حشره در زير آب به طرز مستقيم انجام مي شود . و همچنين لارو پشه هاي Anopheles و Culex در فواصل معين به سطح آب آمده و سيفون تنفسي خود را كه در حلقه هشتم شكم قرار دارد از آب بيرون آورده و هواي كافي در تراشه هاي خود ذخيره مي كند و سپس داخل آب مي شود. دستگاه تنفسي تراشه – برانشي به دو شكل رشته ها و يا صفحات پهن در طرفين حلقه هاي بدن قرار گرفته و محتوي لوله هاي تراشه اي است.
2- متابوليسم تنفس :
مواد غذايي داخل سلولها و بافتها به وسيلهاكسيژن جذب شده توسط دستگاه تنفسي اكسيد مي گردد و موادي نظير گلوتاتيون و سيتوكروم به عنوان مواد واسطه اي در اين مرحله اهميت فوق العاده دارند . بالا رفتن درجه حرارت و رطوبت باعث افزايش شدت متابوليسم مي گردد همچنين تغييرات متابوليسم تنفسي به گونه اي – سن – مراحل رشدي و جنس حشره بستگي دارند. ضريب تنفسي برابراست با نسبت حجم انيدريد كربنيك حاصل به حجم اكسيژن مصرف شده و متناسب با رژيم غذايي حشره مي باشد.
ت – دستگاه گردش خون Circulatory system:
در حشرات ، اكسيژن بدون دخالت خون به وسيله سيستم تراشه اي تنفس در اختيار سلول قرار مي‌گيرد. لذا دستگاه گردش خون ساده و حفره اي است و خون تحت فشار قلب در حفره عمومي پخش شده و تمام سلولها و بافتها را فرا مي گيريد. از اين جهت حفره عمومي در حشرات ، Hemocoele يا حفره خوني ناميده مي شود. اين حفره به وسيله دو پرده ماهيچه اي طولي به سه حفره عمومي پشتي مياني و شكمي تقسيم مي شود.حفره پشتي محتوي رگ پشتي طولي است كه قسمت جلوي آن به نام آئورت در ناحيه قفس سينه و قسمت عقبي آن در ناحيه شكم و به قلب مرسوم مي گردد . آئورت در حشرات بالدار مجهز به چند حباب ضرباندار به نام قلب هاي فرعي است . قلب از تعدادي خانه يا حفره به نام Ventriculus تشكيل شده و تعداد آنها تقريبا ً معادل حلقه هاي قفس سينه و شكم است . اين خانه ها گلابي شكل و به طور متوالي قرار گرفته و به وسيله منافذي به نام استيول به حفره اطراف قلب مربوط مي شود. آئورت و قلب ساختمان ماهيچه اي داشته و به وسيله الياف ماهيچه اي خاصي به نام حلقه هاي پشتي متصل مي شوند.حفره مياني يا احشئي نسبتاً وسيع بوده ولوله گوارش و غده تناسلي در آن قرار دارند . حفره شكمي محتوي زنجير عصبي است . ديافراگم شكمي از بافت پيوندي و رشته هاي ماهيچه اي ساخته شده و داراي سوراخهاي متعددي جهت عبور خون مي باشد .
1- مكانيسم گردش خون:
عمل قلب داراي دو مرحله دياستول و سيستول است. در مرحله دياستول يا مرحله غير فعال ، ماهيچه هاي بالي شكل منقبض شده و حجم حفره پشتي افزايش مي يابد و فشار داخلي كم شده و در نتيجه خون از حفره هاي شكمي و مياني وارد حفره پشتي مي شود و از منافذ استيول داخل خانه هاي قلب مي گردد. در مرحله سيستول يا مرحله فعال در نتيجه انبساط ماهيچه هاي بالي شكل منافذ استيول بسته شده و خون از خانه اي به خانه جلوتر وارد مي شود و از طريق آئورت وارد حفره عمومي مي گردد. خون حشرات در انتقال اكسيژن به سلولها و بافتهاي بدن وظيفه اي ندارد ولي از نظر انتقال مواد غذائي و دفع مواد زائد و ادراري داراي اهميت مي باشد.
2- تركيبات خون:
خون در حشرات به رنگهاي مختلف قرمز،زرد،سبز يا آبي ديده مي شود و از دو قسمت پلاسما و سلولهاي خون تشكيل يافته است. عمده پلاسماي خون را آب و اسيدهاي آمينه تشكيل مي دهد و ساير تركيبات آن عبارتند از: مواد گلوسيدي، ليپيدي ، هموگلوبين ، هموسيانين ، املاح مختلف آلي و معدني ، مواد ادراري ، مواد سمي نظير كانتاريدين و هيستامين و آنزيم هاي مختلف و گاز كربنيك و اكسيژن.
سلولهاي خون به تعداد و اشكال مختلف ، در حضرات بسته به عوامل گوناگون نظير فذا و رطوبت ديده مي شوند . تعداد سلولها در هر ميليمتر مكعب خون فوق العاده متغير است ، در سوسري هايجنس Periplaneta بين 15000 تا 60000 در سيرسيرك Gryllus assimilis بين 15000 تا 275000تغيير مي كند. اهم سلولهاي خون عبارتند از :
(1) سلولهاي انوسيت Oenocytes– اين سلولها اغلب در طرفين حلقه هاي شكم پراكنده هستند و از نظر تغيير جلد ، رشد تخمدانها ، دفع مواد ادراري و ذخيره چربي و غيره اهميت دارند.
(2) سلولهاي زنده خوار Phagocytes اكثر اين سلولها خاصيت زنده خواري دارند و از باكتريها و پروتوزئرهائي كه از طريق لوله گوارش وارد حفره عمومي مي شود تغذيه مي كنند. همچنين بعضي از آنها داراي وظايف دفعي و ترشحي و ذخيره اي مواد چربي هستند.
(3) سلولهاي اطراف قلب Pericardialcell اين سلولها در اطراف قلب وجود دارند و از نظر تصفيه خون با ارزش مي باشند.
(4) اجسام چربي – سلولهاي چند وجهي و به رنگ سفيد ، زرد ، قرمز و نارنجي هستند و ذخيره مواد چربي ، پروئيدها مواد ادراري و گليكوژن را به عهده دارند و بعلاوه داراي خاصيت زنده خواري و توليد نور مي باشند ، از نظر دفاع حشره و همچنين جلب جنس مخالف اهميت دارند و توليد نور نتيجه اكسيده شدن ماده چربي به نام لوسيفيرين به وسيله دياستاز لوسيفراز است.
اعضاء توليد نور در دو خانواده Lampyridae و Elateride از راسته سخت بالپوشان رشد قابل توجه دارند. در كرم شب تابLampyris noctiluca اعضاءتوليد نور در زير مفصلهاي شكم قرار دارند و در جنس Pyrophorus در قاعده پيش قفس سينه متمركز و متشكل از يك لايه اجسام چربي است كه سطح آنها را انشعابات عصبي و موي تراشه ها پوشانده و در زير اين لايه بلورهاي اگزانتين ( xanthin) ، و املاح اوره قرار دارد كه داراي خاصيت انعكاس هستند .
ث – دستگاه توليد مثل Reproductive system :
در جنسهاي نر و ماده از دوقسمت تشكيل يافته است اول اعضاء تناسلي داخلي كه مبداء مزودرمي داشته و محتوي سلول هاي جنسي در مراحل مختلف رشد تا تشكيل گامت هاي نر و ماده و سلولهاي غذايي و غدد ترشحي است. قسمت دوم اعضاء تناسلي خارجي كه از پيوستهاي حلقه هاي شكمي است و مبدا آكتودرمي داشته و جهت خروج اسپرماتوزوئيد و اوول مي باشد.
1- دستگاه تناسلي نر: شامل بيضه ها ، غده هاي ضميمه ، مجاري تناسلي و آلت جفت گيري است. بيضه ها به تعداد يك جفت از لوله هاي متعدد به نام لوله هاي اسپرم تشكيل يافته كه محتوي سلولهاي جنسي در مراحل مختلف رشدي است. در طول لوله ها از پائين به بالاقسمتهاي زير وجود دارند:
(1) ناحيه اسپرماتوگوني Spermatogonia zone كه محتوي سلولهاي اسپرماتوگوني ، و سلولهاي مزودرمي است.
(2) ناحيه اسپرماتوسيت Spermatocyte zone كه از تقسيم سلولهاي اسپرماتوگني حاصل شده و اطراف آنها را غلافي پوشانده و سيست (Cyste) ناميده مي شود و هر سيست داراي چندين اسپرماتوسيت مي باشد.
(3) ناحيه رسيدن گامت هاي نر Maturation and reduction zone و تقسيم با كاهش كروموزمي كه در اين قسمت سلول هاي اسپرماتوسيت طي دو تقسيم كه دومي توام با كاهش كروموزمي است ، به چهار اسپرماتيد n كروموزمي تقسيم مي شود.
(4) ناحيه تشكيل اسپرماتوزوئيدها Transformation zone كه آخرين مرحله تحول سلولهاي جنسي است ، پس از پاره كردن سيستها داخل مجاري خروجي مي گردند، يك جفت مجراي خروجي Vas deferens كه ساختمان ماهيچه اي داشته و قسمت عريض آن كيسه اسپرم (Seminal vesicles) است و اسپرماتوزوئيدها در داخل آن ذخيره مي شوند ويك جفت مجراي خروجي كه در انتهاي يكي شده و به مجراي اسپرم انداز Ejaculatory duct مربوط مي شوند و در انتها به وسيله سوراخي به نام گونوپور Gonopore به آلت جفت گيري نر Penis منتهي مي شود. غده هاي ضميمه Accessory glands معمولا در انتهاي مجاري اسپرم انداز و يا مجاري خروجي باز مي شوند و محتوي ترشحات لزج و چسبيده اند كه براي ساختن پوشش اسپرماتوزوئيد بكار ميروند. اعضاي خارجي دستگاه تناسلي نر شامل آلت جفتگيري به نام Penis و قطعات ضميمه آن هستند كه در حد فاصل حلقه نهم و دهم شكم قرار دارند. پنيس از دو قسمت اكتوفالوس و آندوفالوس تشكيل شده است.
2- دستگاه تناسلي ماده : شامل يك جفت تخمدان ، غده هاي ضميمه ،كيسه ذخيره اسپرماتوزوئيد و تخمريز است .
(1) تخمدان (Ovary) از تعدادي لوله هاي كوچك استوانه اي به نام اواريول Ovariol تشكيل شده و هر اواريول از قسمتهاي زير تشكيل يافته است .
1- رشته انتهائي Terminal filament كه هر رشته باريك اواريول را به جدار بدن متصل مي‌سازد.
2- ژرماريوم Germarium كه اين قسمت سلولهاي Oogonia در حال رشد و تقسيم ، سلولهاي غذايي Trophocyte به نام سلول Vitelline و سلولهاي سيتوسيت است .
3- ويتلاريوم Vitellarium محتوي سلولهاي Oocyte و يا گامت هاي كامل به نام اوول Ovule مي‌باشد.
4- پديسل Pedisel به صورت مجراي كوتاهي اواريول را به مجراي تخم متصل مي كند.
لوله هاي تخم برحسب وجود يا عدم وجود سلولهاي غذائي و طرز قرار گرفتن آنها دو نوعند:
1- تيپ پانوئيستيك Panoistic - در اين حالت لوله تخم فاقد سلولهاي غذايي است .
2- تيپ مروئيستيك Meroistic – در اين تيپ لوله هاي تخم محتوي سلولهاي غذايي مشخص بوده و از نظر طرز پراكندگي آنها در طول لوله تخم به دو گروه تقسيم مي شوند: در نوع پولي تروف Polytrophe سلولهاي غذائي و اوول ها در طول لوله تخم به طور متناوب قرار دارند ، در نوع تلوتروف Telotrophe سلولهاي غذائي در انتهاي لوله تخم متمركز مي باشند.
(2) مجراي تخم Oviduct هر تخمدان در طول قاعده به يك مجزا ختم مي شود و ابتداي آن كاليكس (Calix ) نام دارد.
مجراي عمومي تخم Common oviduct – دو مجراي تخم در انتها به يك مجراي عمومي تخم منتهي مي گردد، و در انتها به صورت سوراخ گونوپور در حلقه هشتم يا نهم شكم باز مي شود. كيسه ذخيره اسپرماتوزوئيد Spermatheca اين حفره به كيسه جفتگيري مربوط مي باشد. در حشرات ، دو مرحله جفت گيري و تخم ريزي به فاصله نسبتاً قابل توجهي صورت مي گيرد . چنانچه زنبور عسل در مدتي محدود جفتگيري كرده و سپس ملكه چند سال و به كرات در كندو تخم ريزي مي كند .
(3) غده هاي ضميمه Accessory glands – اين غده ها معمولاً به تعداد يك جفت بوده و ترشحات آنها براي چسبانيدن تخمها روي تكيه گاه و يا تهيه كپسول تخم بكار مي روند.
3- اعضاء خارجي دستگاه تناسلي : شامل آلت تخمريزي در ماده ها مي باشد كه در حشرات مختلف به اشكال و اندازه هاي گوناگون ، از رشد پيوستهاي حلقه هاي هشتم و نهم شكم تشكيل شده است . در ملخ هاي شاخك بلند و سيرسيركها تخمريز خيلي بلند و سخت بوده و در بعضي سن ها خيلي كوچك و يا اصلاًُ وجود ندارد . در حشرات نر اين قسمت شامل آلت تناسلي نر Penis پارامرها و ضمائم ديگر مي باشد.
ح – دستگاه عصبي Nervous system:
دستگاه عصبي در حشرات به صورت دو زنجير عصبي در قسمت شكمي بدن قرار دارد . مراكز اصلي عصبي شامل سه قسمت است ، دستگاه عصبي مركزي ، دروني يا احشائي ، وسطي يا جلدي .
1- دستگاه عصبي مركزي Central Nervous system: يا زنجير عصبي كه از عصب ها و عقده هاي عصبي تشكيل يافته است. در ناحيه سر ، مغز(Brain) را تشكيل مي دهد كه به وسيله يك جفت رشته عصبي به نام گردنبند دورمري Circumoesophageal connectives به عقده زير مري Suboesophageal ganglion متصل مي گردد. زنجير عصبي در ناحيه قفس سينه شامل سه جفت عقده عصبي است. معمولاً عقده پيش قفس سينه اي مشخص ولي عقده هاي ميان و پس قفس به يكديگر اتصال يافته اند . عقده هاي عصبي به وسيله يك رشته عرضي به نام پيوند Commissure و يك رشته طولي به نام طناب Cord به يكديگر متصل مي باشند . مغز از سه قسمت زير تشكيل يافته است.
(1) مغز جلوئي يا مغز اول Protocerebron بزرگترين قسمت مغز مي باشد و اعمال حسي چشم‌هاي ساده و مركب را انجام مي دهد و همچنين سلولهاي عصبي ترشحي قسمت داخلي مغز، از نظر رشدي و تغيير جلد اهميت دارند .
(2) مغز مياني يا مغز دوم Deutocerebron مركز عصبي شاخكها مي باشد.
(3)مغز عقبي يا مغز سوم Tritocerebron كهرشته هاي عصبي را به پيشاني ، لب بالا و قسمت جلوي لوله گوارش مي فرستد.
مغز حشرات از توده سلولهاي نر و پيل وسلولهاي عصبي ارتباطي و تعداد كمي سلول هاي محرك تشكيل يافته و حجم آن بستگي به وضعيت تكاملي حشره دارد . چنانچه در سوسك Dytiscus حجم مغز و در زنبور عسل حجم بدن مي باشد.
هرسلول عصبي يا نرون Neuron داراي يك جسم سلولي يا Neurocyte آكسون و انشعابات متعدد باريك به نام دندريت مي باشد. نوروسيت هاي يك قطبي داراي يك آكسون و نوروسيت هاي دو قطبي و چند قطبي داراي دو يا چند آكسون هستند. سلولهاي عصبي حساس معمولا دو يا چند قطبي هستند و نوروسيت آنها در سطح و يا نزديك به سطح بدن قرار دارد و دندريت ها در سطح بدن و داخل غده ها و ماهيچه ها امتداد دارند. سلولهاي عصبي محرك معمولا يك قطبي و نوروسيتها در مراكز عصبي و آكسون آنها در سطح جلد امتداد دارد.
هر عقده عصبي از يك توده متراكم رشته هاي عصبي به نام بافت نخاعي يا نروپيل در داخل و يك پرده به نام Epineural membrane تشكيل شده و داراي نوروسيتها و آكسون هاي سلولهاي محرك ، انشعابات انتهائي سلولهاي حساس در قسمت داخلي ، انشعابات تراشه اي و سلولهاي پوششي در قسمت سطحي است.
عصب ، از آكسون هاي محرك يا حساس و يا هر دو نوع تشكيل يافته است.
عصب هاي مغز شامل: (1) عصب چشم هاي ساده مياني (2) عصب چشم هاي مركب و چشم هاي ساده جانبي (3) عصب عقده پشت سر كه رابط بين عقده پشت سر و قسمت عقبي مغز است. (4) عصب شاخكي (5) عصب جلدي (6) عصب جانبي كه انشعابات آن به دهان و عقده پشت سر اتصال دارد (7) عصب لب و پيشاني (8) عصب زير گلوئي كه اعمال عصبي ماهيچه هاي منبسط كننده بخش جلوئي لوله گوارش را انجام مي دهد.
2- دستگاه عصبي دروني يا احشائي Ventral Nervous system:
اين دستگاه به نام سيستم سمپاتيك از سه قسمت زير تشكيل شده است:
(1) دستگاه عصبي بخش جلوئي لوله گوارش Stomodaeal nervous system يا سيستم استوموگاستريك شامل سلولهاي حساس و محرك ، عقده زير مغذي يا عقده پشت سر ، عقده پيشاني و عصب هاي متعدد مي باشد. اين قسمت، عصب هاي متعدد مي باشد. اين قسمت، عصب هاي متعدد به بخش جلوئي لوله گوارش ، قلب و آئورت و اجسام آلاتا و گاهي ماهيچه هاي لب پائين و آرواره هاي بالا و در بعضي از حشرات به تمام بخش مياني لوله گوارش مي فرستد.
(2) دستگاه سمپاتيك دمي Caudal sympathic system اعمال عصبي غدد تناسلي و قسمت انتهائي لوله گوارش را انجام مي دهد.
(3) عصب هاي فرد شكمي Impaire ventral nerves رشته هاي عصبي به سوراخهاي تنفسي و استيگمات ها مي فرستد.
3- دستگاه عصبي سطحي يا جلدي Peripheral Nervous system: شامل سلولهاي حساس دو يا چند قطبي و قسمتهايي انتهائي آكسون سلول ها محرك مي باشد كه معمولا در لايه اپيدرمي جلد و پوشش سطحي لوله گوارش و ماهيچه هاي سمپاتيك متمركز هستند. دستگاه عصبي در حشرات، داراي ترشحات هرموني است كه از غده هاي بدون مجراي ترشحي به نام اجسام آلاتا Corpora allata و كاردياكا C.cardiaca كه در عقب مغز جلوئي لوله گوارش در محل اتصال مري قرار دارند و ترشحات كه در عقب معز جلوئي قرار دارد ترشح مي شوند، اجسام آلاتا در قسمت پشتي بخش جلوئي لوله گوارش در محل اتصال مري قرار دارند و ترشحات آنها به نام هورمون جواني از نظر پديده دگرديسي و رشد غدد تناسلي اهميت دارد. اجسام كاردياكا در قسمت مياني مغز جلوئي قرار دارند و ترشحات آنها احتمالا در تغيير جلد موثرند.
4- انعكاس – عبارت است از عكس العمل غير ارادي است، كه در آن يك نرون حساس ، يك نرون محرك و يك عقده عصبي دخالت دارند و بر دو نوع است: انعكاس ساده و انعكاس مركب‌، در انعكاس ساده فقط يك عقده عصبي و در انعكاس مركب چندين رشته و عقده عصبي دخالت دارند. تروپيسم و تاكتيسم عكس العمل حيوان در مقابل عوامل محركه محيط خارج نظير نور و حرارت و رطوبت مي باشد كه با تغيير جهت يا حركت آن به سمت و يا جهت مقابل عامل محرك است . تروپيسم شامل گرايش يا تغيير سمت و تاكتيسم به مفهوم حركت به سمت عامل تحريك و يا فرار از آن مي باشد. گرايش و كشش به سمت نور، فتوتروپي يا فتو تاكسي گرايش و كشش به سمت حرارت ، ترموتروپي يا ترموتاكسي گفته مي شود.
ج – اعضاء حسي در حشرات :
1- حس بينائي:رشد اين حس در گونه هاي مختلف حشرات متفاوت است. چنانچه در حشراتي كه در زير زمين و نقاط تاريك زندگي مي كنند اعضاء بينائي رشد كمي داشته و يا از بين رفته اند و در بقيه حشرات اين حشرات اين اعضاء شامل چشم هاي ساده و چشمهاي مركب مي باشند.
(1) چشمهاي ساده به صورت نقاط شفاف در طرفين و يا جلوي سر قرار دارند، چشم هاي ساده جانبي در لاروها از 1 تا 7 عدد در هر طرف سر تغيير مي كنند. چشمهاي ساده پشتي در حشرات كامل و پوره حشرات با دگرديسي ناقص وجود دارند و معمولا سه عدد هستند كه يكي در قسمت پيشاني به نام چشم ساده مياني و دو عدد ديگر در طرفين پيشاني مشاهده مي شوند. متشكل از سلولهاي بينائي كه محور آن رابدوم Rhabdom را تشكيل مي دهد. مشاهده مي شود . در بعضي حشرات لايه سلول هاي رنگين در زير شبكيه قرار دارد و در بعضي از لاروها ساختمان اين چشمها بسيار ساده و فقط از چند سلول بينائي تشكيل يافته است .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/25ساعت 5:30 PM  توسط farshid moradi  | 

خوشت اومد یا خوشت می یاد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/25ساعت 4:56 PM  توسط farshid moradi  | 

1111

taranehha-8.RV.jpg

با سلام خدمت تمام دوستان عزيز . از اينکه مدت طولانی نتوانستم وبلاگ را

به روز کنم عذرخواهی می کنم . در اين مقاله درباره کشت هيدروپونيک  می

خواهم صحبت کنم البته نه خيلی تخصصی اميدوارم که مورد توجه شما قرار

گيرد .

کشت هيدروپونيک       soil less

در کشت هيدروپونيک از خاک اثری نيست و گياه تمام نيازهای خود را

مستقيما از آب دريافت می کند . از مضايای اين نوع کشت می توان به تغذيه

کياه ، کنترل علفهای هرز و بيماريها ، رعايت بهداشت ، بلوغ گياه ، کيفيت

محصول و عملکرد نام برد .

در بحث تغذيه گياه  در کشت خاکی مشکلاتی از قبيل تغيير پذيزی زياد خاک

،کمبودهای متمرکز زياد ، غير قابل دسترس بودن عناصر برای گياه به علت

پی اچ بالا ، مشکل نمونه برداری و آزمايش و تعديل خاک وجود دارد .

در حالی که در کشت هيدروپونيک تمام عوامل قابل کنترل است ، محيط

دارای پايداری نسبی است ، برای همه گياهان همجنس است ، به مقادير

کافی قابل دسترس است ، پی اچ آن قابل کنترل است و سادگی آزمايش و

نمونه گيری و تعديل آن .

در کشت هيدروپونيک نسبت به کشت خاکی تعداد بوته بيشتری در واحد

سطح به علت استفاده بهتر از فظا می توان کشت کرد . همچنين در کشت

خاکی تياز به آماده سازی زمين وجود دارد و علفهای هرز نيز مشکل ديگر ان

می باشد که در هيدروپونيک وجود ندارد . همچنين خاک منيع اصلی بيماريها ،

نماتدها ، قارچها و حشرات مضر می باشد و بايد تناوب زراعی را در يک مزرعه

برای جلوگيری از رشد اين عوامل محدود کننده اجرا کنيم که در کشت

هيدروپونيک اين مشکلات وجود ندارد .

در کشت خاکی مشکل تبخير آب ابياری و نفوذ اب از منطقه ريشه و کلا

راندمان پايين آبياری وجود دارد در صورتيکه در کشت هيدروپونيک از اب

استفاده بهتری می شود و مشکل نفوذ عمقی اب نيز وجود ندارد .

کود دهی در کشت خاکی با مشکلات نياز به پخش کود در سطح خاک  ،

توزيع غير مرتب کود و تثبيت کود در خاک وجود دارد . در کشت هيدروپونيک از

کودها به مقدار کم و بطور يکنواخت استفاده می شو د .

از مهمترين مسائل در گلخانه ها رعايت بهداشت می باشد که در کشت

خاکی به علت مجود پسمانده های مواد آلی ناشی از کودها و همانطور که

قبلا گفته شد خاک محل زندگی انو.اع بيماريهای قارچی ، ميکروبی و

حشرات میباشد .

و در نهايت به علت وجود تمام اين شرايط کيفيت و عملکرد محصول بيشتر از

کشت درون خاک ميباشد . بطور مثال عملکرد ساليانه گوجه فرنگی در يک

هکتارخاک  ۱۵۰ - ۷۵ تن می باشد در حالی که در کشت هيدروپونيک ۶۰۰ -

۳۰۰ تن ميباشد و هزينه توليد کمتری نيز خواهد داشت . البته مهمترين

عاملی که باعث ميشود از اين نوع کشت استقبال کمی شود هزينه بالای

اجرای طرحهای هيدروپونيک ميباشد .

آشنايی با شته ها

 

با سلام خدمت تمام دوستان عزيز در اين مقاله می خواهم درباره شته ها که مسلما

زياد هم با آنها برخورد کرده ايد صحبت کنم .

خانواده شته ها

شته ها از نظر ظاهری بصورت بالدار و بدون بال می باشند . و از نظر توليد مثلی در

يک مرحله از زندگی بطور بکرزا توليد مثل می کنند و زنده زا هستند و در مرحله ديگر

بصورت دوجنسی ظاهر می شوند و تخمگذاری می کنند . تخمها بيضی شکل و اغلب

سياه وبراق می باشند و بصورت جمعی و انفرادی روی گياه ميزبان گذاشته می

شوند .بعلاوه شته ها ممکن است در يک دوره کامل زندگی از دو گرئه کاملا متمايز از

گياهان به عنوان ميزبان استفاده کنند .مانند شته هلو که اوايل فسل روی هلو و

درختان ميوه هسته دار و در آخر بهار و تابستان روی گياهان يکساله مانند لوبيا و

سيب زمينی زندگی می کنند ولی دوباره در فصل پاييز روی درختان ميوه هسته دار بر

ميگردند .

 

فرمهای مختلف در يک دوره زندگی شامل تخم ، ماده موسس و ماده های زنده زای

حاصل از ماده های موسس ، که روی ميزبان اولی که تخمها روی آن قرار داده شد

زندگی می کنندو ماده های دختر زای مهاجر را بوجود می آورند و ماده های

سکسوپار که بيشتر در اواخر تابستان روی ميزبان دوم فعاليت می کنند و افراد نر و

ماده بوجود می آورند . اين ماده ها زنده زا هستند و افراد بالدار آنها روی ميزبان اول

مهاجرت می کنند .در پاييز افراد نر و ماده جنسی سکسشوال روی ميزبان اول ظاهر

می شوند و پس از جفتگيری روی تنه يا سرشاخه ها برای زمستان گذرانی تخم می

گذارند . در شته های يک ميزبانه تمام اين مراحل روی يک ميزبان انجام می شود . بايد

توجه داشت منظور از دو ميزبان دو گروه کاملا متمايز از نظر بتانيکی است نه دو گونه

متفاوت گياه . شته ها ممکن است طی ۸ -۷ ماه تا ۲۰ نسل ايجاد کنند .

شته ها بوسيله خرطومی که دارند شيره گياه را مکيده و از آن تغذيه می کنند . بر اثر

تغذيه شته ها گياه ميزبان بشدت ضعيف می شود و عوارض مختلفی مانند زردی و

پيچيدگی برگها و ريزش ميوه و گل بوجود می آورند .

گاهی برگها يا ساير اندامهای گياه ميزبان در اثر تغذيه شته ها تغيير شکل يافته و به

شکلهای خاصی در می آيند . شته های پمفيگوس برگهای تبريزی را به شکل کيسه

،مارپيچ ، و تاج خروس در می آورند . شته مومی سيب روی ريشه و شاخه درختان

برآمدگی های گال مانند ايجاد می کند و باعث خشک شدن درخت می گردد . اغلب

اين حشرات روی برگها و ساير اندامهای درختان مايع چسبناکی بنام عسلک ترشح

می کنند که در واقع مدفوع حشره است که ۸۰ - ۷۰ درصد قند دارد و حتی بعضی

مواقع مورد استفاده انسان نیز قرار می گيرد . عسلک باعث جمع شدن مورچه ها و

زنبورها می شود و از همين طريق بين مورجه ها و عده ای از شته ها رابطه بيولوژيک

جالبی برقرار شده است . مورچه ها در حفاظت و انتشار شته ها نقش موثری دارند .

 

کشت گندم 

سلام . در اين مقاله می خواهم با توجه به فصل کشت گندم مطالبی را در مورد کشت اين محصول عنوان کنم .

گندم Triticum Sativum

در ابتدای هر کشتی بايد زمين را آماده نماييم . نکته مهم در آماده سازی بستر بذر با

توجه به اينکه گندم به نشست خاک در بعد از رويش فوق العاده حساس است شخم

را بايستی حدود يکماه قبل از کاشت انجاه دهيم . در مورد کاشت گندم بلافاصله بعد

از انجام شخم های عميق خودداری کنيم گندم به نوع شخم حساسيت ندارد و

بيشتر شخم سطحی را انجام می دهند . تسطيح خاک نيز يکی از مواردی است که

بايد مورد توجه قرار گيرد زدن لولر بايستی همزمان باشد با عمليات تهيه زمين و بستر

بذر زدن لولر باعث می شود که عمق بذر تنظيم شده باقی بماند و آبياری نيز تسهيل

می گردد .

تاريخ کاشت در مناطق سردسير بايد دو ماه قبل از يخبندان ممتد باشد که در مهرماه

می باشد . برای هر روز تاخير در کاشت ۱٪ به ميزان بذر اضافه می کنيم . زمانی بايد

کشت شود که در زمان سرما به ۴ برگی رسيده باشد .

در مورد نياز کودی گندم بايد بگويم که برای تعيين دقيق آن نياز به آزمايش خاک می

باشد .

ازت : بصورت نيترات جذب می شود و آمونيم و اوره فرمهای قابل جذب بعدی می

باشد و اهميت کمتری دارد .تلفات گازی ازت بدليل نيترات زدايی و غرقاب بودن زمين

می باشد و تلفات گازی آونياک بر اثر پخش در سطح خاک می باشد . برای کاهش

تلفات بهتر است کود سرک را با آب حل کنيم و زمانی ک.د را در مسير آب قرار دهيم

که نصف کرت يا فارو را آب رفته باشد . ۲۵۰ تا ۳۰۰ کيلو اوره در هنگام کاشت - پنجه

زنی - ساقه رفتن و تشکيل سنبله مصرف می شود . بهتر در هنگام کاشت ۵۰ کيلو

و در هنگام پنجه زنی و ساقه رفتن ۱۰۰ کيلو و در مرحله تشکيل سنبله ۵۰ کيلو در

هکتار مصرف کنيم .

فسفر : فسفر تمايل به جمع شدن در سطح خاک دارد . فرم محلول فسفر بيشتر

قابل جذب می باشد . ازت و فسفر در تعامل با هم می باشند . فسفر توسط نوک

ريشه جذب می شود . فسفر را بهتر است با شخم به عمق خاک بفرستيم . ۱۵۰ -

۱۰۰ کيلو سوپر فسفات تریپل در هکتار نياز می باشد .

پتاسيم : کند جذب است . باعث بزرگ شدن دانه و افزايش کيفيت گندم و افزايش

مقاومت به تنش خشکی و مقاومت به آفات و امراض می باشد . ۱۵۰ -۱۰۰ کيلو

فسفات پتاسيم در هکتار نياز است .

علاوه بر عناصر پر مصرف گندم به عناصر کم مصرفی نيز احتياج دارد . سولفات روی ۴۰

کيلو و سولفات آهن ۴۰ کيلو در هکتار نياز می باشد .

ارقام الموت٬ بزوستايا ٬ زرين و شهريار ارقام زمستانه می باشند که بايد از ۲۰ - ۱

مهر کاشته شوند . ارقام بک کراس روشن و الوند نيمه زمستانه هستند که بايد از

۲۰ مهر تا ۲۰ آبان کاشته شوند .

۱۸۰ تا ۲۲۰ کيلو بذر در هکتار نياز می باشد . نکته مهم در آبياری اين است که بايد در

پاييز ۲ آب به گندم بدهيم .

داشت :

در مرحله داشت گندم يکی از مواردی که اهميت زيادی دارد مبارزه با علفهای هرز می

باشد . چون گندم يک گياه باريک برگ می باشد علفهای هرز پهن برگ را به راحتی

می توان کنترل نمود . برای کنترل آنها از سموم تو فور دی و گرانستار استفاده می

شود . در مصرف تو فور دی بايد دقت کنيم که زمان مصرف آنرا رعايت کنيم زيرا ممکن

است که محصول خودمان نيز از بين برود . تو فور دی را بايد بعد از ۴ -۲ برگی گندم تا

زمانی که بند دوم ساقه گندم تشکيل شده مصرف کنيم . و به ميزان ۲ - ۱.۵ ليتر در

هکتار بايد مصرف کنيم .

گرانستار : ميزان مصرف ۲۰ - ۱۰ گرم در هکتار است . از مرحله ۲ برگی گندم تا

تشکيل بند دوم ساقه بايد مصرف شود . آزمايشات نشان می دهد که اختلاط اين دو

سم با هم نتيجه بهتری می دهد به اين صورت که ۱۳- ۱۰ گرم گرانستار + ۱- ۷. ليتر

تو فور دی به هم مخلوط شود و مصرف گردد .

برای از بين بردن علفهای باريک برگ مثل يولاف از سمومی مانند آونج به ميزان ۴ ليتر

در هکتار در مرحله پنجه زنی گندم استفاده می شود و قابل اختلاط با تو فور دی می

باشد . تاپيک علفهای يولاف و لوليم را کنترل می کند . رای گندم مصرف می شود و با گرانستار قابل اختلاط است و به ميزان ۱ ليتر در هکتار مصرف می شود .

ايلوکسان : بهترين لوليم کش است و چچم را کنترل می کند . به ميزان ۲.۵ ليتر در

هکتار استفاده می شود .

پوماسوپر : يولاف را کنترل می کند و در گندم و جو استفاده می شود به ميزان ۱- ۶.

ليتر در هکتار و با گرانستار قابل اختلاط است .

نکته : علف کشهای باريک برگ را بايد قبل از پنجه زنی علف هرز مصرف کنيم .

آفات و بياريها :

سن گندم : سن کندم در دو مرحله خسارت می زند . اولين مرحله سن مادر است

که در بهار هنگامی که دما به حدود ۱۰ درجه می رسد از مخفی گاه زمستانه خود

بيرون می آيد و به مزارع حمله می کند. سن مادر از برگها و جوانه انتهايی تغذيه می

کند و باعث از بين رفتن گندم می شود . برای مبارزه بايد به جمعيت آن در مزرعه دقت

کرد در مزارعی که بيشتر از ۳ تن عملکرد دارند تعداد ۵- ۴ سن مادر در متر مربع را بايد

مبارزه نمود . بعد از تغذيه سن مادر در پشت برگها تخم گذاری می کند که سن پوره

خارج شده از تخمها با مکيدن شيره دانه ها باعث خسارت می شوند . که در مزارع

بابيش از ۳ تن عملکرد تعداد ۷ - ۶ پوره در متر مربع را بايد مبارزه نمود . برای مبارزه از

سم فنيتريتيون و فنتيون به ميزان ۱.۲ ليتر در هکتار مصرف می شود .

شته روسی : علايم حمله آن به گندم به اين صورت است که کندم بنفش می شود و

کوتوله باقی می ماند و به خوشه نمی رود . برگ در امتداد رگبرگها بنفش می

شود .برای مبارزه با آن در زمان مبارزه با سن گندم آن نيز کنترل می شود .

ديگر آفات گندم خسارت چندانی نمی زنند و در هنگام مبارزه با سن گندم کنترل می شوند .

از بيماريهای گندم می توان به سياهک آشکار اشاره نمود : بوته های بيمار قوی تر و

رشد سريعی دارند . عامل بيماريزا روی گل فعاليت دارد و سنبله را به يک توده سياه

تبديل می کند . توسط باد پراکنده می شود برای مبارزه با آن از سموم ويتاواکس و

کاربندازيم بصورت پودر وتابل قابل حل در آب و به ميزان ۲۰۰ گرم برای ۱۰۰ کيلو بذر

استفاده می شود .

سياهک پنهان : علايم آن شامل کوتاه ماندن ساقه و کاهش برگها و کوچک ماندن

برگها است و رنگ برگها در سطح گره فوقانی به آبی مايل به سبز تبديل می

شوند .سنبله ها کوتاهتر يا دراز تر هستند در هنگام خرمنکوبی دانه های آلوده

شکسته و قارچ روی دانه های سالم ميريزد و آنها را آلوده می کند و يا در خاک ميريزد

که تا ۱ سال قوه ناميه خود را حفظ می کند .که از زمان جوانه زنی فعاليت آن شروع

می شود . برای مبارزه با آن بايد بذور را با سموم ويتاواکس و کاربندازيم به ميزان ۲۰۰

گرم در ۱۰۰ کيلو بذر صدعفونی نمود .

سفيدک سطحی : اگر در اواخر فروردينتا اوايل خرداد بارندگی زياد باشد بروز می

کند . ابتدا در قسمتهای پايينی در سطح پهنک و نزديک رگبرگها لکه های پراکنده٬

کوچک و کشيده با پوشش تار عنکبوتی سفيد ظاهر می شود که با افزايش ضخامت

خاکستری و قهوه ای روشن می شود . برای مبارزه بايد از ارقام مقاوم استفاده نمود

و از ارکيبات گوگردی يا کاراتان ستفاده نمود .

گندم معمولا هر ۱۵ -۱۰ روز يکبار بايد آبياری شود . که معمولا گندم به ۵ آب نياز دارد

که شامل خاک آب که اولين آبياری را می گويند و دوم در هنگام پنجه زنی و سوم در

هنگام ساقه رفتن و چهارم هنگام گلدهی و آخر در هنگام دانه بستن می باشد .

برداشت :

هنگامی که دانه ها سخت شدند که ديگر با ناخن تقسيم نمی شدند و رطوبت دانه

۱۴٪ می باشد هنگام درو می باشد . برای برداشت بايد از کمباين های که معاينه

فنی شده اند استفاده شود که بهتر است نو باشند و ريزش بيشتر از ۵٪ نداشته

باشند .

 

علفهای هرز انگلی 

با سلام به تمام دوستان و تشکر از الطاف شما

در اينجا خيلی کوتاه ميخواهم درباره علفهای هرز انگلی با شما صحبت کنم .

سس :

سس يک گياه کاملا انگلی می باشد که دارای ريشه و برگ نيست و مواد غذايی مورد

نياز خود را بطور کامل از گياه ميزبان ميگيرد . بذر گياه سس به مدت بسيار طولانی در

خاک می ماند و گاه تا ۱۳ سال در خاک دوام می آورد و قادر به جوانه زدن می باشد .

بذر سس هنگامی که در شرايط مساعد قرار می گيرد جوانه می زند و يک ساقه زير

زمينی توليد می کند که اين ساقه زير زمينی بطور بسيار جالبی در خاک حرکت می

کند تا به ريشه گياه ميزبان برسد . نحوه حرکت سس به اين صورت است که پس از

اينکه تمامی محتويانت بذر صرف رشد ساقه زير زمينی شد جوانه انتهايی ساقه زير

زمينی انرژی خود را برای رشد از خود ساقه ميگيرد به اين صورت که مواد غذايی

موجود در انتهای ساقه زير زمينی را ميگيرد و صرف رشد خود ساقه زير زمينی می

کند به اين ترتيب از انتهای ساقه زير زمينی کاسته و به ابتدای ان اضافه می شود و

ساقه زير زمينی رو به جلو حرکت می کند . جهت حرکت هم اتفاقی است اين حرکت

تا به آنجا ادامه می يابد که يا ساقه زير زمينی به ريشه گياه ميزبان می رسد و با

ترشه آنزيمهايی ديواره سلولی را شکافته و اندام مکنده خود را وارد ريشه می کند و

از مواد غذايی ساخته شده توسط گياه ميزبان برای رشد و توليد مثل خود استفاده

می کند و يا در اين مدت به هيچ گياهی برخورد نمی کند و مواد غذايی خود را تماما

استفاده می کند و از بين ميرود . ساقه سس زرد رنگ می باشد و روی طيف

وسيعی از گياهان رشد می کند و باعث از بين رفتن يا ضعيف شدن گياه ميزبان می

شود . برای مبارزه با آن هيچ گونه سم اختصاصی ندارد و هنگامی که مزرعه به آن

آلوده می شود چون ابتدا بصورت لکه ای ظاهر می شود از سموم علف کش عمومی

استفاده می شود که گياه ميزبان را نيز از بين ميبرد ولی اين کار برای جلوگيری از

پخش شدن آن در مزرعه ضروری می باشد . در مزارع يونجه از شعله افکن نيز برای از

بين بردن گياه استفاده می شود .

گل جاليز :

گل جاليز نيز مانند سس يک گياه کاملا انگلی می باشد . بذر اين نيز تا ۱۳ سال می

تواند در خاک بماند . بذر گل جاليز هنگامی که در کنار ريشه گياه ميزبان قرار می گيرد

توسط ترشحات ريشه گياه ميزبان تحريک می شود و جوانه می زند و سپس اندام

مکنده خود را در ريشه گياه ميزبان فرو می برد و از مواد غذايی آن استفاده می کند .

برای مبارزه با اين انگل گياهی نيز هيچ علف کش اختصاصی وجود ندارد . البته در

بازديدی که از مزارع نونه سيب زمينی در همدان داشتم آنجا از يک قارچ که بطور

اختصاصی به گل جاليز حمله می کرد و آن را از بين می برد استفاده کرده بودند که

بسيار موفق نيز بود . مبارزه زراعی با اين انگل به اين صورت است که قبل از کشت

گياه اصلی گياهان ميزبان ديگری را به عنوان گياه تله در زمين می کاريم که عمدتا از

آفتاب گردان و خردل استفاده می شود و هنگامی که گلهای جاليز نيز با اين گياهان

رشد کردند زمين را شخم ميزنيم به اين ترتيب تعداد زيادی از گلهای جاليز از بين

ميروند و بعد اقدام به کشت اصلی می کنيم .عمل شخم را بايد قبل از بذر دادن

گلهای جاليز انجام بدهيم .

                                 

 

دارواش :                                                            

دارواش يک گياه نيمه انگلی می باشد و برگ دارد و می تواند قسمتی از مواد غذايی

خود را توليد کند . اين گياه انگل درختان می باشد ولی خسارت زيادی نمی زند و گياه

انگلی خيلی مهمی نيست . بذر آن توسط پرندگانی از قبيل دارکوب در تنه درختان

قرار می گيرد و جوانه می زند و رشد ميکند . اين گياه دارای گلهای زيبايی می باشد

که حتی بعضی مواقع بخاطر گلهای زيبای آن آنرا از بين نمی برند و اجازه رشد آنرا

روی درخت ميدهند .

اين عکس گل دارواش را نشان می دهد . و در عکس پايين خود دارواش را روی درخت

ملاحظه می فرماييد .

  

کشت نخود انتظاری 

با سلام به تمام دوستان

در اين مقاله می خواهم درباره نحوه کشت خود بصورت انتظار با شما صحبت کنم .

نخود در هوای کمتر از ۱۰ درجه سانتيگراد بايد کشت شود .درجه حرارت متوسط و

مناسب برای جوانه زدن بذور ۷ درجه می باشد و بعد از سبز شدن تا ۹ درجه زير صفر

را تحمل می کند . اما در گلدهی سرما به آن خسارت می زند .نخود در مناطقی که

دارای زمستان ملايم و نسبتا گرم است در پاييز و در نواحی سردسير که طول دوره

زمستان و يخبندان طولانی می باشد در بهار و بعد از سپری شدن فصل سرما کشت

می شود . نخود طالب خاکهای شنی و شنی لومی می باشد و خاکهای سنگين

برای آن مناسب نيست .در مزارعی که قبلا نخود کاشته نشده است بايد بذور را بتا ب

اکتريهای تثبيت کننده ازت آغشته کنيم .

کشت را زمانی انجام می دهيم که درجه حرارت خاک تا عمق ۵ سانتيمتری صفر يا

کمتر است و هر روز برودت هوا کاهش می يابد که حدود اول آبان تا اوايل دی می

باشد .

تهيه زمين :

پس از برداشت غلات يا محصول زمين را شخم زده و در صورت نياز ديسک و ماله می

زنيم .در اراضی ديم بهتر است عمليات تهيه زمين با پنجه غازی و چيزل يا هرس انجام

شود .

کاشت :

در کشت بصورت سنتی بذر و کود را بصورت دستپاش پاشيده و هرس و ماله يا ديسک

می زنيم .

در کشت نيمه مکانيزه با استفاده از تراکتور که به آن فاروئر بسته شده جوی و پشته

ها را ايجاد می کنيم . فاصله خطوط ۴۵ - ۲۳ می باشد بعد روی پشته ها را با دست

شياری به عمق ۱۰ سانتيمتر باز کرده و بذور را با فاطله ۵ تا ۱۰ سانتيمتر درون شيار

می کاريم .

در کشت مکانيزه ميزان ۱۸۰ -۱۲۰ کيلوگرم بذر را با رديفکار در خطئطی به فاصله ۳۵

- ۱۸ سانتيمار می کاريم .بذور بايد بوجاری و با سموم کاپتان يا بنوميل ضدعفونی

شوند . در زراعت آبی نخود آبياری اول بسيار مهم است بهترين زمان وقتی است که

کليه بوته ها به رنگ سبز تيره باشند زيرا رطوبت زياد باعث شيوع بيماريهای ريشه می

شود . نخود به ۳ - ۲ دفعه وجين احتياج دارد حتی الامکان بايد از مصرف سموم علف

کش خودداری شود .اولين وجين ۴۵ روز بعد از سبز شدن می باشد.

نياز کودی :

۲۰ - ۱۵ کيلوگرم در هکتار ازت در مراحل اوليه رشد و نمو ضروری است و يا در زمانی

که بوته به ارتفاع ۱۰ سانتيمتری رسيده کود سرک داده شود .زردی اوايل رشد به

علت کمبود ازت می باشد . قبل از کشت ۵۰ کيلو گرم در هکتار به فسفر خالص و ۵۰

کيلوگرم در هکتار پتاس خالص احتياج دارد . و عناصر کم مصرف نيز بر اساس آزمايش

خاک داده می شود .

برداشت :

برداشت يک هفته بعد از زرد شدن ۹۰٪ غلافها انجام می شود . بعد از برداشت بئته

ها را در مزرعه جمع آوری و مقابل آفتاب قرار می دهند . برداشت به موقع در عملکرد

اهميت بسزايی دارد زيرا تاخير در برداشت باعث ريزش می شود . برای خرمنکوبی

رطوبت بايد ۱۲ -۱۰ ٪ ياشد .

متوسط عملکرد نخود ۴۵۰ کيلوگرم در هکتار است که در کشت بهاره ۵۸۵ و در کشت

انتظاری ۹۰۵ کيلوگرم در هکتار است . نخود درارای ۲۸ -۱۸ ٪ پروتئين می باشد .

خوب دوستان اميدوارم که اين مقاله مورد توجه شما قرار بگيرد .

جواب سوال آقای ناصر ش :

اين موتور تقريبا قادر است در روز ۲ هکتار زمين را آبياری کند که اگر دور آبياری را ۱۵

روز بگيريم حدودا ۳۰هکتار را می توانيد آبياری کنيد . در مورد مراقبت از محصول هم

بايد بگويم شما دقيقا مثل يک نوزاد تازه متولد شده بايد از آن مراقبت نماييد و من فکر

نمی کنم که با اين روش بشود محصول خوبی براشت کرد .

موفق باشيد

در مورد مصرف علفکشها نيز بايد بگويم که از ترفلان بصوزت قبل از کاشت می شود 

استفاده کرد که بايد بلافاصله بعد از سمپاشی خاک آنرا با ديسک با خاک مخلوط

کنيم و وجود رطوبت در خاک الزامی است که بهتر است ابتدا زمين را آبياری کنيم بعد

که رطوبت به حد ظرفيت زراعی يا همان گاو رو شدن رسيد سمپاشی کنيم و ديسک

بزنيم اين علفکش روی علفهای تازه جوانه زده اثر می کند و روی علفهای خانواده

کمپوزيته از قبيل منداب و خاکشير و غيره  اثری ندارد . ۲ ليتر سم برای يک هکتار

کفايت ميکند .

برای بعد از کاشت نيز ميتوان از علفکش سوپر گالانت يا نا بواس که باريک برگ کش

هستند استفاده نمود .

جواب سوالات

 

با سلام خدمت تمام دوستان

از تمام دوستانی که ابراز لطف نوده بودند تشکر ميکنم . در جواب آقای عليرضا خان

بايد بگم که اول بايد وضعيت آب مزرعه را مشخص کنيد و مطمئن باشيد که آب کافی

داريد .برقی بودن موتور مزيت بزرگی است . تاريخ کاشت مناسب گندم ۱۵ مهر تا ۱۵

آبان می باشد . در ضمن بايد به فکر تهيه يک سمپاش نيز باشيد چون مشکل عمده

گندم  سن گندم می باشد که خسارت زيادی را به محصول وارد می سازد . البته اگر

اولين بار که مخواهيد کشاورزی کنيد بهتره که کمتر کشت کنيد و حتما با

کارشناسان کشاورزی منطقه خودتان در ارتباط باشيد . يک نکته بسيار مهم اين است

که شما حتما بايد با لای سر مزرعه باشيد و نمی توانيد آنرا رها کنيد و هر ۴ تا ۵ روز

يکبار سری به آن بزنيد . در مورد تسهيلات بانک کشاورزی بايد بگم که در اسن مدت

که نمی توانيد از آن استفاده کنيد برای گرفتن اين تسهيلات بايد زمين به نام خودتان

باشد و سند دار باشد و يا اجاره نامه ۵ ساله داشته باشيد . بعد بايد يک طرح بديد که

چکار می خواهيد بکنيد که تا سقف ۲۰ ميليون تومان وام ميدهند . برای گرفتن وام

هم به دو ضامن معتبر و بدون وثيقه احتياج داريد .              موفق باشيد .

 

در مورد سوال کيميای عزيز هم بايد بگم که خيار حساسيتی به نوع خاک ندارد ولی

خاکهايی با بافت رسی - شنی مناسب می باشد . تمام صيفيها به آب زياد احتياج

دارند اصولا وقتی خاک ۵۰٪ رطوبت خود را از دست داد موقع آبياری می باشد .

اين نخهای زرد هم از مهمترين علفهای هرز انگلی می باشد که مبارزه شيميايی

ندارد و تمام گياهان آلوده به سس را بايد از بين برد تا سس رشد نکند و بذر ندهد

درباره سس طی يک مقاله اطلاعات بيشتری به شما خواهم داد .

پورش نهال

با سلام به تمام علاقه مندان به کشاورزی

در اين مقاله می خواهم درباره نحوه پرورش نهال با شما صحبت کنم اميدوارم که مورد

توجه شما قرار گيرد .

پرورش نهال

۳-۲ ماه قبل از شروع عمليات کاشت بايد نسبت به تهيه خاک مناسب اقدام نمود .اگر

کود حيوانی را برای مخلوط کردن با خاک در نظر گرفته ايد بايد از کود حيوانی پوسيده

ای استفاده کرد که علفهای هرز آن از بين رفته باشد .خاک و ديگر مواد افزودنی همه

بايد از الکهايی با منافذ يک سانتيمتر مربعی عبور کند و پس از آن بخوبی با هم

مخلوط شوند .سپس چندين بار آنرا آبياری ميکنيم . دو روش برای تهيه خاک نشاء

وجود دارد :

۳قسمت کود حيوانی +۵/۱ قسمت خاک باغچه+ ۵/ قسمت ماسه

رودخانه ای

۲ قسمت کود حيوانی +۲قسمت خاک جنگل+۱ قسمت ماسه رودخانه ای

کاشت بذر :

کاشت بذرها هم در جعبه ای پلاستيکی و هم در کيسه های پلاستيکی امکان پذير

است .جعبه های پلاستيکی به ابعاد ۱۰X۱۲ يا ۱۵X۱۲ يا ۱۵X۱۵ سانتيمتر می

باشد .پس از پخش خاک بذر را به شکلی که با خاک اطراف خود در تماس باشد قرار

داده و به ميزان يک سانتيمتر خاک روی آن ميريزيم و با يک تخته صاف به آرامی روی

خاک فشار می آوريم . بخوبی آنرا آبياری ميکنيم و تا زمانی که بذرها سبز شوند روی

آنرا با کاغذ يا پلاستيک يا شيشه می پوشانيم .

نشاءهای گوجه ٬ فلفل و بادمجان نيازی به جابجايی دارند بهتر است در جعبه های

پلاستيکی کاشته شوند و خيار ٬ کدو ٬ خربزه ٬ لوبيا که به جابجايی نياز ندارند در

پاکت پلاستيکی يا نايلونی کاشته شوند .

جابجايی و نگهداری :

اين کار را برای مقاوم کردن و عادت دادن نشاءها بايد انجام داد . با انجام اين کار ۱۵ -

۱۰ روز سريعتر از روش کاشت مستقيم بذر در خاک می توان مخصول بدست آورد . در

شرايط متعارف جابجايی نشاء‌ گوجه ۱۲ -۱۰ و در فلفل و بادمجان ۲۰ -۱۵ روز پس از

جوانه زدن انجام می شود .در گوجه فرنگی بهترين زمان وقتی است که برگ اوليه

کاملا باز شده است .

نکات مهم :

برگهای نشاء کاملا يبز و بدون علايم بيماری باشد .

اندازه طول ريشه گياه با ساقه گياه تقريبا مساوی باشد .

قبل از کندن نشاء ها شب گذشته خاک بستر آبياری شود .

قبل از دست زدن به گياه دستها شسته شود .

در زمان کندن نشاء ها قسمت پايين ساقه را گرفته و به آهستگی به

طوری که به ريشه صدمه نرسد از خاک خارج نماييد .

در سوراخ کف گلدان يک سنگ قرار دهيد تا آب به آهستگی خارج شود .

پس از جابجايی نشاء ها را با آبپاش آبياری نماييد .

پس از آبپاشی سمپاشی شود .

به منظور جلوگيری از تماس برگ با خاک قبلا سطح خاک را با نايلون

بپوشانيد و سوراخی برای کاشت نشاء‌در آن ايجاد نماييد .

چند روز قبل از جابجايی بايد گرمای محيط را ۶ -۴ درجه کمتر کرد تا گياه

نسبت به شرايط جديد بهتر عادت نمايد .

ظرفهای مورد نظر برای جابجايی بايد ۲۳ روز قبل همراه با خاک آن آبياری

شوند تا ذرات خاک بهتر به يگديگر بچسند .

شرايط جوانه زدن بذر به گرمای محيط و گرمای خاک بستگی دارد .

در جدول زبر شزايط مختلف و زمان رويش سبزيهای گوناگون نشان داده شده است .

     ۲۵ درجه       ۲۰ درجه      ۱۵ درجه       ۱۰ درجه     نام محصول
     ۶ روز        ۸ روز      ۱۴ روز       ۴۳ روز    گوجه فرنگی
     ۴ روز        ۶ روز       ۱۳ روز    جوانه می زند         خيار
     ۸ روز       ۱۳ روز      جوانه می زند   جوانه نمی زند        بادمجان
     ۸ روز       ۱۳ روز       ۲۵ روز    جوانه نمی زند          فلفل
     ۴ روز       ۸ روز      جوانه می زند    جوانه می زند        خربزه

 

در جدول زير نيز حرارت مورد نياز گياهان در اوقات شب و روز نشان داده شده است .

    زمان ( هفته )     گرمای شب     گرمای روز      نام محصول
       ۷ - ۵       ۱۸ - ۱۵       ۲۴ - ۱۸     گوجه فرنگی
       ۴ - ۳       ۱۸ - ۱۵       ۲۵ - ۲۱         خيار
       ۸ - ۶       ۲۱ - ۱۸       ۲۶ - ۲۱       بادمجان
       ۴ - ۳       ۱۸ - ۱۵       ۲۴ - ۲۱        خربزه

 cuddly_wuddly_14.jpg

دعوت به همکاری

در اينجا چند سايت مربوط به کشاورزی را به شما معرفی می کنم :

در اين سايت می توانيد عکسهای مربوط به کشاورزی را جستجو کنيد www.farmphoto.com 

سايت مربوط به بخش ترويج وزرارت کشاورزی                                www.irantarvij.ir

تحقيقات بيو تکنولو‌ژی ايران                                                              www.abrii.ac.ir 

 سايت اطلاع رسانی جهاد کشاورزی                                         www.pr.agri-jahad.ir 

سازمان تحقيقات و آموزش کشاورزی                                                  www.je-ir.com 

 موتور جستجوی کشاورزی                                                         www.agriscape.com 

                                                                                                www.agrisurf.com 

انجمن متخصصان                                                                            www.pr-pa.org

 

روش چالکود

 با سلام به تمام دوستان

در این قسمت می خواهم درباره روشهای کود دهی به درختان با شما صحبت کنم .

روش چالکود : در این روش نزدیک ریشه درخت چاله هایی کنده می شود و با مخلوط کودهای

آلی و شیمیایی پر می شود . روش کار به این صورت است که ابتدا چاله هایی در قسمت

انتهایی سایه انداز درخت حفر می کنیم . 4 -2 چاله مطلوب می باشد که قطر آنها 50 – 30

سانتیمتر و به عمق 120 – 50 سانتیمتر می باشد .خاک خارج شده از چاله ها را بصورت

یکنواخت در فاصله بین ردیفهای درختان پخش و از بازگرداندن آن به چاله ها خود داری میکنیم .

چاله ها با مخلوطی از کود دامی یا خاک برگ یا کمپوست و کود شیمیایی مناسب پر شود .


ابتدا کود دامی پر می شود و کودهای مورد نیاز برای 5 سال حساب می شود . روی چاله ها ی

پر شده نهر کم عمقی زده می شود و توسط آبیاری ثقلی به صورت غرقابی انجام می گیرد .

در سالهای بعد افزودن کودهای شیمیایی متحرک و غیر متحرک بر سطح چاله ها امکان پذیر

است . چونحرکت این کودها به همراه آب آبیاری در داخل کود دامی به راحتی انجام می شود

نیازی به صرف هزینهجهت پا بیل و زیر خاک کردن کودهای شیمیایی غیر متحرک نیست . کود

ازته را نیمی در چاله می ریزند و نیم دیگر را بصورت پخش سطحی در اختیار درخت قرار می

دهند .چگونگی اجرای روش کانال کود در باغهای با تراکم زیاد و کشت نعنایی در این گونه باغات

به لحاظ اینکه فواصل درختان در روی ردیف بسیار نزدیک به هم می باشد به جای چالکود از

کانال کود استفاده می شود . مراحل احداث آن به این ترتیب می باشد :

1-ابتدا بر اساس اصول فنی احداث باغ کانالهایی به عمق 120 – 60 سانتیمتر و عرض

100 – 60 سانتیمتر با طول دلخواه حفر می شود .

2- کف کانال ها شاخه های خشکیده درختان و ضایعات مزرعه ریخته شده و روی آن در ازاء هر

متر طول کانال از 5 – 3 کیلو کلش جو و گندم و یا علفهای هرز مزرعه ریخته می شود .

3-یک تن ساری کود ( گوگرد ) و 30 کیلو در هکتار اوره روی کلشها پاشیده می شود زیرا

همانطور که می دانیم میکرو ارگانیزم های خاک جهت تجزیه کاه و کلش و تبدیل آن به مواد الی

به ازت نیازمند می باشند .

4-مقدار کود حیوانی مصرفی با عنایت به ابعاد کانال و نوع درخت به میزان 120 – 40 تن

در هکتار داده می شود . که می تواند 4 -3 % ماده آلی خام را افزایش دهد . به ازای هر 10 تن

کود حیوانی معادل 100 – 60 کیلو در هر سال هوموس بدست می آید . سپس مخلوطی از کود

های ماکروشامل 300 کیلو کود فسفاته و 400 کیلو کود پتاسه همراه با 1000 – 400 کیلو در

هکتار گوگرد کشاورزی ( ساری کود ) داده می شود . در هر متر طول کانال 5 – 3 کیلو از این

مخلوط پاشیده شود . این کود ها برای خاکهای خشک که کودهای شیمیایی و دامی مصرف

نشده باشد مصداق دارد . برای تعیین کود خاک تا عمق 120 سانتیمتر تجزیه می شود .

در صورتیکه آبیاری تحت فشار باشد و چاله ها در زیر قطره چکانها حفر شوند امکان مصرف کلیه

کودها وجود دارد . در صورتیکه قطره چکانها گرفته نشوند . در صورتیکه مشکل کمبود آهن خیلی

شدید باشد 50 -25 میلی لیتر اسید سولفوریک غلیظ را به آرامی با 20 لیتر آب ( داخل ظرف

پلاستیکی ) اضافه کرده و داخل چاله ها بریزید .

در اینجا به معرفی کود بیوفسفات طلایی می پردازیم :

-کود بیوفسفات طلایی : این کود محتوی روی می باشد و برای باغهای میوه استفاده می

شود . و به میزان 2 -1 کیلو به ازاء هر درخت میوه بارده ( جایگزین کود های فسفاته ) داده می

شود . همرا آن یک بسته 300 گرمی مایه تلقیح تیو باسیلوس نیز داده می شود که برای مصرف

ان زیر سایه آنرا با محتویات کیسه مخلوط کرده و یک کیلو از ان را برای هر درخت در یک یا چند

چاله قرار می دهیم .

 

ادامه هرس درخت مو

 با سلام به دوستان عزيز .

امروز مي خواهم ادامه بحث هرس انگور را ادامه بدهم .

اجزاء بوته گندم :

1- بازو : مستقيما به تنه متصل بوده و با توجه به سيستم هاي مختلف تعداد آن متفاوت است .

2 - شاخه يكساله : شاخه اي كه كامل شده و معمولا به 2 الي 6 بند هرس مي شوند تا

شاخه هاي بارده و جايگزين روي آن برويند .

3 - جوانه : روي بند يا گره هاي شاخه هاي جوان يكسله وجود دارد .

4 - تركه : شاخه هاي سبز كه تازه از جوانه روئيده اند .

5 - شاخه هاي بارده : عبارت است از تركه ايست كه حاوي محصول مي باشد و پس از برداشت

محصول و هنگام هرس خشك از ته بريده مي شوند .

6 - شاخه جايگزين : تركه ايست كه محصول آن خذف مي شود تا شاخه هاي يكساله و كامل را

در طول تابستان بوجود آورد . اين شاخه در هنگام هرس خشك معمولا 2 تا 4 بند هرس

مي شود تا براي سال زراعي بعد شاخه هاي بارده و جايگزين را روي خود به بوجود آورد .

7- تنه جوش : شاخه هاي نابجايي كه بطور اتفاقي روي اندامهاي چوبي شده قديمي مثل تنه

و بازوها مي رويد كه بايد هرس شود .

8 - پاجوش :‌ شاخه هايي كه بخصوص در اوايل فصل رويش از زير و روي ريشه هاي نزديك

به سطح زمين مي رويند كه بايد خذف شوند .

9 - بند : بند يا گره به قسمتهاي برآمده روي شاخه هاي يكساله گفته مي شود كه از آنها

جوانه شاخه و برگ مي رويد .

10 - دستك :‌ عبارت است از شاخه هاي كوتاه و سبزيست كه از كنار برگها رشد كرده و بايد

هرس شوند .

11 - پيچك : رشته هاي سبز و پيچاني است كه از تغير شكل برگ يا ميوه بوجود مي آيند .

12 - خوشه : معمولا از روي بند 2 تا 6 رشد مي كنند .

هرس انگور : هنگام هرس 80 تا 70 بند نگهداري مي شوند . همه شاخه هاي يكساله توليد

شاخه هاي بارده نمي كنند . بازوهاي كه روي شاخه هاي چند ساله يا تنه اصلي قرار دارند

بارور نمي شوند و اگر شوند ميوه هاي خيلي ضعيف و كوچك توليد مي كنند پس بايد

شاخه هاي يكساله اي نگهداري شوند كه روي شاخه هاي دوساله قرار دارند .همه جوانه هاي

بازوها تبديل به شاخه هاي بارده نخواهند شد بلكه بر حسب خاصيت هر رقم در بعضي ارقام

جوانه هاي دوم و سوم به شاخه هاي بارده تبديل مي شوند و دربعضي ديگر هم جوانه هاي

پنجم و ششم به شاخه هاي بارده تبديل خواهند شد و بقيه جوانه ها بارور نخواهند شد . پس

آنهايي كه روي 5 و 6 شاخه توليد مي كنند بايد بلند هرس شود اگر كوتاه هرس شوند ميزان

باردهي خيلي كاهش مي بايد . بهترين هرس اينست كه تعدادي از شاخه ها را بلند ( 6- 5

گره )هرس كنند و تعدادي را كوتاه ( 3-2 گره ) هرس نماينداز شاخه هايي كه بلند هرس شده

اند در همان سال محصول بدست مي آيد ولي از شاخه هاي كوتاه دو شاخه قوي بي بار بوجود

مي آيد كه در بهارسال بعدشاخه هاي بلند بارده سال قبل را حذف مي كنند و شاخه هاي بي

بار را يكي بلند و ديگري را كوتاه هرس نمايند كه از اولي مجددا ميوه و محصول و از دومي

شاخه بدست مي آيد . هرس مو محدود مي شود به اينكه چه مقدار از جوانه هاي گل بايد روي

بوته باقي بماندتا اينكه هم در آن سال ميوه مرغوب و اقتصادي توليد كند و هم شاخه هاي بارده

براي توايد محصول سال بعد بوجود آيد . قضاوت اينكه روي هر بوته چند عدد جوانه بارده روي چند

عددشاخه باقي گذاشت و چه تعداد بايد حذف گردد براي افراد مبتدي زياد آسان نيست . براي د

اينكار فرض مي كنيم كه تعداد بار متوسط يك بوته قوي و خوب حدود 10 كيلو باشد اگر وزن هر

خوشه را 200 گرم حساب كنيم تعداد خوشه هاي مورد نياز 50 خوشه مي باشد كه 3-2 جوانه

خوشه مي شود .

 

احساس غربت میکنم.                         <=     Im feeling homesik
 
cuddly_wuddly_02.jpg

 

سوزنی برگان

گیاهانی که وجود دارن خیلی زیادن و انواع مختلفی دارن برا همین میان اونا رو بر اساس یه سری خصوصییات طبقه بندی میکنن تو این گیاهان گیاهانی هستن که برگهای باریک و سوزنی شکلی دارن که به اصلاح به اونا سوزنی برگان میگن که خودشون شامل انواع مختلفی از قبیل : کاج ها- آروکاریالها- پودوکاریالها-سروها و سرخدارها میشن.اول بریم سراغ گونه ای که فکر کنم همه ی شما تا حالا با بعضی از اونا رو تو پارکها و یا کنار خیابون و جاهای دیگه دیده باشین. تیره کاج خودش شامل 9 جنس و 76 گونه میشه البته تو تعیین تعداد جنس ها و گونه ها اختلاف نظر هایی وجود داره. همونطوری که گفتم کاجها دارای برگ های سوزنی شکلند و جز راسته مخروطیان به حساب میان و این بخاطر قسمت های مخروطی شکلیه که تو این گیاهان وجود داره که جزء اندام های زایشی گیاه به حساب میان. که البته مخروطهای نر و ماده با هم فرق میکنن. مخروطهای نر دارای فلس های کوچیکی هستن در پشت این فلس ها 2تا6 بساک قرار گرفته که گرده های گیاه داخل اونا قرار گرفته. مخروطهای ماده که فلس های خیلی زیادی دارن و دو تخمک روی هر کدوم از فلس های اونا قرار داره. در واقع این اندامها قسمتهای تولید مثل تو این گیاهان هستن که وقتی دانه ها میرسن فلس ها باز میشن و و دونه ها آزاد میشن و زندگی خودشون رو بطور مستقل شروع میکنن
اینم چند تا جنس مهم از تیره کاجها:

کاج ایرانی-کاج سلوستریس-کاج کاشفی- کاج نویل
همونطوری که گفتم این کاج ها رو میشه تو جاهای مختلفی دید ولی جایی که میشه این گیاهان رو به فراوانی پیدا کرد جنگل های سوزنی برگان هست که میشه گیاهان سوزنی برگ زیادی رو تو اونجا دید که این شامل کاجها نیز میشه. این جنگل ها که معمولا آب و هوای سردی دارن مناطق خیلی وسیعی از آلاسکا- کانادا- اسکاندیناوی وسیبری رو شامل میشن که یازده درصد سطح خشکی های روی زمین رو شامل میشن. خاک این جنگل ها اسیدیه و دارای عمق خاکیه پایین و حاصلخیزی کم. همونطور که گفتم این جنگل ها که به اونا جنگل های شمالی هم میگن اب و هوای سردی دارن اما چی باعث میشه که این گیاهان بتونن تو این سرما باقی بمونن؟

در واقع این گیاهان (سوزنی برگان) دارای ویژگی هایی هستن که باعث شده بتونن تو این هوای سرد نیز به زندگی (حیات) خوشون ادامه بدن. یکی از این ویژگی ها اینه که غلظت شیره سلولی تو اونا افزایش پیدا کرده که این باعث میشه که دمای انجماد تو این گیاهان کاهش پیدا کنه یکی دیگه سبز بودن برگ های اونایه تا حالا اسم گیاهان همیشه سبز رو شنیدید؟ حالا این سبز بودن چه سودی به حال اونا داره؟ باید بگم که این سبزی بخاطر وجود رنگدانه های کلروفیل تو برگهاشونه که باعث میشه در به محضی که شرایط مساعد شد به فتوسنتز خودشون ادامه بدن و یکی دیگه وجود همین برگهای سوزنیه که مقاومت بیشتری نسبت به سرما دارن و همینطور خاصییت انعطاف پذیریشون که باعث میشه که در صورتی که برف زیادی روی اونا قرار بگیره در اثر وزن برف خم میشن که این باعث ریخته شدن برف به روی زمین میشه و باعث میشه که براثر فشار ناشی از وزن برف شاخه های اونا نشکنه. 
 

خیار

در مورد خیار چی میدونید؟
حتما با خودتون فکر میکنید که این گیاه از کجا اومده باید بگم که جواب این سوال هنوز مشخص نشده ولی احتمال داده میشه که بومی مناطق گرمسیری آسیا و افریقا باشه. خیار از جنس Cucumis و اسم علمی اون Cucumis sativus است. البته اینم بگم که این گیاه انواع زیادی داره. برگ ها یزرگ و پهنی داره یه نمونه از برگ این گیاه رو میتونید تو اون برگ هایی که تو مطلب بیماری های تیره کدوییان نوشتم ببینید. این گیاه یک پایه ی ولی گل های نر و مادش از هم جدا هستن. البته اینم بگم که ارقامی از این گیاه وجود داره که فقط گل های ماده تولید میکنه که به اونا میگن ماده زا. تا حالا راجع به بکر زایی چیزی شنیدید؟ گل های خیار گل هایی هستن که میتونن به روش بکرزایی هم تولید میوه کنن. البته منظور از بکرزایی در این گل اینه که بدون گرده افشانی هم میتونن میوه تولید کنن اخه ما تو بعضی جانوران هم بکرزایی داریم. تا حالا دید درختی رو که در عرض مدتی کوتاهی پر از شته شده؟ بعد حتما تعجب کردید و با خودتون فکر کردید که اخه این همه شته از کجا اومدن؟ اگه بدونید که شته ها حشراتین که از طریق بکرزایی هم میتونن تکثیر پیدا کنن اونوقت دیگه زیاد تعجب نمیکنید. از بحث خیار پرت نشیم.

راستی تا حالا با خودتون فکر کردید که چرا ته خیار تلخه؟

این تلخی بخاطر ماده ایه تو خیار که مزه تلخی داره به نام کوکوربتاسین. که اینم خودش چند نوعه بصورت مونوگلیکوزید و آگلیکون تو گیاه وجود داره.

. خارهای ریزی رو که روی میوه خیار هست میبینید؟ فکر میکنید چی باشه؟
تما فکر میکنید که نوعی بیماریه ویا اینکه آفتی به این گیاه حمله کرده و این میوه دیگه به درد نمیخوره در صورتیکه این طور نیست و این کاملا طبیعیه و وقتی که خیار میرسه این برآمدگی های روی میوه هم از بین میره

بیماری های تیره کدوییان

حالا که تیره کدوییان رو معرفی کردم خوبه در مورد بیماریهاشون هم توضیح بدم.در واقع گیاهان نیز در معرض بیماریهایی قرار دارند که میتونه قسمتی از اونا رو خراب کنه و یا حتی میتونه گیاه رو از بین ببره. یکی از عوامل این بیماریها قارچ ها هستن. قارچ ها که خودشون جزء موجودات زنده هستن تحت شرایطی میتونن به گیاه حمله کنن و تو اون ایجاد بیماری کنن.مثلا برای نمونه بیماری های قارچی که در خیار بوجود میاد عبارتند از: آنتراکنوز- سفیدک که خودش چند نوعه فرضا سفیدک دروغی داریم و سفیدک حقیقی داریم - جرب جالیز- لکه های موجی - بوته میری جالیز. اینم بگم که تنها قارچ ها نیستن که میتونن تو خیار ایجاد بیماری کنن بیماری هایی هستن که توسط ویروس ایجاد میشن مثل بیماری موزاییک و بیماریهایی که توسط باکتری بوجود میان مثل پژمردگی باکتریایی کدوییان و حتی گیاهان انگلی مثل گل جالیز که از این بیماری هایی که گفتم چند تاشو براتون معرفی میکنم.


آنتراکنوز: این بیماری که یک بیماری قارچیه توسط قارچی بنام Colletotrichum lagenarium pass بوجود میاد. البته فکر نکنید که این قارچ فقط به خیار حمله میکنه در واقع این قارچ میتونه هندونه و طالبی رو هم بیمار کنه. اگه این میوه ها رو دیدید که لکه های گرد و کوچیک و پر آبی روشون بود بدونید که آنترکنوزه. اگه خواستید این بیماری رو از روی بوته گیاه بشناسید میتونید یه نگاهی به برگ هاش بندازید برگ های آلوده به این قارچ حالت آفتاب سوختگی پیدا میکنه شاید ببینید و فکر کنید که در اثر افتاب شدید بوده ولی در حقیقت بخاطر همون قارچی بوده که بتون گفتم.


پژمردگی باکتریایی کدوییان: این بیماری همون طور که از اسمش معلومه توسط باکتری ایجاد میشه که البته فقط خاص خیار نیست و میتونه گیاهای دیگه ی این تیره رو نیز بیمار کنه. ولی خیار از همشون نسبت به این بیماری حساس تره. مقاومشون هندونه ی یه چیزی در مورد هندونه که هست اینه که این گیاه نسبت به گیاهای دیگه این تیره نسبت به بعضی از بیماریها از بقیشون مقاوم تره. عامل این بیماری یک نوع باکتریه به اسم Erwinia tracheiphila شاید با خودتون فکر کنید که این چه اسمیه ساده تر از این نمیشد باشه در واقع این اسم علمی این موجوداته بطوریکه شما در هر کشوری و با هر زبانی که باشید اگه با این موجودات اشنایی داشته باشن با شنیدن اسم علمی اونا میتونید بفهمید که منظور چه موجودیه حالا طرف مقابل با هر زبونی صحبت منه فرقی نمیکنه اسم علمی چیزیه که همه قبولش دارن که از دو کلمه تشکیل شده یکی نشون دهنده ی جنس و دیگری گونه ی که طبقه بندی اون موجود رو هم راحت تر میکنه. اما از بحث اصلی پرت نشیم فقط بگم که از علایم این بیماری اینه که این باکتری باعث پژمرده شدن شاخه و برگ و بوته گیاه میشه.

تیره کدوییان

امروز میخوام در مورد گیاهن تیره کدوییان صحبت کنم. شاید با خودتون فکر کنید منظور از تیره و جنس و این طبقه بندی ها چیه. اینا در واقع برای مشخص شدن گیاهانی که شباهت و نزدیکی هایی به هم دارن و منشاء و...پی بردن به نظم موجود در بین گیاهان مختلف در واقع این خودش علم گسترده ای است که بش میگن تاکسونومی یا همون طبقه بندی که بعدا در موردش بیشتر توضیح میدم در میون طبقه بندی های گیاهی ما تیره ای داریم به نام تیره کدوییان که فقط تو این یک تیره ما بیشتر از 110 جنس و حدود 640 گونه گیاه داریم که چند تا از اونا رو براتون توضیح میدم. گیاهان این تیره معمولا مصرف خوراکی دارن البته بعضی از اونا هم به عنوان گیاه زینتی کاشته میشن مثل مثل گونه های جنس های Luffa و Lagenaria اونایی که تو کار گیاهای زینتی هستن شاید بدونن که منظورم چه گیاهاییه اما الان در نظر دارم که به طور کلی در مورد این تیره صحبت کنم صحبت در مورد گیاه های این تیره به طور مشخص باشه برا بعد. فقط برای اینکه فکر نکیند که این تیره شامل گیاهای عجیب غریب و دور از ذهنیه باید بدونید که شما با گیاهای این تیره و محصولات اونا زیاد سر کار داشتید. خیار و نوع دستکاری شدش خیار شور و کدویی که برا شب های یلدا تو قابلمه میندازید و بادمجونی که تو خورشت میخورید و یا اینکه سرخ کرده و طالبی و خربزه ای که میخورید و هندونه ای که وقتی میرید صحرا میندازید تو آب خنک رودخونه و قاچ میکنید و میخورید اینا همه از خانواده کدوییان هستن. تمام گیاهان این تیره خزنده هستن اگه تا حالا گیاهای این خونواده رو دیدید و دقت کرده باشد از ساقه های اون ساقه های باریکی خارج میشن( پیچک) که به چیزایی که اطرافشونه می پیچن و خودشون رو اینطوری سرپا نگه میدارن حتی بعضی وقت ها اگه کسی ندونه فکر میکنه اینا عقل دارن ( مثل ادمی که با دستاش ستون هایی اطراف خودش رو محکم گرفته باشه) اما شاید با گیاهان تیره کدوییان کم سر و کار داشتید و ممکنه که اصلا این گیاهان رو ندیده باشید و تصور این ساقه های خزنده براتون سخت باشه باید بگم میتونید ساقه های درخت مو رو تصور کنید این رو فکر کنم همتون دیده باشد واقع گذاشتن اسم پیچک روی اون بی جهت نبوده اگه دقت کنید میبینید که این ساقه حالت پیچ خوردگی داره و کافیه که چیزی پیدا کنه و خودش رو به اون بپیچونه.البته بین اونا گیاهایی با ساقه های چوبی هم وجود داره مثل گونه های جنس Xerosicyos اما در مورد برگ باید بگم که برگ های بزرگی دارن که بریدگی های عمیقی داره اگه ساقه این گیاهارو بکنید و ببینید متوجه میشید که حالت پوک و تو خالی داره و برگ و ساقه هاشون پوشیده از کرک و خار های کوچیکه در واقع همین کرک نقش های زیادی تو گیاه ایجاد میکنه که اونم بعدا توضیح میدم اما از همه چیز گفتم غیر گل . این گیاها گل های خیلی قشنگی دارن که دارای 5 کاسبرگ و 5 گلبرگه سه تا پرچم دارن و یک مادگی سه برچه ای. گیاهای این تیره خیلی به سرما حساسن و جاهای گرم رو میپسندن برا همین هم هست که تو بعضی از کشور ها که اب و هوای سردی دارن میان و این گیاها رو تو فضای گلخونه پرورش میدن گلخونه یه خوبی داره اونم اینه که ما میتونیم کنترل خوبی رو محیط و گیاه داشته باشیم در واقع بهتر میتونیم مدیریت کینم و همین باعث میشه که بتونیم محصول بیشتری تولید کنیم. 

رویای رز آبی به حقیقت پیوست

تازگی ها شنیدم که پژوهشگران ژاپنی موفق به تولید رز آبی شده اند. و باشنیدن این خبر در نظر گرفتم که در مورد سابقه و فعالیت هایی که تو این زمینه صورت گرفته توضیح بدم. در واقع علم ژنتیک در بسیاری از علوم رخنه کرده که علم گیاهشناسی و در واقع اصلاح نباتات یکی از اونا میباشه که در اون با تغییراتی که در ژنتیک گیاه ایجاد میکنند می شه بعضی از خصوصیات گیاه رو تغییر داد. در واقع با تغییر ژنوتیپ که فنوتیپ از اون نشات میگیره میتونیم خصوصیاتی تو گیاه از قبیل مقاومت در برابر بعضی از بیماریها و یا شرایط بد محیطی از قبیل شوری و..ایجاد کنیم. اما چیزی که من الان میخوام توضیح بدم تولید گل رز آبیه چیزی که تا چند وقت پیش یک رویا بود. و با شنیدن این خبر از اخبار فهمیدم که علم با سرعت زیادی در حال پیشرفته. میخوام براتون در مورد شرکت فلوریژن فلاورز صحبت کنم. این شرکت استرالیایی که در زمینه اصلاح نباتات و ارایه اون به صورت تجاری در میاره شرکتیه که تحقیقات علمی خودش رو در ملبورن و ویکتوریا اداره میکنه و تحت نظارت مرکز تحقیقاتی هلند قرار داره. در سال 1986 این شرکت فعالییت در زمینه برسی راه ها و آزمایشات و تحقیقاتی را در زمینه تولید رز آبی شروع کرد. و لی... اما این شرکت تونست که یک خط تولید میخک تغییر رنگ یافته رو که از طریق ژنتیکی بدست آورده بود راه اندازی کنه. که نخستین میخک دستکاری ژنتیکی بود که در استرالیا در سال 1996 ساخته شد و نام آن را MoonDust گذاشتند. البته ژن آبی دراین میخک بصورت بنفش نمایان میشد. در سال 1997 یعنی یکسال بعد شرکت فلوریژن دومین محصول خودش رو با نام Moonshodow ارایه داد که رنگ بنفش پر رنگ تری داشت و به آبی شباهت بیشتری داشت. این فعالیت هایی بود که برای تولید رنگ آبی در گل انجام شده بود که تحقیق روی رز از همون زمان شروع شده ولی درمیخک به موفقیت رسیده بود تا اینکه بالاخره رزآبی نیزمتولد شد.

اکولوژی نیشکر

نیشکر گیاه خاص مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیری است در نواحی که میانگین حرارت ماهیانه طی سال حدود 20 درجه سانتیگراد است کشت و کار ان امکان پذیر است. درجه حرارت متوسط برای رشد و نمو و ساختن قند کافی در ساقه ها لازم است بین 30 درجه تا 34 درجه می باشد. حرارت روی جذب آب توسط گیاه تاثیر زیادی دارد بطوریکه در حرارت 28 تا 30 درجه جذب اب حداکثر است و در حرارت 10 درجه جذب آب به شدت کاهش می یابد جذب عناصر غذایی هم تابع درجه حرارت است بطوریکه در حرارت زیر 19 درجه جذب ازت انجام نمی شود حرارت روی جوانه زنی قلمه ها نیز تاثیر دارد بطوریکه بهترین حد جوانه زنی در درجه حرارت 34 درجه است. حداقل حرارت برای جوانه زنی قلمه ها 12 درجه می باشد نیشکر در حرارت کمتر از 20 درجه پنجه نمی زند ولی با افزایش حرارت پنجه زنی افزایش می یابد. حرارت پنجه زنی بعضی از ارقام حدود 32 درجه است و تنها عامل محدود کننده ی رشد نیشکر سرما و خشکی است بطریکه اگر حرارت به صفر یا زیر صفر برسد در مدت 24 ساعت جوانه های انتهایی آسیب می بینند و اگر یک هفته ادامه داشته باشد تمام اندام های هوایی از بین می روند. نیشکر برای رشد و نمو خود نیاز به رطوبت فراوان دارد یک بوته کامل نیشکر روزانه حدود 4 لیتر آب تبخیر می کند. جذب عناصر غذایی تابع میزان رطوبت خاک است نیشکر در 6 ماه اول رشد و نمو به حرارت و رطوبت مناسب نیاز دارد. البته رطوبت بیش از اندازه مضر است. نیشکر برای رشد و نمو به 30 تا 50 هزار متر مکعب آب نیاز دارد ضریب تبخیر و تعرق نیشکر حدود 150 تا 200 لیتر آب است. در سال اول معمولا حدود 30 مرتبه آبیاری نیاز دارد و در هر مرتبه 100 تا 200 میلیمتر آب نیاز دارد فواصل آبیاری در ماه های تیر و مرداد هر هفت روز یکبار و در شهریور ماه به بعد فواصل دور آبیاری 20 تا 25 روز خواهد بود. خاک های عمیق با بافت متوسط تا نیمه سنگین برای نیشکر مفید است. نور یکی دیگر از عوامل محیطی است که روی پنجه زدن و رشد و نمو نیشکر مفید است. در روز های خیلی کوتاه نیشکر به گل می رود . هوای ابری به مدت طولانی باعث نرمی ساقه های نیشکر می شود. یکی دیگر از عوامل محیطی که روی رشد و نمو در نیشکر و کلا در نباتات تاثیر دارد باد است. بطوریکه باد شدید در مزارع نیشکر باعث شکستگی و ورس نیشکر می شود. 

مورفولوژی نیشکر

ریشه: ازدیاد نیشکر بصورت قلمه میباشد. پس از آنکه قلمه در شرایط مناسب محیطی قرار گرفت ریشه های نازک و یکنواخت سفید رنگ از ان خارج می شود پس از آنکه ساقه رشد کرد ریشه های ساقه بوجود می آید این ریشه ها خیلی محکم تر از ریشه های قلمه ای میباشند در داخل خاک معمولا سه نوع ریشه بوجود می آید.
الف- ریشه های سطحی: که دارای انشعابات زیادی میباشند طول آنها وابسته به رقم و بین 50 تا 250 سانتیمتر است.
ب- ریشه های میانی: این ریشه ها را ریشه های پشتیبان نیز میگویند و نقش آن تثبیت گیاه میباشد. رنگ آنها سفید و دارای سرعت رشد زیادی میباشند و عمیق تر از ریشه های سطحی هستند.
ج- ریشه های عمیق: این ریشه ها بطور مستقیم در خاک فرو میروند و ممکن است تا عمق چند متری نفوذ کنند در مناطق حاره در صورتی که رطوبت کم باشد این ریشه ها بسرعت در زمین فرو میروند. بعضی از ارقام نیشکر دارای قدرت تولید ریشه های زیاد بوده و عواملی مانند واریته و حرارت و رطوبت و جنس خاک و... روی وضع پخش و نمو ریشه تاثیر دارد
.
ساقه: ساقه نیشکر به شکل استوانه ای و دارای مغز است که ذخایر ساکارز بیشتر در قسمت های مرکزی و پایینی آن میباشد. قسمت فوقانی ساقه همانند قسمت فوقانی چغندر غنی از عناصر معدنی و فروکتوز و کلوکز است. ساقه از گره ها و میان گره ها تشکیل شده است. معمولا قسمتی از ساقه زیر خاک است. طول ساقه در انواع مختلف متاوت است وحدود 2 و حداکثر تا 6 متر به قطر 2تا6 سانتیمتر میباشد. در هر گره حداقل یه جوانه مولد ساقه و حلقه ای از جوانه های مولد ریشه های نابجا وجود دارد. جوانه های گره های سطح خاک و زیر خاک فاقد خواب بوده و توانایی تولید پنجه های زیادی دارند. در بعضی از مزارع نیشکر از گره های نزدیک سطح خاک ریشه هایی خارج می شود. علت این امر مربوط به رطوبت زیاد در سطح زمین است. در قسمت پایین جوانه های جانبی یک برآمدگی وجود دارد که محل اتصال غلاف به ساقه است. کار غلاف محافظت از جوانه های جانبی می باشد.

برگ: برگ ها بصورت متناوب روی ساقه از محل گره ها خارج می شوند. هر برگ از پهنک و غلاف تشکیل شده است. طول برگ ها مکن است به یک متر حتی بیشتر نیز برسد. رنگ برگ ها در قسمت بالایی سبز تیره و در محل غلاف سبز روشن می باشد. البته رنگ برگ ها از سبز مایل به زرد تا سبز تیره در ارقام مختلف متفاوت است. پهنک دارای یک رگبرگ اصلی است برگ نیشکر دارای زبانک و گوشوارک می باشد.

گل: نیشکر بعد از 12 تا 24 ماه رشد رویشی چنانچه تحت شرایط روزهای بسیار کوتاه قرار بگیرد تولید گل میکند گل آذین نیشکر بصورت خوشه ای مرکب و دارای انشعاب زیاد به طول 30 تا 100 سانتی متر و از انتهای ساقه بوجود می آید گل دارای 3 پرچم و مادگی می باشد بسیاری از ارقام زراعی نر عقیم بوده و بذر تولید نمی کنند گل های انتهایی بارور و گل های پایین تر عقیم هستند بذر نیشکر شبیه دانه گندم است دانه قدرت حیاتی کمی داشته و بعد از رسیدن پس از مدت کوتاهی از بین می رود. هنگام گل کردن مقدار قند ساقه ها کاهش می یابد. در مزارع برای جلوگیری از به گل رفتن نیشکر می توانیم با پاشیدن علف کش دای کوات مانع به گل روی نیشکر شویم. بعد از گلدهی رشد طولی ساقه متوقف می شود. 
 

تاریخچه کشت نیشکر در ایران و جهان

نیشکر از گیاهان مهم قندی است که کشت و کار آن سابقه طولانی دارد. ساقه نیشکر دارای 14 تا 17 درصد ساکارز بوده از ساقه نیشکر در تهیه کاغذ و مقوای ساختمانی و همچنین بعد از استخراج قند ملاس ملاس و تفاله ان به عنوان محصول جانبی که که از آنها به ترتیب در تهیه الکل و تغذیه دام استفاده میشود. سابقه کشت این گیاه حدود 600 سال قبل از میلاد در گینه و اندونزی و هند گزارش شده است. اسکندر در بازگشت از هندوستان آن را به اروپا برد. امکان این است که قبل از اسلام نیشکر در عربستان و ایران و مصر کشت میشده است. حکومت های اسلامی در نیشکر کاری و شکر گیری از نیشکر در ممالک تحت تصرف خود سهم بسزایی داشته اند. به هر حال در اکثر کتابهای تاریخی ایرانیان را اولین مردمی میدانند که از نیشکر شکر استخراج کرده اند. کشت نیشکر در خوزستان 700 تا 800 سال قبل از میلاد رواج داشته و کلمه خوزستان به معنی شکرستان میباشد. کشت نیشکر در خوزتستان آنقدر زیاد بوده که خلفای عباسی روزانه هزار دینار به عنوان مالیات از نیشکر کاران عاید داشته اند. آغاز فعالییت برای کشت نیشکردر خوزستان در سال 1316 الی 1318 بوده ولی شروع جنگ جهانی و کارشکنی شرکت نفتی سابق ایران و انگلیس باعث عدم رسیدگی به این فعالییت شد. با همکاری FAO در سال 1330 برنامه کشت نیشکر در خوزستان پایه گذاری شد و تا امروز ادامه داشته بطوریکه در حال حاضر برنامه توسعه نیشکر یکی از بزرگترین طرح های ملی ایران است. سطح زیر کشت این محصول در سال 1365 به مقدار 28000 هکتار با متوسط عملکرد 83 تن ساقه در هکتار بوده.

خاک و ویژگی های آن

یکی از مواردی که برای گیاهان خیلی مهمه خاک است. که خاک دارای ویژگی های است بطوریکه این ویژگی ها ممکن است در مناطق مختلف با هم متفاوت باشند و ما در هر منطقه پوشش گیاهی خاصی رو ببینیم در واقع برای کشت یک محصول باید به عوامل مختلفی توجه داشته باشیم که یکی از این عوامل ویژگی های خاک است. یکی از این ویژگی ها میزان اسیدی و قلیایی بودن خاک است که معیاری که برای اینکار استفاده میکنیم PH است. بطوریکه در PH های کمتر از 4 و بیشتر از 9 گیاهان دچار مشکل میشوند. در خاکهای جنگلی و معتدله که میزان بارندگی زیاد است کاتیون هایی که در خاک وجود دارند شسته میشوند ولی هیدروژن در خاک باقی میماند که باعث پایین آمدن PH میشود. در PH های پایین فعالیت میکروارگانیزم ها دچار اختلال میشود. معمولا PH مناسب برای گیاهان چیزی بین 6 تا 7 است البته بعضی از گیاهان مثل جو میتوانند PH بالایی را تحمل کنند. در صورتی که خاک خیلی اسیدی بود میتوانیم برای کاستن این خاصیت خاک از آهک استفاده کنیم. یکی دیگر از فوایدی که خاک دارد اینست که گیاه میتواند از عناصر غذایی که در خاک وجود دارد استفاده کند در واقع گیاهان برای رشد و تولید محصول احتیاج به عناصری دارند که آنها را به عناصر ماکرو و میکرو تقسیم بندی میکنند. یکی از عناصر ماکرو نیتروژن میباشد و این عنصر نقش بسیار مهمی در رشد گیاه دارد بطوریکه با کمبود آن رشد گیاه کم شده و برگ ها پژمرده میشوند. یکی دیگر از این عناصر فسفر میباشد. این عنصر در توسعه ریشه موثر است. از عناصر میکرو میتوان آهن و روی و منگنز و مس و ..را نام برد. که هر کدام در رشد گیاه نقشی دارد. برای مثال روی در فعال کردن آنزیم ها نقش دارد. و یا منگنز در تنفس نقش دارد. اما یکی دیگر از نقش های خاک نگهداری آب است. آب در که در فعل و انفعالات گیاه نقش دارد یکی از مهمترین فاکتورهای رشد برای گیاه به حساب می آید. که البته ظرفیت خاک ها یی با ساختمان های مختلف برای نگهداری آب با هم فرق میکنه یکی دیگه از خصوصیاتی که خاک داره اینه که گیاه میتونه ریشه های خودشو در اون گسترش بده و خودش رو در اون ثابت کنه بطوریکه در اثر بعضی عوامل از جمله آب های روان ویا باد بتونه در جای خودش ثابت بمونه و به حیات خودش ادامه بده و همینطور وجود نور که در هنگام جوانه زنی مضر میباشد و از جوانه زنی جلوگیری میکند نیز در خاک بصورت نکته مثبتی درآمده بطوریکه در تاریکی که برای بذر هایی که در خاک قرار میگیرن بوجود آمده در واقع یکی از شرایط مطلوب برای آنها که نبود نور است تامین شده و با داشتن شرایط دیگر مناسب برای جوانه زنی میتوانند جوانه بزنند و رشد خود را آغاز کنند. البته با تمام ویژگی های مثبتی که خاک دارد گاهی این فاکتور مهم گیاهی برای گیاهان ممکن است در بعضی جاها به اندازه کافی وجود نداشته باشد. آیا این به این معنی است که ما دیگه نمی تونیم گیاهی رو بوجود بیاریم و باید از این نعمت الهی محروم باشیم؟ مسلما اینطور نیست و ما میتوانیم با شناخت نقش خاک و مهیا کردن شرایطی که خاک برای گیاه بوجود می آورد بطور مصنوعی به پرورش گیاهان اقدام کنیم. که برای این نوع کشت میشه کشت هیدروپونیک یا معنی فارسی آن کشت آبی یا همون آبکشت رو نام ببرم. که البته چون فعلا موضوع در مورد خاک و نقش اونه در این مورد حرفی نمیزنم ولی در پایان بگم که خاک فاکتور بسیار مهمی برای وجود گیاهان و در کل حیات است. 

تکثير در گياهان

گیاهان میتوانند که به روش های گوناگونی تکثیر شوند. در مورد یکی از آنها که تکثیر از طریق خوابانیدن زمینی در یاس در تکثیر جنسی که طی آن در اثر ترکیب گامت نر و ماده تخم بوجود میآید که ما از اون به عنوان عاملی برای تکثیر گیاه استفاده میکنیم. که برای این کار بذر باید در تاریکی قرار بگیرد زیرا که لازمه جوانه زنی در بذر تاریکی میباشد. البته همیشه در گیاهان استثنایی هم وجود دارد که من فعلا نمیخوام به اونا بپردازم. در واقع در بذز برای جوانه زنی باید شرایط مناسب باشد از جمله رطوبت که در بعضی بذر ها به علت اینکه پوسته سخت و غیر قابل نفوذی دارند در ورود آب به بذر مشکل ایجاد میشود و ایجاد نوعی رکود میکند که برای بر طرف کردن این رکود میتونیم از روش های شیمیایی یا فیزیکی استفاده کنیم برای مثال در مورد روش فیزیکی میتونیم خراشی در بذر ایجاد کنیم که آب بتونه به درون بذر نفوذ کنه و در واقع جوانه زنی در بذر آغاز بشه. ولی اگه بخوایم که به خاطر صفت خاصی در یک گیاه اونو تکثیر کنیم استفاده از بذر زیاد جالب نیست به خاطر اینکه ما در بذر تنوع صفات داریم و ممکنه صفت مورد نظر ما که به خاطر اون میخواستیم گیاه خاصی را تکثیر کنیم تغییر کنه برای جلوگیری از این کار بهتره که از روش های غیر جنسی یا همون کلون کردن استفاده کنیم تا گیاه حاصل مانند گیاه والد مورد نظر باشه.
قلمه زنی روشی است که ما میتونیم حتی از اون در خانه برای گیاهان زینتی نیز استفاده کنیم. در واقع قلمه هایی که استفاده میکنیم ممکنه یکی از این حالات باشند:1- قلمه خشبی 2- قلمه نیمه خشبی 3- قلمه چوب نرم 4- قلمه علفی 5- قلمه جوانه برگ
قلمه خشبی: این قلمه در فصلی که گیاه در استراحت است و از درختان خزان دار گرفته میشود. ما میتونیم این قلمه را از ساقه های یک ساله و گاها ساقه های دو ساله به طول 10 الی 25 سانت بگیریم. بعد از اینکه از درخت مورد نظر قلمه گرفتیم آن را در جای خنکی قرار میدهیم که در زمان مناسب یعنی در بهار آن را بکاریم.
قلمه نیمه خشبی: این قلمه را هم میتوانیم از درختان خزان دار و هم از درختان همیشه سبز بگیریم. که از شاخه های فصل جاری ودر فصل رشد گرفته میشه. بهترین زمان برای گرفتن این قلمه ها اواخر بهار میباشد. هنگام گرفتن قلمه برگ های پایینی ان را حذف کرده و برگ های بالایی را کاری نداریم. از گیاهانی را که به این صورت میشه به این صورت قلمه زد: زیتون و مرکبات و ...
قلمه چوب نرم: از گیاهان خزان پذیر از سرشاخه های در حال رشد که نرم و ابدار هستند گرفته میشوند. از اونجایی که این قلمه آنچنان ذخیره غذایی ندارند باید با برگ باشند تا بتونن موادی را که لازم دارند بسازند.
قلمه علفی: این قلمه از گیاهان علفی مانند خیلی از گیاهان زینتی گرفته میشوند و بعد از گرفتن قلمه برگهای پایینی را حذف میکنیم و با برگهای بالایی کاری نداریم.
قلمه جوانه برگ: در بعضی گیاهان ممکن است که ما برگ را قلمه بزنیم و ببینیم که بعد از مدتی تولید ریشه کرده ولی تولید ساقه نمیکند پس باید که همراه برگ جوانه ای هم باشد که ساقه بتواند از جوانه بوجود آید که به آن قلمه جوانه برگ میگویند. در پیوند ما دو قسمت گیاهی داریم یکی پایه که در زمین قرار گرفته یا میگیره و دیگری پیوندک که در واقع روی پایه قرار میگیره و رشد میکنه و این دو قسمت یک گیاه واحد را بوجود می آورند که در واقع پیوند به منظورهای مختلفی استفاده میشود برای مثال اگر ما بخواهیم درخت میوه ای را با استفاده از بذر تولید کنیم و محصول بگیریم زمان زیادی طول میکشه که میتونیم با انجام پیوند در این زمان صرفه جویی کنیم و در واقع زود تر حاصل کار را بگیریم و بعضی از گیاهان هستند که با روشهای دیگه از جمله قلمه و..تکثیر نمیشن و یا ممکنه که تکثیر اونا خیلی سخت و با احتمال پایین باشه در این صورت هم میتوانیم از پیوند استفاده کنیم مثلا در گردو ما با این وضعیت مواجه هستیم در واقع قلمه زدن در گردو رو مثال میزنم ماده ای دردرخت گردو وجود داره که در ریشه زایی قلمه ها مشکل ایجاد میکنه برای همین ما میتونیم برای اون از روش پیوند استفاده کنیم و در پیوند میتونیم از ویژگی های پایه هم استفاده کنیم یعنی ما میتونیم گیاهی را به پایه ای که دارای مقاموت بالایی در مقابله با بیماریها و آفات خاکزی است پیوند کنیم و یا اینکه باغی باشه و بخوایم که رقمی را که در باغ کاشته شده تغییر بدیم که اگه بخواییم برای اینکار درخت ها را کنده و رقم جدید را بکاریم از لحاظ اقتصادی هزینه بالایی را به باغدار تحمیل میکنه که برای این کار میتونه با هزینه خیلی کمتر از پیوند رقم جدید به درخت ها استفاده کنه و حتی میتونیم با انجام عمل پیوند فرم و شکل ظاهری گیاه را عوض کنیم که این کار برای گیاهان زینتی انجام میشودو یا اینکه حتی میتوانیم چند رقم را روی یک پایه پیوند بزنیم. 
 

سیب زمینی

سیب زمینی جز گیاهان دو لپه ای و یکساله میباشد این گیاه از تیره گوجه فرنگی میباشد. دارای ریشه های منشعب و نیمه عمیق که حداکثر فعالیت ان تا عمق 60 سانتی میباشد. برگ مرکب تک شانه ای دارای 7 تا 9 برگچه و به شکل تخم مرغی نامنظم است گل خوشه ای نسبتا درشت با گلبرگهای پیوسته سفید مایل به بنفش و قرمز ارغوانی که دارای 5 کاسبرگ و 5 گلبرگ میباشد. لقاح در این گیاه بصورت خودگشنی است. میوه سته و گرد به قطر 2 سانتی متر میباشد. سیب زمینی در مناطق خنک با طول دوره رشد 80 تا 160 روز رشد خوبی میکند. اپتیمم جوانه زنی برای غده ها 8 تا 10 روز میباشد. بهترین رشد گیاه در حرات 15تا20درجه سانتیگراد در روز و 12تا14 درجه سانتیگراد در شب انجام میگیرد. حرارت بالای 29 درجه تولید غده را کاهش میدهد. خاک لومی شنی حاصلخیز برای این گیاه مناسب است. از لحاظ زمان رسیدن 3 دسته سیب زمینی وجود دارد. که عبارتند از زودرس و میان رس و دیر رس . که ما با توجه به شرایط منطقه ای که در آن میخواهیم سیب زمینی کشت کنیم از رقم مناسب استفاده میکنیم. برای معین کردن تاریخ کشت باید به شرایطی توج کنیم و از ان شرایط دما میباشد. همچنین باید طول فصل رشد را نیز مد نظر داشته باشیم. در مناطقی که امکان برخورد با هوای گرم تابستان وجود دارد باید هر چه زودتر اقدام به کشت کرد و موقعی که میانگین حرارت به 10 درجه سانتیگراد رسید زمان مناسب برای کشت است. سیب زمینی در طول دوره رشد و نمو و غده دهی نیاز به رطوبت زیادی دارد. این محصول تا هنگام برداشت به 7 الی 9 بار آبیاری نیاز دارد. سیب زمینی ممکن است که مورد حمله آفاتی از قبیل شته سیاه باقلا و تریپس توتون و کرم سفید و مگس لوبیا و پروانه کله مرده و سوسک کلرادو قرار بگیرد. لارو پروانه کله مرده به برگها حمله میکنه که برای از بین بردن ان میتوانیم از سموم فسفره استفاده کنیم. از بیماریهای سیب زمینی میتوان به بیماریهای قارچی و باکتریایی و ویروسی اشاره کرد. یکی از بیماریهای این گیاه بیماری فیتوفتورا میباشد که از علایم این بیماری وجود لکه های قهوه ای بصورت حلقه های متراکم روی برگ ها میباشد. بالا بودن رطوبت نسبی هوا و درجه حرارت بالا باعث تشدید این بیماری میشود که مبارزه با آن از طریق استفاده از قارچ کش یا ارقام مقاوم میباشد. یکی دیگه از بیماریهای سیب زمینی بیماری مرگ ریشه میباشد که توسط قارچ Rhizoctonia Solani ایجاد میشود. که در اثر حمله این قارچ جوانه های سیب زمینی قبل از سبز شدن دچار پوسیدگی شده و از بین میروند. بیماری دیگری که در این گیاه وجود دارد بیماری چوب پنبه ای شدن میباشد که توسط Streptomyces Scabies بوجود میآید که این بیماری سبب کاهش در کیفیت سیب زمینی میشود. این بیماری از طریق خاک منطقل میشود و رابطه مستقیمی با PH خاک دارد بطوریکه در شرایط اسیدی ضعیف تا خنثی درصد آلودگی بیشتر است. یکی دیگر از بیماری های سیب زمینی پوسیدگی طوقه و عفونت غده میباشد. که باعث سیاه شدن ساقه و در نهایت عفونت آن میشود برای جلوگیری از این بیماری باید از زخمی شدن غده ها جلوگیری کرد.     

                                                   

0120.jpg

 
فرسايش خاك، علل وعوامل

يكي ازعواملی که درکشاورزی بسیارمورد توجه قرارمی گیرد وعامل اصلی نابودی بسیاری اززمین های خاصلخیزکشاورزی وتبدیل آن به مکان های غیرقابل کشت می باشد پدیده فرسایش خاح است.

متاسفانه درکشورما به دلیل توجه بیشتر مسئولان کشوری به بخش صنعت وعدم توجه آنان به بخش کشاورزی ونادیده گرفتن مشکلات آن،باعث شده که این،مسیر قهقرایی،سرعت بیشتری بگیرد.

فرسایش خاک ازجمله نگرانی های عمده زیست محیطی قرن حاضراست. برپایه برآوردهای انجام شده براثرفرسایش خاک سالیانه چندین میلیون هکتارازاراضی کشاورزی جهان به کام نابودی کشیده می شود. برپایه همین برآوردپیش بینی می شودکه تاسال 2010 میلادی یک سوم تا یک پنجم اراضی کشاورزی براثرفرسایش خاک عقیم وغیراستفاده شوند.

فعل وانفعالات فرسایش خاک وجایگزینی تپه های شنی به جای بسترهای حاصلخیزخاک تاسف انگیزاست واین فرآیند باعث مهاجرت هزاران نفرازروستائیان به سمت شهرها می گردد.

یکی ازاساسی ترین مسائلی که باعث فرسایش خاک درایران وجهان شده است مسئله سیلاب هاست.

جنگل هاطی قرنن های طولانی موجب پایداری خاک وذخیره سازی آب ورونق فعالیت های گوناگون کشاورزی بوده اند،ولی به مروروبا ازمیان رفتن تدریجی جنگل ها وپوشش های گیاهی دراین بهشت سرسبزخداوندی ،جاری شدن سیلاب متداول شده است .

هنگامیکه پوشش جنگلی براثرقطع بی رویه حالت مناسب وتراکمی خودرا ازدست می دهد .خاک آن منطقه به علت کمبود شاخ وبرگ وفاصله ایجاد شده بین آنها دربرابربارانهای شدید ورگبارهای تند بی دفاع مانده ومقاومت خودرا ازدست می دهد وبا کمترین بارش تند،مرگبارترین سیلابها را بوجود می آورد.

با ازبین رفتن پوشش گیاهی ،باران هایی که برسطح خاک می بارد علاوه برشستن خاک وتبدیل شدن به روان آب توانایی نفوذ به داخل زمین را ازدست می دهد .

پیامد بوجود آمدن روان آب وعدم نفوذ آب درخاک،پائین رفتن سفره های آب زیرزمینی است که اصلی ترین منبع آبیاری گیاهان درمناطق خشک است. به مرروزمان آنقدرآب وخاک وجود نخواهدداشت که یک کشاورزبتواند مایحتاج روزانه خودرا به دست آورد. ازاین روپدیده مهاجرت به شهرها شدت بیشتری خواهد گرفت که پیامدهای خاص خودرا به دنبال خواهدداشت.

متاسفانه درکشورما پدیده تخریب جنگل ها روند سریعی را درپیش گرفته است.عریانی بیش ازحد دامنه شمالی کوههای البرزکه درروزگاری نه چندان دورپوشیده ازجنگل وبیشه بوده است اکنون به خاطربی توجهی ما انسان ها درمعرض نابودی کامل قرارگرفته وفرسایش خاک،تراکم حرارتی ناشی ازتغییرات جوی ،کاهش رطوبت وازهمه مهمترتقلیل ونابودی پوشش گیاهی (به علت قطع بی رویه وعدم کاشت همزمان درخت ) ازپیامدهای نامطلوب این بی رحمی انسان نسبت به طبیعت اطراف خود است .

شرایط اقلیمی ووضع کنونی زمین شناسی به گونه ای است که آن را به صورت یک کشورمستعد به فرسایش خاک درآورده است . ولی حقیقت آن است که میزان فرسایش خاک درایران بیش ازمقدارمورد نظرمی باشد.آمارنشان می دهد که تلفات خاک دراثرفرسایش درمملکت ما چندین برابربیش ازمیانگین آن درکشورهای آفریقایی واروپایی است.

فرسایش خاک درایران یک مسیرصعودی داشته وبراساس اطلاعات منتشرشده متوسط سالانه تلفات خاک ناشی ازفرسایش درایران رشد قابل توجهی داشته است.به عقیده عموم کارشناسان مهمترین علت فرسایش خاک عوامل انسانی است.افزایش رشد جمعیت دراین دوران با نرخ سرسام آورآن نیازهای اقتصادی زیادی به دنبال داشته است ودرنتیجه جمعیت نیازبه مکانی برای زندگی دارند وافراد سودجوازاین مورد استفاده کرده وبه تخریبت جنگلها می پردازند.متاسفانه ناتوانی مراکزترویجی دراشاعه فرهنگ استفاده صحیح ازجنگل ها ومراتع براساس اصول علمی وفقدان مدارس آموزش منابع طبیعی کافی برای روستائیان وعشایرازعلل دیگرروند فوق بوده است.

برمبنای دلایل فوق انسان ازطریق افزایش تعداد دام درسطح مراتع وتخریب غیرقانونی جنگل ها ،عدم کاربری صحیح اراضی کشاورزی ،استفاده نادرست ازمنابع آبی وگاهی ازطریق احداث خطوط جاده ای وبهره برداری غلط ازمعادن و... ،فرسایش خاک را ازحالت طبیعی ومعمول خود خارج ساخته وبرآن دامن زده است. علاوه براین می توان به عدم تخصیص بودجه مناسب جهت مبارزه با پیشرفت بیابان ها وهمچنین عدم توجه به حفظ زمین های زیرکشت اشاره کرد.

با نیم نگاهی به تاریخچه کشاورزی کشورهای توسعه یافته،می توان دریافت که این کشورها دارای برنامه ریزی صحیح دربخش کشاورزی بوده وکمبود بودجه بخش صنعت خویش را ازدرآمد های بخش کشاورزی تامین می کنند. کشورهایی مانند آمریکا،فرانسه ،ژاپن ازاین راه علاوه برخودکفایی دربخش کشاورزی دارای صنعتی توسعه یافته نیزهستند.

گفتنی است کشورهند درسال 1975 دارای فرسایش خاکی درحدود5میلیاردتن خاک درسال بوده است وبا حمایت ماهاتما گاندی درسال 1985 موفق به تأسیس دفترملی عمران اراضی هند شدکه هدفش به زیرکشت بردن سالانه 5میلیون هکتارازاراضی بایراین کشوروتبدیل آن به اراضی کشاورزی بود.

این روند شامل گسترش زمین های کشاورزی وگسترش مناطق جنگلی بودکه تاحدبسیارزیادی مانع ازافزایش میزان فرسایش خاک درآن کشورگردید.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم دي 1384ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط farshid |  نظر بدهید

 

 عیبی نداره وارد اتاق بشم؟     <=    ? Do you mind if i com in
 

11678.jpg 

حقایقی در مورد پستان

اکثر خانمها به اندازه کافی به پستانهای خود توجه نمی کنند و خیلی مسائل را در مورد

پستان نمی دانند. در این مقاله خانم سالی وادیکا نکات مهمی را در مورد پستانها

 آموزش می دهد.

1-      رشد پستان:

پستان یک زن 20 ساله شامل چربی، غدد شیری و ماده ای به نام کولاژن یا کلاژن است (که باعث

 پیوند بافتها به هم و سفت نگه داشتن پستان می شود). اما به تدریج با بالا رفتن سن، غدد شیری و

کولاژن تحلیل رفته و جای خود را به چربی بیشتر می دهد و این چربی اضافی باعث افتادن پستانها

می شود. راهی برای جلوگیری از این روند نیست ولی پوشیدن سینه بندی که زیرش سیم دارد روند

 افت پستانها را کند می کند.

2-      وزن پستانها:

اگر وزنتان بالا رفته و پستانهایتان بزرگ شده اند گناه وزن اضافی را به گردن آنها نیندازید. یک جفت

 پستان سایز یک چهارم A  پوند، سایز B نیم پوند، سایز C سه چهارم پوند وD   یک پوند وزن دارد.

3-      پوست پستان:

پوست ناحیه پستان به خاطر کشیده شدن آن بسیار نازکتر از پوست بقیه بدن است  و  به  همین  خاطر

سریعتر دچار خشکی می شود. حتما با استفاده از یک کرم  سفت  کننده  پستانها را  مرطوب  نگهدارید.

این کرمها باعث تحریک کولاژن و الاستین شده و حاوی عنصر ضد اشعه ماوراء بنفش و عنصر رتینول

 (ضد چروک) هستند. در عین حال از کرمهای مرطوب  کننده  معمولی  مثل  وازلین  و آکوافور هم غافل

 نشوید.

4-      مو روی پستان:

تقریبا همه زنها چند تاری مو (بین 2 تا 15 تار) روی پستان و نوک پستان دارند. قانون کلی این است

 که  هر چه رنگ  موی سر و  پوست  تیره تر  باشد، احتمال داشتن مو روی نوک پستان بیشتر است.

 اگر این موها آزارتان می دهد، می توانید هر چند وقت یک بار موم بیندازید. اما اگر چند تار مو بیشتر

 نیست، استفاده از موچین راحت تر است. اول  با  الکل اطراف  موها  را  ضدعفونی  کنید. موها را با

 موچین بردارید و بعد با یک محلول ضد باکتری ماساژ دهید. با این کار یکی دو هفته ای از  شر  موها

 خلاص خواهید بود.

5-      نوک پستان:

اندازه  و  شکل  نوک پستان  آدمها  با  هم  تفاوت  دارد.  جهت  آنها  هم  متفاوت  است.  نوک  پستان  

می تواند سر بالا، سرپایین، به چپ، یا به راست باشد. حتی جهت  نوک  دو  پستان  بعضی  از  زنها  با

هم متفاوت است.همه این ها بستگی به نوع رشد هاله تیره دور نوک پستان دارد.

6-      سیکل پستانها:

تغییر  در  میزان  هورمونهای  بدن  باعث  تغیر  حالت  مداوم  پستانها است. در  روزهای اول  پس  از

 عادت ماهانه  به  خاطر  توازن هورمونها بافت پستان از همیشه نرم تر است. در میانه  دوره  به خطر

 هورمون استروژن پستانها حساسترمی شود و بالاخره درهفته قبل ازعادت ماهانه به خاطرمیزان بالای

 پروژسترون  پستانها   متورم   و   کمی  دردناک  می شود.  در  این  حالت  اگر  خیلی  اذیت  می شوید 

 می توانید  از  یکمسکن استفاده کنید و مصرف چای و قهوه را کم کنید.

7-      زمان مراجعه به دکتر:

اگر نوبت معاینه پستانهایتان رسیده است، بهترین موقع همان هفته اول پس از عادت ماهانه است چون          پوست       پستان نرمتر است و اگر غده یا رشد غیر عادی وجود داشته باشد تشخیص راحت تر است.

8-      جراحی پلاستیک پستان:

تابحال  حدود  2 میلیون  زن  در  آمریکا  پستان هایشان  را  جراحی  پلاستیک  کرده اند  و هر سال هم

 250  هزار  نفر  به  این  تعداد افزوده می شود. متوسط  سن  زنانی  که جراحی می شوند 34 است.۹۰

 درصد  پس  از  زایمان  این  کار  را  می کنند  و  اکثرا  دو  سایز  پستان  هایشان  را  بزرگ  می کنند.  

حدود  6 درصد  ازکسانی که جراحی می شوند ناراضی هستند و برای دستکاری مجدد یا برداشتن ژلاتین

 دوباره زیر تیغ می روند.

9-      خطر جراحی:

تقریبا در 1۰ درصد از موارد ژلاتین تخت  می شود  یا  نشتی  می کند  و یا  باعث  چروک  شدن  پستان

 می شود و باید جایگزین یا کلا برداشته شود. مشکل دیگر  سفت شدن بافت زخم مانند دور ژلاتین است

 که مستلزم یک جراحی مجدد است. در ضمن همیشه خطر عفونت و خونریزی پس از جراحی هم هست.

10-  آفتاب سوختگی:

حتی از زیر سینه بند هم امکان آفتاب سوختگی پستان هست. سینه بند فقط به اندازه یک کرم ضد آفتاب

 با  SPF پنج تا هفت عمل می کند. حتما اگر قصد دارید  به  ساحل  دریا  بروید یا  حمام  آفتاب  بگیرید

از یک کرم  ضد آفتاب  با SPF     حداقل  15  و  محافظ  ماوراء  بنفش  (نوع  AوB)  استفاده  کنید

 وگرنه دچار چروک زود رس و لکه های قهوه ای خواهید شد.

11-  مراقبت از پوست اطراف پستان:

منطقه بالا و میان دو پستان  پر  از  غدد  چربی  است  و  به  همین  خاطر  راحت  لک  می شود و خال

 در می آورد.  در ضمن هر چه پستانها بزرگتر باشد، بیشتر عرق می کند و محل تجمع باکتری می شود.

 با استفاده از پودرهای جذب کننده در منطقه  زیر  و  میان  دو  پستان  از  جمع  شدن  و  مسدود  شدن

حفره های پوست  جلوگیری  کنید. در ضمن هر  روز  خصوصا  پس  از  ورزش  این  دو  منطقه  را  با

 دستمال های  باکتری کش  تمیز  کنید  و  اگر  خواستید  بعد  از  تمیز  کردن  از  یک  تونر  حاوی  کمی

 اسید سالیسیلیک استفاده کنید.

12-  شکاف بین دو سینه:

اندازه پستانها ربط زیادی به زیبایی شکاف بین سینه ندارد. بیشتر حالت سینه و موقعیت سینه روی بدن

است  که مهم  است.  در  ضمن پهنای  بدن  هم مهم است. اگر  بدن  از  زیر  بغل  به  پایینباریک باشد،

شکاف بین سینه ها زیباتر خواهد بود.

مقاله این هفته از نسخه آنلاین ماهنامه COSMOPOLITAN گرفته شده است.

 مجله COSMOPOLITAN در سال 1886 در نیویورک افتتاح شد. در ابتدا فقط داستان

چاپ می کرد تا اینکه در سال 1965 تبدیل به مجله زنان شد.  در چند سال اخیر مجله

 بیشتر و بیشتر به سمت طرح مسائل جنسی  پیش رفته و گهگاه بخاطر عکسهای واضح

 پشت جلدش از آن شکایت شده است.

 مخصوصا بخاطر اینکه مجله  در اکثر سوپر مارکتها در دید عموم قرار دارد.

zendanb.jpgزندان وجدان 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/07ساعت 2:31 PM  توسط farshid moradi  | 

منو می شناسین!!

s1i4ap.jpg

 2ev520j.jpg

یک بوس شیرین!

 یکم - آخر هفته خوبی بود. با عیالات متحده رفتیم سینما، آن هم یک سینمای روشنفکری با فضایی که به معماری حضرت خشایار در تخت جمشید می خورد ؛ یک چیز تو مایه های بناهای خشتی و سنگی که بوی ناسور نم می دهند. اول تو صف فیلم مکس قرار گرفتیم و چون جماعت روشنفکر هیچ علاقه به فیلم های لمپن نداشتند ، بلیط گیرمان نیامد.بعد ازان به اجبار رفتیم فیلم یک بوس کوچولو.

 

 دوم- به این دلیل از یک بوس کوچولو خوشم اومد که به مفهوم مرگ نگاهی سمبلیک داشت. شخصیت
 ها نمادهایی تاریخی داشتند. و جالب تر برای من موضوع سفر بود که مرگ هم در سفر تو می اید... هر
کس هم فرشته ای دارد... یکی خوب و دیگری  بد  و سیاه .  یک  قصه فرعی هم  وجود  داشت که  قصه
 اسماعیل شبلی بود ... یک داستانی که موضوع مرگ را عینی تر می کرد. من اصلآ کاری ندارم که فرمان
 آرا می خواسته از ابراهیم گلستان انتقام بگیره و یا ...

سوم- خوشم اومد از اینکه مرگ می خواد یک بوس کوچولو از آدم داشته باشه.

چهارم - می خواد بدونی برید اینجا و اینجا و...

لب گرفتن ازدخترها

 نميدونم شما هم ازاون پسرهايي هستيدكه توكف لب گرفتن ازدخترهاييديانه؟
اماراستش آدم نبايد تو كف باشه بلكه  بايد تو كف بذاره يك كاربحال  بهتون يادميدم كه خيلي
 ديوانه است:
1.اولابايك دخترخوشگل قرار بذاريد
2.بااون قدم بزنيدوشديدااظهارعشق كنيد
3.به اوبگوييدحاضريدهروقت خواست بخاطراوخودكشي كنيد(مطمئن باشيداوازشما اين را
نميخواهد چون مثلا دوستتان دارد)
4.به اوبگوييدشديداازكارهاي بدبدمتنفريدوبه نظرشمااينكارهاكارعاشقها نيست
5.اين رايادآوري كنيدكه لب گرفتن جزو كارهاي بدبد نيست
6.بعدازيكساعت كه اراوخسته شديدبهانه بياوريد كه الان اگر خانه نرويد خيط است
حال به مرحله خداحافظي ميرسيدوهمه ميدانيد كه دراين مرحله بايدلب بگيريد
7.به چشمان او نگاه كنيدوهيچ چيزي نگوييد(اوخودبه خودساكت ميشود)
8.چون جدايي سخت است كمي ناراحت خودرانشان بدهيدولي ناگهان تبسم كنيد
9.چشمانتان رابسته و سرتان را آرام آرام به طرف مقابل قرار بدهيد
11.دخترشديداميل به لب دارد
12.حالا لب نگيريد

 Image hosting by TinyPic

xinsrc_050601010833421296063.jpg

آموزش دختر بازی 

خيلي‌ها هستند كه چون بي‌تجربه‌اند وقتي به دختري مي‌رسند دست و پاشونو گم مي‌كنند. در بعضي موارد
 حتي با  تجربه‌هاش هم  مي‌مونند چيكار بايد بكنند تا به هدفشون برسند.  ارتباط  با  دخترها  هميشه  بايد
حساب شده باشه چون جنس لطيف اونقدرها هم وفادار نيست. خوب حالا براي تازه كارها كمي جملات 
آموزشي مي‌نويسم. اميدوارم به دردتون بخوره: ۱. با ماشين تو خيابونها چرخ ميزنيد. در كوچه‌اي خلوت
با دختري زيبا مواجه مي‌شويد. حال  بايد ماشين را كنار او نگهداشته،  شيشه را  پايين  بكشيد  و بگوييد:
 خانم من لولو خورخوره‌ام. اگر سوار نشي ميخورمت. كه در اينجا دو حالت دارد يا سوار ميشود كه هيچ
و اگر سوار  نشد به  شما اجازه  خوردنش را داده  است  . ۲ .  ساده ترين  متلك  به  يك  دختر  اينست:
خانم مكان هست تشريف مياريد؟ كه بطور مختصر و مفيد منظور رسانيده مي‌شود. ۳. سريالهاي تلويزيوني
هميشه سرشار از تكيه كلامهايي هستند كه بهترين سوژه براي متلك گويي را شامل ميشوند. مثلا اين جمله:
 دود اگزوزت H2O هواي ماست. يا وقتي خواستيد به دختري شماره تلفن بدهيد  و  او  نگرفت.   ميتوانيد
 بخوانيد: بيوفايي، بيوفايي، دل من از غصه داغون شده... ۴. وقتي با دوست خود قرار داريد هيچوقت ادب
 و نزاكت را ترك نكنيد. مثلاً تف  نكنيد  يا  دماغ  خود ر ا نگيريد  و  يا  اگر مجبور  بوديد  اينكار  را  با
 دستمال كاغذي انجام ندهيد. چون ممكن است بقايايي از دستمال روي  دماغتان  بماند. بعضي از عادتها  در
 اينگونه مواقع مشكل سازند. مثلا اگر گربه اي را ديديد. لنگه كفش خود را در نياورده و به طرفش پرت نكنيد.
 ۵. ديگر لازم نيست گفته شود كه بهترين بهانه براي دوست شدن با دختري در دانشگاه گرفتن جزوه از اوست.
 در ابتدا بايد از دختري خوشتان بيايد و بعد اين نكته يادتان باشد در هنگام درخواست جزوه  روي اين  مساله
 تاكيد كنيد كه شما اول از تمام پسرهاي كلاس جزوه خواستيد و هيچكس جزوه‌اش كامل نبوده. در بعضي موارد
 اگرطرف شما گفت كه جزوه او هم كامل نيست فقط بايد بگوييد: اشكالي نداره، من يك مقداريش را از بقيه گرفتم
 و فقط فلان جلسه (كه ميدانيد در كلاس
حضور داشته) را مي‌خواهم. وقتي جزوه را گرفتيد ديگر كار تمام است  و به راحتي  مي‌توانيد  به  بهانه  هاي
مختلف از قبيل نامه گذاشتن درون جزوه، يا قرار گذاشتن براي گرفتن باقي جزوه ها و... بالاخره به هدف خود
 برسيد. ۶ ۷. تجربه ثابت كرده كه هر وقت با دختري دوست شويد به راحتي مي توانيد دوستان او را هم چكش
بزنيد. براي اينكار بايد به دوست دخترتان بگوييد يكبار با دوستش بيايد  كه  البته  معمولا  دخترها  اتومات  با
 همديگر سر قرار حاضر  مي‌شوند  (دليلش اينست كه اين به بهانه اون و اون به بهانه اين از خونه جيم شدند).
يادتان باشد جلوي دوستتان با طرف مقابل بسيار مودب ولي خودماني باشيد و پشت  سر هم  شوخي  كنيد.  اين
مساله باعث ميشود كه با هم خودماني شويد. بعد سر يك مساله جزيي  با  دوست  دخترتان  قهر  كوتاهي  بكنيد.
مطمئن باشيد دوست او زنگ خواهد زد و مثلا مي‌خواهد شما دو نفر را آشتي دهد. اين  بهترين  فرصت  براي
مخ زدن است. بشتابيد. ۸. از خيانت به دوست دخترتان ناراحت نشويد. اينكارخيلي كيف دارد.
هميشه دو كون بهتر از يك كون است. ميتونيد امتحان كنيد. ۹. اگر مجبور شديد با دختري زشت دوست شويد
كه حالتان را به هم ميزند مبادا با او قهر كنيد. چون به راحتي ميتوانيد با دوستان او دوست شويد. يك دختر زشت
 هميشه كنار يك دخترخوشگل ميپلكد. اين رامطمئن باشيد. ۱۰. برعكس تفكر رايج،  اگر  شما  چند  نفر  باشيد
و به علافي برويد، نبايد به دختري تنها متلك بياندازيد چون امكان  موفقيت  پايين تر مي آيد.  بهترين  راه  حل
 تنها چكش زدن يا حداكثر دونفره علافي كشيدن است. اگر چند نفر باشيد دخترك  ميماند به كدامتان جواب بدهد
 و معمولا از خير همه تان مي‌گذرد. اين نكت ه را  هم  بخاط رداشته  باشيد  دخترها  با  كسي  دوست  مي‌شوند
كه يا خوشتيپ‌تر و يا خوشگلتر باشد و يا فقط او صحبت مي‌كند

xdtl09.gif225101.jpg

  HyperText Transfer Protocol
My Herat Will Go On (قلبم ادامه خواهد داد)

ترانه قلبم ادامه خواهد داد با صدای سلن دیون یکی از آهنگهایه که من خیلی خیلی دوستش دارم و هر چه قدر هم که گوشش کنم از شنیدنش خسته نمیشم. آهنگی که واقعا با موضوع تایتانیک مطابقت داشت. بیخود هم نیست که این ترانه با ۱۰۵ میلیون شنونده رکورد دار پرشنونده ترین آهنگ دنیاست . من به دلیل علاقه ای که به این آهنگ و خوانندش (سلن دیون) دارم این ترانه رو با ترجمه فارسی براتون مینویسم .

تقدیم به تنها عشقم ( آیلین ) .

                My heart will go on 

Every night in my dreams. I see you. I feel you 

That is how I know you go on

Far across the distance and spaces between US

You have come to show you go on

Near. Far. Wherever you are

I believe that the heart does go on

Once more. You open the door

And you re here in my heart

And my heart will go on and on

Love can touch US one time

And last for a lifetime

And never let go till we re gone

Love was when I loved you

One true time. I hold too

In my life we ll always go on

Near. Far. Wherever you are

I believe that the heart does go on

Once more. You open the door

And you re here in my heart

And my heart will go on and on

You re here. There s nothing I fear

And I know that my heart will go on

We ll stay forever this way

You are safe in my heart

And my heart will go on

And on

قلب من برای تو می تپد

هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم

و احساس می کنم تو هم همین احساس را داری

دوری، فاصله و فضا بین ماست

و تو این را نشان دادی و ثابت کردی

نزدیک، دور، هر جایی که هستی

و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد

یک باره دیگر در را باز کن

و دوباره در قلب من باش

و قلب من به هیجان خواهد آمد و خوشحال خواهد شد

ما می توانیم یک باره دیگر عاشق باشیم

و این عشق می تواند برای همیشه باشد

و تا زمانی که نمردیم نمی گذاریم بمیرد

عشق زمانی بود که من تو را دوست داشم

دوران صداقت، و من تو را داشتم

در زندگی من، ما همیشه خواهیم تپید

نزدیک، دور، هرجایی که هستی

من باور دارم که قلب هایمان خواهد تپید

یک باره دیگر در را باز کن

و تو در قلب من هستی

و من از ته قلب خوشحال خواهم شد

تو اینجا هستی، و من هیچ ترسی ندارم

می دانم قلبم برای این خواهد تپید

ما برای همیشه باهم خواهیم بود

تو در قلب من در پناه خواهی بود

و قلب من برای تو خواهد تپید

و خواهد تپید

تایتانیک

 

 

تایتانیک

 

ژانر : درام عاشقانه

زمان : 3 ساعت و 23 دقیقه

تاریخ اکران : 19 دسامبر 1997

تهیه کنندگان : جیمز کامرون و جان لاندو

بازیگران : لئوناردو دیکاپریو ، کیت وینسلت ، بیلی زین ، فرانسیس فیشر ، کتی بیتس ، بیل پکستن ، برنارد هیل  

نویسنده و کارگردان : جیمز کامرون

محصول : لایت استورم ، انترتیمنت

پخش از : استودیو پارامونت و فاکس قرن بیستم

دستیار کارگردان : جان مک لاگن

مدیر فیلمبرداری : راسل کارپنتر

تدوینگران : کنراد باف ، جیمز کامرون ، ریچارد ا.هریس

جلوه های ویژه تصویری : رابرت لیگاتو ، مارک لازوف ، جودیت کرو

طراح لباس : دبورال . اسکات

طراحی صحنه : چالرز لی و مارتین لینگ

موسیقی متن : جیمز هورنر

طراح چهره پردازی : تینا ارشنال

طراح رقص : لین هاکنی

طراح صدا : کریستوفر بویز

خواننده : سلن دیون

جلوه های ویژه : توماس ال فیشر

محصول 1997 آمریکا

خلاصه داستان :

  بروک سوت يک جوينده گنج است که بدنبال يک الماس مشهور در بقايای کشتی غرق شده تايتانيک است . او يک صندوق سالم در کشتی پيدا می کند که در آن تصويری از يک زن جوان قرار دارد که الماسی بر گردن دارد . پس از نشان دادن نقاشی در يک برنامه تلويزيونی ، يک زن پير به اسم رز داوسن ادعا می کند که همان زن نقاشی است . او به محل غرق کشتی برده می شود تا به جستجوگران کمک کند تا جای الماس را پيدا کنند اما بجای اينکار او همه حقايق مربوط به داستان غرق شدن کشتی تايتانيک را برای همه تعريف می کند . او دختری 17 ساله و ثروتمند بوده که تصميم داشته با کشتی به امريکا برود و در آنجا با کال هاکلی ازدواج کند . مادرش او را مج%

n3ltms.gif

advertising_ads12.jpg

+ نوشته شده در  شنبه 1378/10/11ساعت 0:0 AM  توسط farshid moradi  |